خیاطی پس از به سرقت بردن کیفی از دل یک معامله نافرجام مواد مخدر، ناخواسته خود را در مخمصهای گرفتار میکند. در این بازی فزاینده موش و گربه، هر یک از تصمیمهای او سرنوشتی کاملاً متفاوت را برایش رقم میزند.
یک سری از پلیس های شهر سعی می کنند که همکارشون که باهوش هست رو به نحوی از راه به در کنند و در این کار موفق می شوند و اورا به شهر کوچکی در لندن تبعید می کنند در آنجا او با یک مرد دست و پا چلفتی مامور اداره شهر هست که در شهر اتفاقات مشکوکی رخ می ده که سعی می کنند بفهمند چه اتفاقی در حال رخ دادن هست…
«باسانیو» (فاینز) برای خواستگاری از «پورشیا» (کالینز) به سه هزار سکه نیاز پیدا می کند و دوستش، «آنتونیو» (آیرونز) برای تهیه ی این پول به نزول خوار یهودی، «شایلاک» (پاچینو) روی می آورد. اما «شایلاک» به شرطی این پول را در اختیار «آنتونیو» می گذارد که در صورت بازپرداخت نشدن وام در تاریخ مقرر، «آنتونیو» به جایش تکه ای از گوشت بدنش را تقدیم کند.
وقتی "هود" پایگاه مخفی "نجات بین المللی" را پیدا کرده و به آن حمله می کند و بیشتر خانواده تریسی را به دام می اندازد، فقط آلن تریسی جوان و دوستانش می توانند آنها را نجات دهند....
دریاسالار پلو مراسم عروسی هورنبلاور را قطع می کند و او را مأمور می کند تا یک کشتی انگلیسی را که در سواحل فرانسه ناپدید شده است، جایی که نیروهای ناپلئون مشغول فعالیت های مخفیانه هستند، پیدا کند...
دزنی به همراه دخترش مغازه شکلات فروشی جالبی را در یک دهکده فرانسوی بسیار سنتی افتتاح می کنند. افکار و روش زندگی این زن مخالف با ارزش های رایج و مرسوم در زندگی مردم این دهکده است.نفوذ و محبوبیت صاحب شکلات فروش ( با بازی جولیت بینش) در بین مردم باعث بروز تضادهای جالبی می شود و این تضادها نهایتا باعث دشمنی عمیق شهردار پرنفوذ دهکده با شکلات فروش می شود.هر چند همین لرد خشک و متحجر نهایتا چاره ای جز تسلیم ندارد....
چگونه ، در طول یک دوره مشارکت نویسندگان افسانه ای موسیقی / تئاتر گیلبرت و سالیوان تقریباً منحل می شود ، قبل از اینکه همه چیز را برگردانند و میکادو را بنویسند.
«هورتنس» (باپتيست)، زني است سياه پوست که پس از مردان والدين صوري اش، دنبال والدين واقعي خويش مي گردد و در مي يابد مادرش زني سفيد پوست و پا به سن گذاشته به نام «سينتيا» (بلتين) است که با دختر ناسازگارش، «راکسان» (راشبروک) روزگار مي گذراند و «هورتنس» را- که ثمره ي رابطه اي نامشروع است - در همان نوزادي سر راه گذاشته است...
سریال فانتزی «ویچر» (The Witcher) داستان یه شکارچی هیولا رو روایت میکنه، جنگجوی گرالت از ریویا. گرالت از بچگی آموزش دیده که با هیولاها بجنگه، و وقتی بزرگ میشه، بعد از یه جهش ژنتیکی و تبدیل شدن به «ویچر»، دنبال سرنوشتش میره و با آدمهای بدجنس، اژدها و کلی موجود افسانهای تاریک که روی ساکنای انسانی و غیرانسانی دنیا وحشت میندازن، میجنگه. این سریال بر اساس مجموعه کتابهای فانتزی موفق «The Witcher» از نویسنده لهستانی آندژی ساپکوفسکی (Andrzej Sapkowski) ساخته شده.
در سال 2018، دو شهروند بریتانیایی به نامهای سرجی و یولیا اسکریپال در شهر سالزبری انگلستان به ماده شیمیایی نوریژوک مسموم شدند. این حادثه که به بحران مسمومیت نوریژوک سالزبری معروف شد، روابط بین روسیه و بریتانیا را به شدت تیره کرد. بریتانیا روسیه را مسئول این حادثه اعلام کرد و تحریمهای شدیدی علیه این کشور اعمال کرد. روسیه این اتهامات را رد کرد و گفت که بریتانیا هیچ مدرکی برای اثبات ادعاهای خود ندارد. این حادثه روابط بین دو کشور را به شدت تیره کرد و به یک بحران دیپلماتیک بین المللی تبدیل شد.
اگر می توانستید بارها و بارها زندگی خود را بسازید، آیا هرگز آن را به درستی انجام می دادید؟ اورسولا میمیرد و دوباره متولد میشود، در روزهای پرتلاطم زندگی میکند - اما برای زنده ماندن به چه چیزی نیاز دارد؟
در سال 1983 ، دنیس نیلسن قاتل زنجیره ای اسکاتلندی پس از کشف بقایای انسانی که باعث مسدود شدن مجرای تخلیه در نزدیکی خانه او در لندن شده بود ، دستگیر شد...
بازرس "تیادر بورلو" از گروه جرایم ویژه در شهر "بسزل"، قتل دانشجویی را در شهری شبیه به شهر "بسزل" را بررسی می کند، شهری که به همان شکل هست اما به گونه ای دیگر حس می شود...