داستان در مورد یک قاتل حرفه ای در لندن می باشد که قصد دارد یک دختر بی گناه را از دست چنگال گانستر بی رحمی که قصد تجارت و فروختن دختر را دارد ، نجات دهد . اما در این راه وارد بازی های بزرگتری می شود و …
سانی (غروب) گارسیا یک پخش کننده مواد است که برای یک شبکه کارتل کلمبیایی کار میکند. او شبکه بزرگی از توضیع مواد را به راه انداخته و تیم مبارزه با مواد مخدر قصد دستگیری او را دارد. جان دو یک مرد مرموز است. هویت او ناشناخته است و کسی از کارهای او اطلاعاتی ندارد. تنها چیزی که میدانیم این است که شدیداً مشتاق مرگ سانی است ولی قبل از کشتن سانی قصد انتقامگیری و زجر کش کردن او را دارد. بدین ترتیب جان شش مزدور را استخدام میکند تا به او خدمت کنند. او این شش مزدور را از بین تبهکاران حرفه ای انتخاب کرد تا دنیای سانی را ویران کنند و پول و عشق و شهرت و اعتبار و تمام دارایی او را از بین ببرند....
یک کارآگاه پلیس دنبال سرنخهایی از شواهد میرود که در نهایت به برادر سابقهدارِ شریک قابل اعتمادش ختم میشود؛ همان کسی که او سالها پیش کمک کرده بود تا به زندان بیفتد.
وقتی سندی، که یک دختر تلفنی در «چشم برهنه» است، کشته میشود، جیک، دوست و تنها حامی او در این دنیا، برای پیدا کردن قاتلش وارد یک عملیات جستجو و تعقیب میشود.
دو ارباب جنایت در حمام سونا مورد حمله یک آدمکش مونث قرار می گیرند. یکی از آنها می میرد، ولی دومی به نام ویرجیل ویدالوس یونانی تبار با وجود زخم مهلکی که برداشته زنده می ماند. ویرجیل به یکی از افراد خود-کارآگاهی فاسد- دستور می دهد تا آدمکش مزبور را بیابد. زنی به اسم راینا که با دشنه ای بلند اقدام به قتل قربانیان خود می کند و...
پرستون بیگز (کوین سوربو)، کلانتر سابق یک شهر کوچک غرب وحشی،. زمانی که از او خواسته می شود سه زن (جیلیان آرمنانته، دومینیک سواین، فلیسیا دی) را از چمنزار به سیویلیزات اسکورت کند، فرصت رستگاری پیدا می کند...
هنگامی که یک سرگردان جوان مجبور می شود زمستان را در یک شهر ساحلی کوچک بماند، ناخواسته کاتالیزوری برای فریب، عبور مضاعف و قتل در میان مردم محلی می شود...
فیلم داستان پسری به نام "جیک گری" است.او و دوستانش بازی مرگباری را راه می اندازند که در نهایت از کنترل خارج شده و تبدیل به یک اپیدمی خشونت بار می شود...
یک کلانتر از کارولینای شمالی در مورد مصرف بیش از حد مواد مخدر تقریباً کشنده یک دختر دانشگاهی تحقیق می کند و بسیاری از جزئیات زشت زندگی او را قبل و در حین نزول به مواد مخدر و هرزگی کشف می کند...
"هامبرت هامبرت" پروفسوری بریتانیایی است که برای تدریس به آمریکا می رود.او اتاقی را در خانه "شارلوت هیز" اجاره می کند.اما او به محض دیدن دختر 14 ساله ی او "دولارس" جذب او می شود."هامبرت" با اینکه از مادر او متنفر است با او ازدواج می کند چون این تنها راه نزدیک شدن به "دولارس" است …