تاوی، یک پدر مطلقه چهل ساله، برای تعمیر دوچرخه دختر چهار ساله اش، الکساندرا، به خانه همسر سابقش می رود . او با تعجب متوجه می شود که الکساندرا دیگر او را "بابا" صدا نمی کند. او از همسر سابقش توضیح می خواهد...
یک سرباز شبهنظامی از روی اشتیاق، جوخه خود را رها میکند و تصمیم میگیرد برای آرمان انقلاب بجنگد. ستوان او و بقیه گروه در شب آشفته ۲۲-۲۳ دسامبر ۱۹۸۹ به دنبال او میگردند.
آقای "لازارسکوی" 63 ساله احساس بیماری می کند و آمبولانس خبر می کند.وقتی آمبولانس می رسد پزشکان تصمیم می گیرند او را به بیمارستان بفرستند.اما آنها مدام بیمارستان را عوض می کنند.وقتی شب از راه می رسد و آنها نمی توانند بیمارستانی برای او پیدا کنند مرگ کم کم به سراغ او می آید...
دو نوجوان به نامهای ترزا و مارک که از زندگی در خانه ناراضی هستند، برای فرار از خانه سوار قطار میشوند. اما ماجراجویی آنها خیلی زود پیچیدهتر از چیزی میشود که انتظار داشتند.
تاک، گورکنی کهنهکار، با آگاهی از مرگ قریبالوقوع خود، آرزوی برگزاری یک مراسم تشییع جنازه باشکوه را در ذهن میپروراند. او برای تحقق این آرزو، از مدتها قبل مکانی زیبا را در قبرستان انتخاب کرده است و اکنون که مرگ به او نزدیک شده، همه چیز برای برگزاری این مراسم مهیا میشود.
ولیکانو خود را فردی کامل می داند. او پول دارد، یک ویلای جدید، با یک زن جوانتر ازدواج کرده و از ازدواج قبلی یک پسر دارد. قبل از تعطیلات، او باید همه چیز را مرتب کند، اما همه چیز شروع به پیچیده شدن می کند...
این مستند به زندگی و دستاوردهای علمی امیل راکوویتسا، دانشمند و کاوشگر رومانیایی میپردازد که با تأسیس اولین مؤسسه غارشناسی جهان و انجام تحقیقات گسترده در قطب جنوب، سهم بسزایی در پیشرفت علوم زیستشناسی و زمینشناسی داشت.
دو دوست صمیمی به نامهای امیل و تیتی پس از مرگ همسر امیل به نام اسماراندا، رابطهشان با یکدیگر به خطر میافتد. فیلم در یک روستای دورافتاده رومانی جریان دارد و موضوعاتی همچون دوستی، باورهای مذهبی، احترام به مردگان و سنتهای قدیمی را بررسی میکند...
ماریوس مردی است که در سن 30 سالگی طلاق گرفته است.دختر پنج ساله او سوفیا با مادر خود زندگی می کند ، که باعث سرخوردگی عمیق ماریوس در زندگی می شود و ... ...
در سالهای بحران جنگ سرد در دهه ی ۸۰ دولت رومانی یک مجموعه ی محبوب و طولانی را در مورد کاراگاهان و پلیس هایی خلق کرد که نه تنها اسباب سرگرمی تماشاگران شد بلکه حس ملی گرایی را تقویت کرد…