هویان سوی چین (جت لی) استاد هنرهای رزمی و مامر پلیس چین برای همکاری با پلیس فرانسه، وارد پاریس می شود. ولی ناگهان با توطئه ای که همکار فرانسوی او (چکی کاربو) تدارک دیده شده بود، روبرو می شود …
یک کلانتر آمریکایی به دنبال یک گروه از قانونشکنان بیرحم میگردد. در همین حال، یک مقام دولتی مدعی میشود که این کلانتر در واقع روح خودِ اوست که از مرگ بازگشته است...
دو برادر به نام هاي «هنک» (پاکستن) و «جيکوب ميچل» (تورنتن) به هم راه يکي از دوستان شان به نام «لو» (بريسکو)، يک هواپيماي تک موتوره ي سقوط کرده را در ميان درختان جنگلي پوشيده از برف پيدا مي کنند. در اين هواپيما جسد فاسد شده ي خلبان و يک چمدان پر از پول به ميزان چهار ميليون دلار وجود دارد. آنان تصميم مي گيرند تا فصل بهار و آب شدن برف ها و پيدا شده هواپيما، پول ها را پنهان کنند...
کارآگاه های پلیس، «جکی براون» (گریر) را دستگیر می کنند. او مهمانداری است که برای «اوردل رابی» (جکسن)، دلال بی رحم اسحله، قاچاقی پول وارد مملکت می کند. «اوردل» ترتیبی می دهد تا «جکی» از زندان آزاد شود. اما وقتی «ماکس چری» (فورستر) مأمور اجرای ضمانت به «جکی» علاقه مند می شود، ماجرا شکل دیگری به خود می گیرد...
داستان درباره مادری مهربان و پسری است که در پی آرامش است. چهار نفر که نه تنها از نظر مکانی، بلکه از نظر عاطفی نیز فاصله زیادی با هم دارند. اکنون، در روزهای پایانی که فرصتی برای کنار هم بودن دارند، سرانجام آشتی در این خانواده رقم میخورد؛ خانوادهای که تا آستانه از دست دادن یکدیگر، هرگز واقعاً هم را نشناخته بودند.
فیلم داستان وقایعی است که پس از کشته شدن فردی در نیویورک رخ میدهد. یک پسربچه بر اثر اصابت یک گلوله سرگردان کشته میشود. این گلوله در درگیری بین یک افسر پلیس و یک عضو گروهی تبهکاری شلیک شده است. این فرد قبلا در زندان بوده است و به صورت مشروط آزاد شده است. آزادی او کاملا مشکوک بوده است. معاون شهردار نیویورک، کوین کالهان، برای آن که بیابد او چطور آزاد شده است تحقیقاتی را آزاد میکند. تحقیقاتی که نیویورک را تکان میدهد.
بالتو” سگی دورگه فرصت تبدیل شدن به قهرمان در زمستان سال ۱۹۲۵،جائی که شیوع دیفتری کدکان آلاسکا را تهدید می کند.او گروهی سگ را در سفری به طول ۶۰۰ مایل در آلاسکا رهبری می کند تا تجهیزات پزشکی را به مقصد خود برسانند…
روزي چارلي لانگ (کيج)، پليس وظيفه شناس، در عوض انعام به «ايوون باياسي» (فاندا) که در يک کافه کار مي کند، قول مي دهد نيمي از برد خودش و همسرش (پرس) در بخت آزمايي را به او بدهد. فرداي آن روز، بليت «چارلي» برنده ي چهار ميليون دلار مي شود...….
میکی خلافکار سابق تصمیم می گیرد راه درست را پیش بگیرد ، یک شغل قانونی یقه آبی کار کند و از دوستش کلودی (بریجت فوندا) بخواهد که با او ازدواج کند. متأسفانه، قبل از اینکه عروسی اتفاق بیفتد و این زوج بتوانند شهرخود را ترک کنند، رفیق پردردسر دابز (کری الوز) از راه می رسد و از دوستانش التماس می کند که به او کمک کنند تا از یک باند مرگبار فرار کند...
دو پلیس کاملا متفاوت، یکی با ضریب هوشی بالا اما قدرت بدنی ضعیف و دیگر با قدرت بالا اما کودن و احمق، به عنوان پلیس مخفی به دبیرستانی اعزام می شوند و ...