«متي راس» (داربي)، دختر جوان با اراده و مصمم که دريافته پدرش به دست يکي از زيردستان اجير شده ي خود به نام «تام» (کوري) کشته شده، عزم انتقام دارد. او «روستر کاگبرن» (وين)، کلانتر يک چشم و دائم الخمر را متقاعد مي کند که در يافتن قاتل کمکش کند...
با پیدا شدن جسد چند زن میانسال در یکی از بخش های بوستن، پلیس تمام مظنونانش را جمع می کند، اما با این حال به سر نخی نمی رسد. تا زمانی که لوله کشی به نام »آلبرت« (کورتیس) مورد شک و سوء ظن پلیس قرار می گیرد…
»پري اسميت« (بليک) و »ديک هيکاک« (ويلسن)، دو يار هم بند در زندان ايالتي کانزاس، پس از آزادي به دنبال راهي براي کسب پولي هنگفت و بي دردسر هستند. آن دو براي سرقت اين پول راهي خانه ي »کلاترها« مي شوند. اما چون نتيجه اي نمي گيرند، همه شان را مي کشند.
»آرتور همیلتن (راندولف) مردی میان سال و ثروتمند، اما ناراضی از زندگی و روزگار خود است که به سازمانی معرفی می شود که برای پولدارهای خسته از حال و روز یک نواختشان، ترتیب مرگی ظاهری را می دهند، سپس جسد شخص دیگری را به جایشان به خاک می سپارند، و آنان را با هویتی تازه به اجتماع می فرستند.
در دهه 1930، یک بازیکن پوکر که از یک بازی بزرگ به دیگری می رود، در میان راه توقف می کند تا در مسابقه ای بزرگ با قهرمان افسانه ای پوکر "لنسی هاوارد" بازی کند...
محکوم سابق ادی و همسرش کریستین تلاش می کنند تا زندگی جدیدی برای خود و دخترشان کتی در سانفرانسیسکو بسازند، اما افسر پلیس مایک ویدو مصمم است ادی را به زندان بازگرداند...
در شهری ناشناس، مادام ایرما (شلی وینترز) فاحشه خانه ای را اداره می کند که در آن افراد نقش آفرینی و سایر تخیلات جنسی را کشف می کنند. وقتی معشوق رئیس پلیس او (پیتر فالک) وارد می شود، متوجه می شود که یک انقلاب خشونت آمیز در بیرون در حال شکل گیری است و بسیاری از رهبران کشور در این قیام کشته شده اند...
در روزهای پایانی جنگ داخلی آمریکا، یک کلنل سرکش به کلرادو فرار می کند تا به گروهی مزدور بپیوندد.اما او یک زوج جوینده طلای بیگناه را به دردسر می اندازد و...
یک فرمانده به طرز ناعادلانهای ، توسط سربازانش ، به خاطر مرگ یک افسر محبوب مورد سرزنش قرار میگیرد و باید جلوی افرادش اعاده حیثیت کند ، در حالی که هندیها در حال حمله میباشند ...
کنستانس استرانگ (آدل مارا) برای رقابت بین یک خط راه آهن، یک قایق بخار و یک کالسکه برای یک قرارداد پستی سودآور، به جزیره راک می رسد. کنستانس با رید لومیس (فارست تاکر)، رئیس خط راه آهن دوست می شود، اما با کربی مورو (بروس کابوت)، صاحب ریل نامزد می کند...
ریانون سارق بدنام کالسکه می باشد. او به صورت اتفاقی جان کلانتر را نجات داده و به مقام معاون کلانتر منصوب می شود. او اکنون با این که از شغل جدیدش لذت می برد اما دلش برای شغل قبلی خود نیز تنگ شده است...
کاپیتان "رالز" ناخدای کشتی "رد ویچ" در دهه 1860 در جنوب اقیانوس آرام است. او در ماجراجوییهایی با شمشهای طلای غرق شده، مروارید، بومیان، یک صاحب کشتی بیرحم و یک اختاپوس غولپیکر روبرو میشود....
"سروان مانسى" ، رئيس نابكار و ساديست يك زندان در امريكا ، زندانيان را شكنجه مىدهد و شش زندانى يك سلول به سركردگى "جو كالينز"، تصميم به فرار مىگيرند...
داستان این سریال در واقع ادامه همان سریالی است که در دهه 90 میلادی بسیار محبوب بوده است و روایتگر یک خانواده از طبقه متوسط جامعه است که همگی شاغل هستند .
سریالِ "غرب وحشی" داستانِ دو مامور مخفی "جیمز تی وست" و آرتموس گوردون" می باشد ، آن ها مامور هستند تا از هر خطری که جانه رئیس جمهور را تهدید میکند ، جلوگیری کنند و ...
جورج گریگ که فرمانده یک سفینه فضایی است به دست نیرو که از سیاره ای دیگر آمده نابود می شود همانروز از وی بچه ای به دنیا می آید که نامش را جیمز می گذارند جیمز وقتی بزرگ می شود به خدمت سفینه فضایی در می آید تا جای پدر را بگیرد از آن طرف نیرو با ماده ای که اختراع کرده سیاره ای را نابود می کند و اکنون قصد دارد با همان ماده به جنگ زمین بیاید اما سفینه اینتر پرایز که جیمز نیز در آن است قصد دارد جلوی این کار را بگیرد...
این مجموعه دربارۀ فضانوردی به نام استیو آستین (با بازی لی میجرز) است که در یکی از مأموریتها سقوط میکند و به کما میرود و دستها و پاهای او بهشدت آسیب میبینند، طوری که تقریباً از بین میروند. دانشمندان، طی یک عمل جراحی سرّی، دستها و پاهای او را با اعضای مصنوعی (مکانیکی) عوض کرده و حتی یکی از چشمهایش را بهصورت مصنوعی کار میگذارند. بدین ترتیب “استیو” دارای قدرت فوقالعادۀ فراانسانی میشود…