سرنوشت چندین نفر از ساکنان کپنهاگ زمانی که یک ماموریت بمباران جنگ جهانی دوم به طور تصادفی مدرسه ای پر از کودکان را هدف قرار می دهد، به هم گره می خورد ...
نینا با پسرش دنیس زندگی می کند. وقتی پسرش18 ساله می شود، او یک جشن غافلگیرکننده برایش برگزار می کند. با این حال، وقتی دنیس اعلام می کند که قصد داردخانه را ترک کند، نینا شوکه می شود..
مدز ، فیلمنامه نویس 34 ساله، زمانی که یکی از دوستان نزدیکش سکته می کند و در نهایت به کما می رود، دچار بحران زندگی می شود. مدز از دوست خود جدا می شود و سعی می کند مسیر متفاوتی در زندگی پیدا کند...
کارلا ده ساله یک معمای کامل برای حل دارد و باید سریع آن را حل کند: او شدیداً می خواهد که تمام خانواده اش دور هم جمع شوند تا کریسمس را جشن بگیرند - اما این کار آسانی نیست، به خصوص وقتی والدین شما طلاق گرفته اند...
لئو و لوئیس زن و شوهری جوان هستند که در شهر کپنهاگن زندگی می کنند. لئو اغلب با دوستانش بیرون می رود در صورتی که لوئیس بیشتر در خانه می ماند. اما زمانی که لوئیس به لئو می گوید که حامله است، لئو از او دلسرد می شود و فاصله می گیرد. روز به روز خشم و عصبانیتش علیه لوئیس بیشتر می شود تا اینکه...
به منظور تامین هزینه های تحصیلات حقوق خود،"مارتین" به عنوان نگهبان شب در یک سردخانه مشغول بکار می شود.وقتی قربانیان یک قاتل سریالی به سردخانه منتقل می شوند،اتفاقات وحشتناکی به وقوع می پیوندد...
مارکوس، هنگامی که همسرش را در صانحه ی دلخراش قطار از دست می دهد مجبور است به خانه دختر نوجوان خود، ماتیلد برود. این یک تصادف به نظر می رسید تا اینکه یک ریاضی دان که هم سفر او در قطار بود به همراه دو همکارش حاضر می شوند.