این داستان درباره رابطه پرتنش مادر جوانی به نام مورگان گرانت و دختر نوجوانش کلارا است. مرگ غمانگیز همسر مورگان (کریس)، این تنش را تشدید کرده و آنها را ناچار میسازد تا با هم با سختیهای زندگی روبرو شوند.
پس از مرگ غمانگیز مادرشان بر اثر اوردوز، دو خواهر جوان برای جلوگیری از جدایی توسط سیستم بهزیستی، تصمیم میگیرند تا مرگ مادر را پنهان کنند و جسد او را مخفی نگه دارند. اما با نزدیک شدن به کشف رازشان، آنها با یک چالش بزرگ روبرو میشوند: تا چه حد حاضرند برای محافظت از این راز پیش بروند؟
با کشف یک شیء باستانی، نیرویی شیطانی آزاد میشود. گروهی از شکارچیان روح جدید و قدیمی برای حفاظت از خانه خود و نجات جهان از عصر یخبندان دوم متحد میشوند...
یک شهاب سنگ جادویی درشهر ماجراجویی سقوط می کند و به توله های "سگهای نگهبان"قدرت های خارق العاده می دهد . آنها اکنون به "توله های قدرتمند" تبدیل شده اند و از این قدرت ها برای کمک به مردم استفاده می کنند...
پس از مرگ پدرش، پسری که در یک مستعمره معدن در ماه بزرگ می شود، به همراه چهار دوست صمیمی خود، قبل از اینکه به طور دائم به سیاره ای دیگر نقل مکان کنند، به سفری می روند تا یک دهانه افسانه ای را کاوش کنند...
اما 15 ساله پس از مرگ پدرش، اکنون با خالهاش آنجلا زندگی میکند و دبیرستان را سپری می کند . با این حال، شوهر آنجلا شروع به مشکوک شدن می کند که اما ممکن است آنقدرها هم که به نظر می رسد مظلوم نباشد، و به نظر می رسد یک دختر جدید در مدرسه از رازهای او آگاه است...
داستان در مورد نقل مکان خانواده ای به یک مکان جدید است که در آنجا با ارواحی روبه رو می شوند که با پدربزرگشان ذر ارتباط است و از اینجاست که این خانواده چیزهای زیادی در مورد خود خواهند دانست و…
این فیلم داستان مادری بلند پرواز به نام جوآن را روایت میکند که به فرصت شغلی مناسبی را در تلویزیون بدست آورده است. به همین دلیل برای اینکه به محل کارش نزدیک باشد، به همراه سه فرزندش به خانه ای خالی از سکنه و قدیمی که قدمت آن به سال ۱۹۷۶ برمی گردد، نقل مکان میکند. این در حالی است که جوآن از حوادث مخوفی که سالها پیش در این خانه به وقوع پیوسته است بی خبر است و حال خطر بزرگی فرزندانش را تهدید میکند که …
این فیلم داستان مردی را روایت میکند که به تازگی از سر بیکاری دست به اقدامی زده است که وقتش را برای همیشه پر میکند، چراکه او سعی میکند توجه زنان بزرگتر از خودش را جلب کند و با آنها رابطه برقرار کند. این درحالی است که وی حالا باید خودش را به خواهر بزرگترش نزدیکتر کند
فیلم سینمایی آقای چرچ ، داستان دوستی بی همتایی را بین کودکی مهربان و مادر در حال مرگش را به نمایش میگذارد که آشپز با استعدادی به نام هنری جوزف چرچ را به خدمت میگیرند. کاری که با قراردادی شش ماهه آغاز میشود ، در عوض پانزده سال به طول میانجامد و یک پیوند خانوادگی را به وجود میآورد که تا ابد ادامه خواهد داشت و…
داستان فیلم درباره ی سگی مهربان به نام راسل هست که آرزو دارد از خود ، خانواده ای داشته باشد. اما زمانی که از محل نگهداریش فرار می کند ، ماجراهایی برایش پیش می آید که…
جیمز و لیلی در جایی بدور از مردم دیگه زندگی مکنند و دختراش را در آرامش و محیطی امن بزرگ میکنند.اما زمانی یک موج و انفجاری فلج کننده از سرتاسر شهر عبور میکنه,همگی خانهایشان را ترک و درون قلعه ای جمع میشوند تا از حملات سایبری بدور باشند اما
داستان فیلم درباره دختری غیرمعمول است که علاقه خاصی به فضا دارد . زمانی که او متوجه میشود مسابقه ای قرار است در ناسا انجام شود ، گروهی را تشکیل میدهد و….
این انیمیشن داستان "اسکوبی" به همراه گروه ماجراجویش را به تصویر میکشد که در حال تفریح و سرگرمی هستند، اما خیلی زود وارد یک ماجرای رازآلود میشوند، اکنون آنها باید با هم این معما را حل کنند و …
به شهر گاتهام خوش آمدید، جایی که مجرمان بیداد می کنند و شهروندان قانونمند در حالت ترس دائمی زندگی می کنند. بروس وین اجتماعی ثروتمند که در آتش تراژدی جعل شده است به چیزی بیشتر و کمتر از انسان تبدیل می شود - بتمن. جنگ صلیبی تک نفره او برای عدالت، متحدان غیرمنتظره ای را در GCPD و شهرداری جذب می کند، اما اقدامات قهرمانانه او عواقب مرگبار و غیرقابل پیش بینی ایجاد می کند.
دو برادر خون آشام به نام های «استفان» و «دیمن»، که دارای زندگی جاودانه هستند، قرن هاست که میلشان برای نوشیدن خون انسان را مخفی کرده و میان مردم زندگی می کنند. آن ها قبل از اینکه اطرافیان متوجه عدم تغییر سن آن ها شوند، از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکنند. اکنون آن دو به شهر ویرجینیا بازگشته اند، همان جایی که به خون آشام تبدیل شدند. استفان پسر شریفی است و خون انسان را به خود ممنوع کرده تا مجبور نباشد کسی را بکشد، اما همواره سعی می کند مراقب اعمال برادر شرورش، دیمن باشد. بعد از آمدن به ویرجینیا، طولی نمی کشد که استفان عاشق یک دختر مدرسه ای بنام «الینا» میشود...
یک نابغه تکنولوژِی که پرحرف و با اعتماد به نفس و همچنین دارنده کمربند مشکی در ورزش رزمی است متوجه میشود پدر و مادرش جاسوس هستند و از او انتظار دارند که دنباله رو مسیر زندگی آنها باشد...