تكزاس . سلطان دامدارى ، « تام دانسن » ( وين ) قصد دارد گلهاى را براى فروش به ايالتهاى شمالى ببرد . اما راه دشوارى را در پيش گرفته است و خيلى زود آدمهايش رهايش مىكنند و حتى ناپسرى او ، « ماتيو » ( كليفت ) نيز جلويش مىايستد...
در سال 1871،قماربازی حرفه ای به نام "جان دولین" با معشوق خود "ساندرا پولی"،دختر "مارکو پولی" مهاجری که خود را به یکی از بزرگان صنعت راه آهن تبدیل کرده فرار می کند."سندی" که می داند راه آهن تا داکوتا گسترش خواهد یافت،تصمیم می گیرد از بیست هزار دلار خود استفاده کرده و پس از خرید زمین آنها را برای ساخت ریل با سود بیشتری به فروش برساند اما...
هری مورگان و دوست الکلی خود "ادی" در جزیره "مارتینی" گروهی هستند که به مردم قایق اجاره می دهند. اما از زمان وقوع جنگ جهانی دوم کار و بار آنها رونق ندارد. "هری" قصد دارد تا به یک رهبر گروه مقاومت فرانسوی و همسر او کمک کند تا بطور مخفیانه به جزیره وارد شوند ...
« هايدريش »، حامى و نماينده ى رايش در چكسلواكى و فرماندار انتصابى پراك به دست يكى از اعضاى نيروى مقاومت چك، « اسووبودا »، ترور مىشود. حالا نازىها سخت در پى انتقامند و گشتاپو با دستگيرى صدها تن از شهروندان بىگناه، تهديد مىكند كه اگر قاتل تسليم نشود، آنان را يك به يك خواهد كشت...
تام کیفر » ( برنان ) به جرم قتلى که مرتکب نشده محاکمه مىشود و به زندان مىافتد. اما موفق به فرار مىشود و جایى در مردابهاى مرز فلوریدا و جرجیا خود را پنهان مىکند تا در فرصت مناسب قاتل واقعى را شناسایى و دستگیر کند.
با شرکت امریکا در جنگ جهانى اول ، ابتدا « آلوین یورک » ( کوپر ) با اعتقاد به « حرام » بودن جنگ ، به صف مخالفان آن مىپیوندد ، اما پس از مدتى باورهایش را عوض مىکند ، به جبه هى اروپا مىرود و در نبردى ، به تنهایى 20 سرباز آلمانى را مىکشد و 132 اسیر مىگیرد.
« کول هاردین » ( کوپر ) به ناحق به اتهام اسب دزدى دستگیر مىشود. « روى بین » ( برنان ) قاضى شهر که به سختگیرى و خشونت شهرت دارد ، در دادگاهى « ضربتى » او را به مرگ محکوم مىکند. اما « کول » از علاقهى قاضى به نمایشگرى مشهور به نام « لیلى لنگترى » ( باند ) استفاده مىکند و مىگریزد.
در سال 1911، "ورنون کسل" که نقش کوچکی در یک نمایش دارد، بازیگر نقش اول زن را تا ساحل نیوجرسی دنبال می کند، اما در عوض با "ایرین فوت" آشنا می شود. پس از مدتی آنها با هم ازدواج کرده و با اصرار "ایرین" تصمیم می گیرند کمدی را رها کرده و به رقص روی بیاورند...
« تام » ( کلى ) پسرى ماجراجو و نترس است که با « عمه پولى » ( رابسن ) زندگى میکند. او و دوستش ، « هاکلبرى فین » ( موران ) اوقات خوشى را ، از جمله با کلک رانى روى رودخانه ى میسى سیپى ، میگذرانند.
هنگامی که یک زندانی به سختی از حمله یک لینچ جان سالم به در برد انتقام جویی تصمیم می گیرد که مرگ خود را جعل کند و گرو یی را برای قتل احتمالی خود طراحی کند...