راهبه ای به نام «ماریا» (اندروز) که به دلیل عشق دیوانه وارش به موسیقی و طبیعت با محیط صومعه هم خوانی ندارد، به عنوان معلمه ی هفت فرزند «ناخدا فون تراپ» (پلامر) به کاخ اشرافی او فرستاده می شود. ناخدا به سفر می رود و «ماریا» بچه ها را با موسیقی آشنا می کند…
« سر ويلفريد روبارتس » ( لاتن ) ، وكيل سرشناس ، از يك سكته ى قلبى جان سالم به در برده است و دوران نقاهت را مى گذراند . پزشكان او را از ادامه ى كار در محاكم جنايى منع كرده اند ، با اين همه ، « روبارتس » دفاع از مردى به نام « لنرد وول » ( پاور ) را متهم به قتل بيوه زنى ( واردن ) شده قبول مى كند .
"والری کارن" که یک مجرم محکوم به مرگ است به محل اعدام در " نورث وی " فرستاده می شود ولی در راه حالش بد می شود و او را به بیمارستان صومعه می برند. خواهر "ماری" به این باور است که "والری" بیگناه است و سعی دارد قاتل اصلی را پیدا کند ...
« گاى » ( گرینجر ) ، قهرمان تنیس ، در قطار با مردى به نام « برونو » ( واکر ) آشنا میشود که پیشنهاد عجیبى به او میدهد : « برونو » همسر « گاى » را بکشد و « گاى » هم در عوض پدر « برونو » را بکشد ...
یک بازیگر آمریکایی هویتِ یک خدمتکار انگلیسی که توسط یک زن ثروتمند استخدام شده را جعل میکند. اما وقتی که مردم آن شهر فرض میکنند او قرار است با دخترِ این زن ثروتمند ازدواج کند، شرایط برایش دشوار تر می شود...
بیوه کریستین فابر با غریبه ای آشنا می شود که می تواند به او کمک کند تا با همسر مرحومش ارتباط برقرار کند. مرد یک رسانه قلابی است که می خواهد کریستین را فریب دهد، اما ...
دهکدهاى کوچک در ساسکس انگلستان. دخترى نوجوان و پرشور به نام « ولوت براون » ( تیلر ) با پسر جوانى به نام « مى » ( رونى ) که قبلا سوارکار بوده آشنا مىشود. او از « مى » کمک مىخواهد تا اسبى را که در بخت آزمایى برده براى شرکت در مسابقه ى « گراند نشنال » آماده کنند.
"سوزان اپلگیت" که در نیویورک کار می کند قصد دارد به خانه خود در آیوا بازگردد اما نمی تواند هزینه قطار را بپردازد به همین دلیل خود را شکل یک کودک در می آورد تا نصف هزینه را بپردازد.او در راه با "فیلیپ کربی" افسر ارتش آشنا می شود و...
این فیلم داستان یک نمایشنامه نویس و همسرش را در دهه ی هزار و هشتصد و پنجاه میلادی در پاریس روایت می کند. عشق باعث می شود منبع الهام او دوباره فعال شود؛ اتفاقی که او برای مدت زیادی به دنبالش بود...