«کمپ» ( جانی دپ ) روزنامه نگار مستقلی است که به منظور کار در یک روزنامه محلی به منطقه کارائیب مسافرت کرده است. یکی از دلائلی که کمپ را به این منطقه کشانده، مردم سالم و محیط دست نخورده آن است. اما کمپ به محض اینکه جهت مصاحبه ای کاری نزد سردبیری خشن به نام «لاترمن» ( ریچارد ینکینز ) می رود، متوجه می شود که شرایط مورد نظرش چندان هم به آن چیزی که فکر می کرده شباهت ندارد و به نوعی، بیشتر افراد این منطقه از فرهنگی عجیب و غریب برخوردارند...
داستان درباره دو متخصص به نامهای «دیلان» و «جیمی» است که به دلیل مشغله فرصتی برای یافتن دوست و همراه ندارند. آنها توافق می کنند که ارتباط نزدیک و بی قید و شرطی داشته باشند...
«ریچ» (اوون ویلسن) و «فرد» (جیسن سادیک) دو دوست صمیمیاند، و هردو چندین سال است که ازدواج کرده اند. اما وقتی که این دو مرد در خانه از خود بیقراری و بی حوصلگی نشان می دهند، همسرانشان تصمیم میگیرند تا یک هفته به شوهرانشان اجازه دهند تا هر کاری که دلشان می خواهد انجام دهند، بدون اینکه مورد مواخذه یا کوچکترین سوالی قرار بگیرند. این موضوع در ابتدا شبیه یک رویا برای ریک و فرد می باشد. اما آنها به زودی متوجه می شوند که رویایی که آنها از زندگی مجردی داشتند به طور فاحش و البته خنده داری با جهان واقعیت فرق دارد...
: داستانی عاشقانه در مورد مردی که تصمیم گرفته به زندگی اش بدون داشتن هیچ شغلی بپردازد و تنها با عشق دختر مورد علاقه اش که یک بازیگر جوان است زندگی کند...
خون آشامی خردسال به نام (ابی) از نظر سنی رشد نکرده و در سن دوازده سالگی متوقف مانده است. او با خدمتکار میانسالش (که ظاهرا معشوق دوران خردسالی اوست) به آپارتمانی اسباب کشی می کند که در همسایگی آن پسر دوازده ساله تنهایی (اوئن) زندگی می کند که پدر و مادرش در آستانه جدایی اند و همکلاسی هایش او را در مدرسه آزار می دهند…
سال ها سال قبل، در سرزمینی با زیبایی هوش ربا، انسان ها غرق در شادی و خوشبختی زندگی می کردند. تا اینکه یک روز به دنبال واقعه ای دور از انتظار، دل پادشاه این سرزمین می شکند. شاهزاده اسیر اندوه و مردم دستخوش نا امیدی می شوند. زندگی دیگر روال سابق را ندارد، البته تا وقتی که دسپرو متولد شود. موشی کوچک با گوش هایی بسیار بزرگ که از تمام موش ها جسورتر است. از چاقو، تله موش و گربه نمی ترسد و بسیار هم کنجکاو است، چون از لحظه تولد شروع به گشتن و یافتن کرده و می خواهد از هر چیز سر در بیاورد. از طرف دیگر عطشی سیری ناپذیر به ماجرا و هیجان او دیده می شود و همین باعث می شود تا یک روز سر از کتابخانه شاهی در آورد. در آنجا خواندن را یاد گرفته و کتاب ها او را به دنیاهای تازه ای رهنمون می سازند.
در لندن، "جینا مکوی" به همراه دوست پسر خود "استفان چمبرز" برای پدر خود "جان مکوی" یک مهمانی تولد ترتیب می بیند. پس از اتفاقاتی او با اتومبیل خود تصادف کرده و بخشی از حافظه خود را از دست می دهد. بعدها او تصور می کند "استفان" مرد دیگریست و...
«برنان هاف» مرد سی و نه ساله ای است که کار مشخصی ندارد و با مادرش، «نانسی» زندگی می کند. «دیل دابک» نیز مرد چهل ساله ای بیکار است و با پدرش، «رابرت» زندگی می کند. زمانی که رابرت و نانسی ازدواج می کنند، برنان و دیل به ناچار هم خانه می شوند و از همان ابتدا اختلاف میان آن دو آغاز می شود...
