تری و آلن دو همکار در پلیس نیویورک هستن که هیچ کس در اداره به آنها اهمیت نمیدهد و اکثر اوقات آنها صرف نگاه کردن به یکدیگر و پشت میز نشینی می گذرد. تا اینکه تری از این وضعیت خسته می شود و تصمیم میگیرد کاری کند که همه به آنها افتخار کنند . بنابراین این ….
یک کهنه سرباز از سفر کامل خود در عراق بازمی گردد، اما زمانی که ارتش به طور خودسرانه دستور بازگشت به خدمت میدانی را دریافت می کند، زندگی خود را زیر و رو می کند...
بيماري مسري مرموزي دنيا را تهديد مي کند. روان پزشکي اهل واشينگتن به نام «کارول بنل» (کيدمن) ريشه ي اين بيماري را در موجودات فضايي کشف مي کند و در مي يابد که تنها راه نجات بشر از شر بيماري در وجود پسرش (باند) است. او به کمک همکارش «بن دريسکول» (کريگ)، بايد راهي براي درمان اين بيماري پيدا کند پيش از اين که همه ي دنيا نابود شود....
«جک کامبل» (کيج) مردي است مجرد و معتاد به کار، که اين بخت و فرصت در اختيارش گذاشته مي شود تا ببيند اگردر کنار «کيت» (ليوني)، نامزد قديمي اش مي ماند، چه زندگي اي داشت...
«جان شفت» (جکسن)، برادر زاده ي همان کارآگاه خصوصي مشهور (راندتري)، يکي از کارآگاهان خبره ي پليس است که با هم کارش، «کامرون واسکز» (ويليامز)، مأمور رسيدگي به پرونده ي قتل دانشجويي سياه پوست مي شود. در جريان پي گيري طولاني اين پرونده، «شفت» به صرافت مي افتد که از خدمت در نيروي پليس کناره گيري و يک آژانس کارآگاهي باز کند...
«آدامز هانتر» (ويليامز) جواني ناآرام است که در يک کالج پزشکي مشغول تحصيل مي شود، اما شيوه ي رسمي و برخورد سرد و حرفه اي پزشکان با بيماران را نمي پسندد و معتقد است که بيماران در رابطه اي اين چنين با پزشکان، بهبود نمي يابند. او پس از اخذ مدرک و شروع طبابت، رابطه ي عاطفي و درمان روحي را نيز با تجويز دارو هم راه مي کند و حتي گاهي اوقات به لودگي براي بيماران روي مي آورد.
یک فعال اجتماعی متهم به قتل دو پلیس، یکی از آنها همسر سابقش، به دلیل نداشتن شواهد بی گناه شناخته می شود. لذا کارآگاه، هیئت منصفه و متهم را گروگان می گیرد و تصمیم می گیرد محاکمه جدیدی را برگزار کند...
روزهاي پاياني هزاره ي دوم. «لني نرو» (فاينز) که قبلا پليس بوده، حالا با ديسکت هاي حاوي داده هايي که خاطره ها و حس ها روي شان ضبط شده، سروکار دارد. يک روز ديسکتي از جنايتکاري که يک زن خيابان گرد را به قتل مي رساند، به دستش مي رسد. «لني» به تحقيق و جست و جو مي پردازد و بيش تر و بيش تر در گردابي از حق السکوت، جنايت و هتک حرمت فرو مي رود…
ربکا یک استاد دانشگاه است که در سوگ مرگ شوهرش عزادار است. اگرچه ، او خوش شانس است که دوستانی دارد که از او حمایت می کنند ، اما این نقاش خانه است که نقش کلیدی را ایفا می کند...
"سالی" مردی شصت ساله که به صورت پاره وقت کار می کند،در زندگی اش همیشه از مسئولیت پذیری دوری کرده است.او سالهاست به همسر سابق خود حرف نزده،در یکی از اتاقهای خانه معلم کلاس هشتم خود زندگی می کند و به "توبی" زنی متاهل که نصف او سن دارد علاقه ای دارد.یک روز او با پسر خود برخورد کرده و متوجه می شود نوه ای دارد که از وجودش بی خبر بوده و...
سرهنگی که در ستاد مشترک ارتش کار میکند، نقشهای مافوق خود برای استفاده از نیروی نظامی برای برکناری رئیسجمهور منتخب، و جایگزین کردن او با معاون رئیسجمهور بسیار مطیع را کشف میکند...
«اندی سافیان» رئیس کالج که با همسر تازه اش، «تریسی» زندگی می کند، برای کمک هزینه ی خانه، «دکتر جد هیل» جوان را به مستأجری می پذیرد و آرام آرام در می یابد که «جد» و همسرش در نقشه ی تصاحب غرامتی که بیمارستان بابت تشخیص اشتباه به او پرداخته، هم دست بوده اند ....
"لویی جفریس" با "کورین" ازدواج کرده است. در اولین سالگرد ازدواجشان ، "لویی" هنگام عبور از جاده تصادف کرده و از دنیا میرود. "لویی" به عنوان استاد "الکس" بیست سال بعد سرنوشت بزرگی برای او رقم میزند…..