داستان فیلم درباره دختری جوان می باشد که در منطقه ای جنگ زده پس از این که خانواده اش توسط افرادی کشته شده اسیرمی شود و به خانه ای متروکه که دختران ربوده شده توسط سربازان نگهداری می شوند انتقالش می دهند و….
در این قسمت دومینیک تورتو (دیزل) ، برایان اکانر (واکر) و بقیه اعضای خانواده شان به ادامه آخرین ماموریتشان در ایتالیا می پردازند ، جایی که لوک هابز (جانسون) در تعقیب آنها بود . همزمان با این ماجرا ، گروهی دیگر در لندن دست به سرقت چند ماشین و آشوب می زنند و هابز مجبور می شود به آنجا برود و آنها را دستگیر کند . بعد از آنکه مشخص می شود لتی (رودریگوئز) در سرقت لندن دست دارد ، تورتو هم قاطی ماجرا می شود ...
این فیلم سفر نوجوانی به نام "یوهانا موریگان" را نشان می دهد، که خودش را به عنوان "دالی وایلد" معرفی می کند، کسی که سریع صحبت می کند، زنی ماجراجو است، به لندن نقل مکان می کند و به عنوان منتقد موسیقی شغلی پیدا می کند به امید اینکه خانواده فقیر خود را نجان دهد ...
داستان فیلم بر اساس زندگی یک نابغه مشهور ریاضی بنام "شاکونتالا دوی" است. او به دلیل استعداد و مهارت فوق العاده ای که در زمینه حل مسائل پیچیده ریاضی بدون هیچگونه کمک ماشینی داشت به “کامپیوتر انسانی” ملقب شد و ....
"سارا" زن جوانی است که زندگی اش به اندازه کافی شلوغ است و آخرین چیزی که آرزویش را دارد این است که مسئولیت مراقبت از کسی را برعهده بگیرد. "سارا" مجبور می شود از سگ مادر بزرگش نگهداری کند. این سگ لوس که از نژاد اشرافی "پاگ" می باشد، "پاتریک" نام دارد و مراقبت از آن به هیچ وجه کار آسانی برای "سارا" نخواهد بود تا اینکه …
این فیلم داستان یک نوجوان انگلیسی از تبار پاکستانی به نام جاوید (با بازی ویویک کالرا) را حکایت میکند که در سال ۱۹۸۷ در شهر لوتون انگلستان زندگی میکند و در حال بزرگ شدن است. او در میان آشفتگیهای نژادی و مشکلات اقتصادی که در این برهه زمانی وجود داشت، شعر مینویسد. او قصد دارد از همین شعر نوشتن به عنوان یک راه فرار از شهری که در آن ساکن بود و دیگر قدرت تحمل کردنش را نداشت و همچنین پدر سنتی و غیرقابل انعطاف خود، استفاده کند. اما زمانی که یکی از همکلاسیهایش، موسیقی بروس اسپرینگستین را به جاوید معرفی میکند، او میتواند یک برابری و شباهت را بین زندگی طبقه کارگری خود و آن اشعار قدرتمند ببیند. به همین ترتیب جاوید نه تنها یک مسیر خوب برای زندگی خود پیدا میکند، بلکه بعد از گذشت مدتی این جسارت را در خود مییابد که با صدای منحصربهفردی که دارد، خود را ابراز کند و به نمایش بگذارد.
مایکل یک سرباز بازنشسته هنگامی که یک استادیوم به صورت ناگهانی توسط گروهی خلافکار و مسلح تصرف میشود، میبایست از تواناییهای نظامی خود برای نجات جان سی و پنج هزار نفر تماشاچی این استادیوم استفاده کند و…
مامور سرویس مخفی، مایک بنینگ، متوجه می شود که برای او پاپوش دوخته اند و گزارش شده که او می خواهد رئیس جمهور را ترور کند. حال او باید از دست آژانس سرویس مخفی و همچنین پلیس اف بی آی فرار کند تا بتواند بی گناهی خود را اثبات و تهدید واقعی را شناسایی کند…
یک کشتی کج کار سابق، تصمیم می گیرد تا به همراه خانواده اش سفری را برای اجرا به سراسر کشور آغاز کنند اما این در حالی است که فرزندانش رویای حضور در مسابقات کشتی کج را دارند و...
این سریال در هر قسمت از خود با داستان های فوق العاده زیبا و متفاوت سعی دارد اعتراضی نسبت به پیشرفت روز افزون تکنولوژی و اعتیاد مردم به آنرا نشان دهند که بصورت روز افزون در حال پیشترفت در زندگی انسان هاست...
سریال "گروه های لندن" داستان نسخهای از شهر لندن را روایت می کند که در جنگ بین دار و دستههای مختلف نابود شده است. زمانی که رهبر بزرگ به قتل میرسد، مبارزه خونینی بین گروههای مختلفی رخ میدهد تا خلا قدرت را پر کنند و رهبر جدید مشخص شود ..
در شهر کوچک “برودچرچ”، در ساحل “دورست” جسد یه پسربچه پیدا میشه، به اسم “دنی لتیمر”. توی این شهر کوچیک تا حالا جرم به این بزرگی اتفاق نیفتاده بوده، یا دزدی های کوچیک بوده، یا خرید و فروش مواد و یا رانندگی در هنگام مستی. بعد از بررسی های دقیق، متوجه میشن که این پسر به قتل رسیده. بازرس “آلک هاردی” و “الی میلر”، روی این پرونده کار میکنن. آلک هاردی” به تازگی از “سندبروک” اومده اینجا که یه زندگی آرومی رو داشته باشه، ولی درگیر این پرونده میشه. “الی” هم یکی از دوستان “بث”، مادر “دنی”، و در کل دوست خانوادگیِ خانواده ی “لتیمر” هستش. بعد از تحقیقاتی که “آلک” و “الی” انجام میدن، که به رازهای جالبی پی میبرن…
اریک یک افسر زندان است که سعی می کند از افراد متهمش محافظت کند. وقتی یکی از خطرناک ترین زندانیان ضعف او را تشخیص می دهد ، اریک با انتخاب غیرممکن بین اصول و عشق به خانواده روبرو می شود.
داستان در مورد مردی انگلیسی به نام "الکس گوودمن" می باشد که پدرش از مافیـای روسـی بوده است. او در زندگی همواره از سایه های تیره ی گذشته ی خود و خانواده اش در حال فرار است و سعی می کند با نامـزدش "ربکا" زندگی و کاری جدید را شروع کند. قـاتلی که با گذشته ی خانواده ی "الکس" سر و کار داشته، آن ها را پیدا می کند و "الکس" و خانواده اش را تهدید می کند. او مجبور می شود وارد دنیای زیر زمینی خلافکارها شود و از چیزهایی که دوستشان دارد محافظت کند...
"استن لی" که خالق شخصیت های معروفی مانند "مرد آهنین"، "مرد عنکبوتی" و "ایکس من" بوده، این بار یک ابر قهرمان دیگر را به ما معرفی می کند. کسی که قدرت کنترل "شانس" را دارد. ماجرای سریال درباره کارآگاهی است که یک دستبند جادویی پیدا می کند که برای او خوش شانسی به همراه دارد. اما از طرف دیگر ماجرا یک نفر به دنبال پس گرفتن این دستبند است...
همانطور که هلن با مشکلات بارداری روبه رو است باید طی هفته های اینده به زادگاهش بازگردد تا بتواند به بهترین دوست دوران کودکی خود کمک کند،که خود را در وسط....