یک قطار با بی توجهی بعضی از کارکنان راه آهن، با سرعت بالا به راه افتاده و در آستانه برخورد با موانع سر راه و انفجار است. اما یک مهندس کهنه کار و دستیارش وارد جریان می شوند تا از یک فاجعه جلو گیری کنند...
مدت ها پیش در شمال جزیره ی بِرک، وایکینگ جوانی به نام هیکاپ (سکسکه) به جنگی که بین شهرش و اژدهاهایی که دائماً به شهرش حمله می کردند می پیوست اگرچه پدرش استویک بزرگ ( کدخدای دهکده) به آن کوچولوی بی تجربه اجازه ی این کار را نمی داد، با این حال هیکاپ با اختراع خود به جنگ با اژدهای خشم شب رفت و آن را شکار کرد اما او هرچه کرد نتوانست اژدها را بکشد...
داستان عاشقانه اي راجع به يک پسر جوان بنام کرک (جي بارشل) که در فرودگاه کار مي کند، او دختر روياهايش مالي (آليس اوا) را در آنجا ملاقات مي کند اما اعتماد به نفس لازم را براي شروع يک رابطه قوي عاطفي ندارد، اما دوستانش تا حد ممکن در اين راه به او کمک مي کنند و او را به جلو هل مي دهند اما...
جوئل ، صاحب یک کارخانه, سعی می کند با بی شمار مشکلات شخصی و شغلی ، مانند همسر بالقوه بی وفا و کارمندانی که می خواهند از او سوء استفاده کنند ، مقابله کند.
راب و بتی دختر و پسر جوانی هستند که زندگی مشترکشان را در نیویورک آغاز می کنند. چند هفته بعد قرار است راب برای انجام یک ماموریت کاری عازم کشور ژاپن شود، بنابراین تمام دوستان راب در خانه او گرد هم می آیند تا برایش یک مهمانی خداحافظی برگزار کنند. در ادامه ناگهان سر و صدای وحشتناکی از بیرون شنیده می شود و آنها در میابند نیویورک در حال نابودی است. آنها نمی دانند چه اتفاقی رخ داده است و بنابر این عازم خیابان می شوند و در ادامه در می یابند یک هیولای غول پیکر به شهر حمله کرده است. بتی در یک آسمان خراش در حال ریزش گیر افتاده و راب تصمیم می گیرد او را نجات دهد و ...
داستان سریال درباره یک گروه از دوست های صمیمیه که وقتی زوجی که همه گروه رو دور هم جمع کردن (الکس و دیو) از هم جدامی شند کل گروه به هم می ریزه و هرکدوم میمونند که کدوم طرف رو انتخاب کنند. تمرکز اصلی داستان سریال بر روی دوستی های مدرنه که به شکل کمدی وخندهدار بیان میشه…
در دنیای فناوری طلایی، مدرن و سریع Silicon Valley ، افرادی که بیشترین شایستگی برای موفقیت را دارا هستند، کمترین توانایی در نگهداری و کنترل آن را دارند. سریال از تجربیات شخصی Mike Judge یکی از مهندسین Silicon Valley در اواخر ۱۹۸۰، الهام گرفته است…
هر هفته دو نفر از شخصیتهای های مشهور مثل بازیگرهای سینما یا خوانندگان هالیودی در این مسابقه شرکت میکنند, هرکدام از شرکت کنندگان آهنگهایی انتخاب میکنند و باید با اون اهنگ لب خونی کنند و هر کدوم اجرا بهتری داشته باشند برنده میشوند.
این سریال کارتونی در ادامه ی انیمیشن سینمایی بسیار زیبای “چگونه اژدهاتون رو آموزش بدین” ساخته شده است که داستان هایی در مورد روابط میان انسانها و اژدهایان را روایت می کند…
داستان ۳ خواهر و برادر بالغُ بهمون میگه که بعد از مرگ پدرشون در حال بازگشت به خونه هستن و به طور غیر منتظره ای میفهمن که قراره یه ثروت هنگفتیُ به ارث ببرن البته اگه به خواسته های پدرشون وفادار باشن ،هنری بزرگترین فرزنده و یه جراح ــه و خودشُ به عنوان یه الگو برای خواهر و برادر کوچیکترش میدونه و هر موقع فرصتش پیش میاد این نکته رو بهشون یادآور میشه ، بازگشت به خونه باعث میشه که هنری به فکر تصمیمهائی بیفته که قبلاً گرفته خصوصا رابطه دوباره ش با اولین عشق ـش لوکیندا ، خواهر و بچه وسطی کلوئی کودک نابغه ای تو ریاضیات بود و نقشش به عنوان بچه باهوش خونواده هنوزم باعث حسادت هنری میشه ، اما سالها قبل کلوئی انجمن علمیُ ول کرد بخاطر تبدیل شدن به یه دختر معروف و محبوب ، و حالا از طریق یه سری پیام مخفی پدر مرحومش باعث میشه کلوئی برگرده سمت همون عشقش به اعداد و دختری که قرار بود بشه ، بین خواهر و برادرا جیمی ممکنه که بیشترین ارثُ ببره ، گیتاریس سابق قلب بزرگتری هم نسبت به بقیه داره ، کدومشون به این پاداش میرسن؟