26 سال پس از اکران فیلمهای کلاسیک مستقل «بچهها» برای ملتی بیخبر، این مستند راههای متفاوت بازیگران اصلی را بررسی میکند و نگاهی سرسختانه به یکی از نمادینترین فیلمهای دهه 1990 دارد...
هنرمند جوان نیویورکی پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و درگذشت دوستانش، سرپرستی دو دختر آنها را بر عهده می گیرد. یازده سال بعد، او با وجود مشکلات مالی، همچنان از دختران مراقبت می کند...
دختری با والدینش زندگی میکند و از دعواها و مشاجرات آنها آزرده است. از شدت این نزاع خانوادگی دخترک بیچاره ی ثروتمند که مایا نام دارد، نزد دوست پسرش که در یک ساختمان قدیمی داغون در منهتن زندگی میکند، میرود که در آنجا...
سارا و جاش ساکن حومه شهر هستند. سارا پس از یک تصادف رانندگی هوشش را از دست می دهد. همانطور که زندگی او در حال چرخش است، او دوربینی را در خانه خود پنهان می کند و راز وحشتناکی را با عواقب گسترده باز می کند...
عشق شانس نیست ... استراتژی است. جون آبراهامز ، میکی سامنر و جولیا جونز در این کمدی عاشقانه پرجنب و جوش در مورد نیویورکی ها برای یافتن عشق تلاش می کنند بازی می کنند.
وقتی به برنده یک برنامه تلویزیونی واقعی فرصت زندگی در یک پنت هاوس داده می شود، او و بهترین دوستش به زودی جایزه را به یک خانه مجردی وحشی تبدیل می کنند...
عکاس مد سي و هفت ساله اي به نام «رافي» (تورمن) که تازه از شوهرش جدا شده مرتب در جلسات روان درماني «دکتر ليزا متسگر» (استريپ) شرکت مي کند. او با مرد جوان بيست و سه ساله اي به نام «ديويد» (گرين برگ) آشنا مي شود و با توصيه هاي «ليزا» رابطه اي صميمانه با او برقرار مي کند. اما بعد روشن مي شود «ليزا» مادر «ديويد» است و از رابطه ي پسرش با «رافي» چندان رضايتي ندارد...
وقتی مردی جوان می پذیرد به خانه رئیسش برود، تصور می کند این بهترین فرصت است تا به دختر رئیس خود که علاقه زیادی به او دارد، بیشتر نزدیک شود. ولی وقتی دیگر مهمانان خانه تلاش می کنند تا او را از ماموریتش دور کنند، تصورات او رنگ می بازد...
مرد جوانی که قصد ازدواج دارد با رانندگی برای یک اوباش محلی پول اضافی به دست می آورد اما وقتی کشته شدن این اوباش توسط رئیس رقیب جنایت انجام می شود همه چیز خراب می شود...
گروهی از جوانان پس از جنگ داخلی آمریکا با هم متحد می شوند تا تکزاس رنجرز را تشکیل دهند، گروهی که وظیفه خطرناک و بی رحمانه پاکسازی غرب را بر عهده دارند.
گرگ يک پرستار مرد است که چند ماهی است به دختری به اسم پم علاقمند شده و اکنون آنها با هم نامزد شده اند. گرگ که می خواهد به رابطه بین شان رسمیت ببخشد و با پم ازدواج نماید خود را آماده می کند تا با خانواده همسر آینده اش ملاقات کند. بنابراین بهمراه پم نزده خانواده او می رود. پدر زن آينده گرگ جک نام دارد و مامور سابق اف.بی.آی بوده است. جک مردی است خشن با پیش داوری های سفت و سختش که معتقد است گرگ بدرد پم نمی خورد. او تصميم دارد گرگ را توسط دستگاه دروغ سنجی که خودش اختراع کرده امتحان نماید. گرگ نيز جوانی است دست و پا چلفتی بنابراین رابطه آنها بدون مشکل از آب در نمی آید و بدين ترتيب ماجراهای بين اين دو آغاز می شود.