والتر استاد موسیقی، کاملاً احساساتی و کم حرف است. همسرش فوت شده و تنهایی هرگز روی خوشی به او نشان نداده. او تصمیم می گیرد به آپارتمان قدیمیش در منهتن بازگشته و به تنهایی خود پایان دهد.
فیلم از این قرار است که یک تیم از ماموران از طرف دولت امریکا برای پیگیری مساله ی بمب گذاری به خاور میانه فرستاده می شوند ولی در این منطقه با واقعیتهایی روبرو می شوند و …
«سارا هاتينگر» (انيستن) با نامزدش، «جف ديلي» (رافالو) براي شرکت در عروسي خواهرش، «آني» (سوواري) از نيويورک به پاساداناي کاليفرنيا مي رود. او خيلي زود با خبر مي شود که فارغ التحصيل (کتاب و فيلم) با الهام از زندگي مادربزرگش، «کاترين» (مک لين) و مادرش شکل گرفته است...
«ديک هارپر» (کري) از کار بي کار شده و او و همسرش «جين» (ليوني)، بايد روش هاي جديدي براي تأمين مخارج زندگي مرفه شان پيدا کنند. چندي نمي گذرد که اين دو راه حل اساسي را براي گشودن گره زندگي شان پيدا مي کنند و آن دزدی است ...
اواخر دهه ي ۱۹۸۰. «جوزي ايمز» (ترون) به شهر زادگاهش در در مينه سو تا باز مي گردد و کاري در معادن شهر گير مي آورد. اما پس از چندي متوجه تبعيض جنسي در کار مي شود و از صاحبان معدن شکايت مي کند. ماجراي «جوزي» يک شبه به موضوعي جنجالي و ملي تبديل مي شود.
«برنارد» و «يويان جافي» (هافمن و تاملين) زوجي هستند که يک آژانس کارآگاهي را مي گردانند. کار آنان اين است که زندگي مشتري هاي خود را زيرورو مي کنند تا علت دل نگراني هاي شان را کشف کنند...
داستان کمدی عشقی این فیلم در مورد یک وکیل خسته از کار ( ریچارد گر ) است که با دیدن یک معلم خوش چهره رقص باله ( جنیفر لوپز ) تصمیم می گیرد در کلاس او نام نویسی کند و...
مایلز (جرج کلونی) وکیلی موفق و ثروتمند است که بخاطر توانایی اش در عرصه پرونده های طلاق شهرت فراوانی دارد . او از سوی میلیاردری به اسم رکس استخدام می شود تا وکالت او را در پرونده طلاق از همسرش عهده دار شود . همسر رکس ، مریلین (کاترین زتاجونز) ، زنیست که تنها بدنبال پول است و با چنین هدفی با رکس ازدواج کرده است . او اکنون قصد دارد با ارائه یک نوار ویدیوئی به دادگاه که خیانتکاری شوهرش را اثبات می کند در پرونده پیروز شده و پول فراوانی بدست آورد. اما …...
داستان سریال در شهر نیو انگلند رخ میدهد, جایی که به ظاهر کاملا آرام هست اما در زیر پوست شهر پر شده ازروابط نا مشروع و جرم و جنایت.داستان حول محور Olive که یک زن میانسال هست میچرخد, شخصی که به ظاهر مشکلات اخلاقی و روانی بسیاری دارد امادر باطن زنی آرام,دلسوز و با قلبی رئوف هست.کریستوفر که پسر Olive هست نیز با مادر و بقیه مشکلات فراوانی داره که باید باهاشون دست و پنجه نرم کنهاز نظر کریستوفر مادرش یک مادر وحشتناک هست و دل خوشی از مادرش نداره...
در سالهای بحران جنگ سرد در دهه ی ۸۰ دولت رومانی یک مجموعه ی محبوب و طولانی را در مورد کاراگاهان و پلیس هایی خلق کرد که نه تنها اسباب سرگرمی تماشاگران شد بلکه حس ملی گرایی را تقویت کرد…