سام (برادریک) در شهر کوچکی در ایالت نیوانگلند زندگی میکند او از زندگی خود راضی نیست. روزی نامزدش، لیندا (پرستن) به او میگوید به شخص دیگری علاقهمند شده است و میخواهد به نیویورک برود. سام از این حرف او بسیار متعجب میشود و نمیخواهد لیندا را از دست بدهد. برای همین پس از این که لیندا به منهتن میرود او هم به دنبالش به منهتن میرود...
سالمندان برای دیدار با بستگان خود به زمین باز می گردند. آیا همه آنها تصمیم خواهند گرفت به سیاره ای که در آن هیچ کس پیر نمی شود برگردند یا وسوسه خواهند شد که دوباره روی زمین بمانند؟..
پسری بعد از رها شدن توسط دوست دخترش به کالیفرنیا می رود. اما بعد از تلاش برای کمک به خانواده ای که در حال غرق شدن هستند، به بهشت می رود. در بهشت او با دختری زیبا آشنا شده و...
ریچل سامستات (مریل استریپ)، منتقد مواد غذایی در نیویورک، مارک فورمن (جک نیکلسون)، ستون نویس روزنامه واشنگتن دی سی. آن دو عاشق هم می شوند و ریچل شغل خود را رها می کند و به زندگی با مردی می رود که خود را برای ازدواج نا مناسب می بیند...
«والتر فیلدینگ» و همسرش به دنبال یک خانه ی جدید هستند، اما توانایی مالی بالایی ندارند. طولی نمی کشد که آن ها با یک پیرمرد آشنا می شوند که یک خانه ی بزرگ کاخ مانند را با قیمتی ارزان به آن ها می فروشد. اما بعد از نقل مکان به خانه جدیدشان، این کاخ فرو می ریزد. با این حال آن ها نا امید نشده و تصمیم می گیرند دوباره آن را بسازند...
گروهی بیگانه به زمین بازمی گردند تا پیله هایی که از سفر پیشین جا مانده بود را بدست آورند.این پیله ها در اعماق اقیانوس قرار دارند.پس از جمع آوری آنها پیله ها را در استخر خانه ای که اجاره کرده اند قرار می دهند.اما گروهی از انسانها سالخورده که بطور مخفیانه در استخر شنا می کنند متوجه قدرتهای خارق العاده آن شده و ماموریت آنها را به خطر می اندازند….
اوايل قرن بيستم «جان ريد» (بيتي)، روزنامه نگاري راديکال، رابطه اي پرفراز و نشيب با نويسنده اي به نام «لوييز برايانت» (کيتن) دارد.«ريد»، هم چنين با گروهي از شخصيت هاي سرشناس معاصر خود برخوردها و رفت و آمدهايي داشته است...
جزیرهای کنار سواحل نیوانگلند، تابستان سال 1942. نوجوانی بهنام «هرمی» (گریمز) وقتش را با دو دوستش، «اوسی» (هاوسر) و «بنجی» (کونانت) میگذراند. کنجکاویهای آنان با پیدا کردن یک کتابچه راهنما تحرک میشود و رویاهای «هرمی» در وجود زنی بهنام «دوروتی» (اونیل) تجسم پیدا میکند که شوهرش به «هرمی» در وجود زنی بهنام «دوروتی» (اونیل) تجسم پیدا میکند که...
"مل بیکرزفلد" مدیر سخت کوش فرودگاه بین المللی لینکن است که تلاش می کند فرودگاهش را با وجود طوفانی سهمگین و همسری عصبانی باز نگه دارد.اما برادر همسر عصبانی او برنامه های دیگری دارد و...
"وال خاویر" مردی با گذشته ای نامعلوم وارد شهری کوچک شده و در فروشگاهی که توسط خانم "تورنس" اداره می شود شغلی بدست می آورد.او به "تورنس" علاقه مند شده و...