داستان در مورد چهار نفر شامل یک متهم سابقه دار، یک کشیش خودباخته، یک مسئول کفن و دفن، و یک رقاص می باشد که در شب عید کریسمس بعد از اتفاقاتی سر راه یکدیگر قرار می گیرند …
سه فرزند و پدرشان از لس آنجلس، کالیفرنیا به ادمونتون، آلبرتا نقل مکان می کنند. هنگامی که آنها به خرید در مرکز خرید وست ادمونتون می روند، پول نقد تقلبی پیدا می کنند، ناخواسته به دستگیری کلاهبرداران کمک می کنند و در مورد بابانوئل کشف می کنند.
"تاد" و "کوپر" بهترین دوستان هم هستند اما وقتی "کوپر" فرصت ملحق شدن به یکی از گله های محبوب را بدست می آورد، رابطه محکم آنها مورد آزمایش سختی قرار می گیرد...
در آستانه انتخابات در روسیه، شیوع یک بیماری مرموز همه چیز را مختل کرده است. بریتانیایی ها کنجکاو هستند که بدانند چه خبر شده و به همین منظور باید یک نفر را بفرستد تا از ماجرا سر در بیاورد...
دو زوج متاهل تصور می کنند همدیگر را به خوبی می شناسند، تا اینکه تصمیم می گیرند به تعطیلات رویایی خود برای دیدن مسابقات اتومبیلهای غول پیکر در رنو بروند و…
امریکا. در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۸۸، نوجوانی به نام «دانی دارکو» (جیک جیلنهال) یک شب توی خواب راه می افتد و از خانه خارج می شود و با خرگوش غول پیکر و زشت رویی به نام «فرانک» (دووال) ملاقات می کند که به او می گوید دنیا۲۸ روز و ۶ ساعت و ۴۲ دقیقه و ۱۲ ثانیه ی دیگر نابود خواهد شد …
یک زن مبتلا به اسکیزوفرنی برای پیدا کردن پسرش که شانزده سال پیش به فرزندخواندگی داده، سراغ معشوق سابق دانشگاهی خود میرود، که این موضوع موجب ناراحتی همسر جدید مرد میشود.
متهمی سابقه دار رانندگی یک کامیون را بر عهده می گیرد. اما او خبر ندارد که کامیون پر از سلاحهای غیر قانونی بوده و او مجبور است برای نجات جان خود و خانواده اش مبارزه کند...
در یک عمل خیرخواهانه غیرمنتظره، جین هولمن، یک ولگرد به ظاهر آسیب دیده را برمیدارد و او را به خانه میبرد تا از او مراقبت کند، بیآنکه بداند او کیست، یا چه تأثیری بر زندگی او و خانوادهاش خواهد داشت.
فرزندان جک چارلز که یک کلاهبردار نه چندان بزرگ میباشد پس از آنکه مادرشان از سرطان می میرد به نوانخانه ای حکومتی فاسد فرستاده می شوند. کلی دختر نوجوان "جک" از آنجا می گریزد و "جک" را وادار می کند تا بسر کوچکش "ادی" را با خود بیاورد. در ابتدا "جک" سعی می کند آنها را به مادربزرگشان داده و از شرشان خلاص شود. اما مادر بزرگ نیز قمارباز و کلاهبردار است و پلیس در پی اوست. بنابراین او کودکان را با خود به نیواورلئان می برد جایی که وی قصد دارد با وجود مشکلات به راه خود ادامه دهد …
کلکته. هازاری پال (پوری) که تازه مزرعه اش را به خاطر خشک سالی و فشار نزول خوارها از دست داده، برای یافتن کار همراه با خانواده اش به کلکته می آید. ماکس (سوایزی)، پزشک آمریکایی که پس از مرگ بیمار جوانش در امریکا برای یک جست وجوی ناموفق معنوی به هند آمده، توسط هازاری به درمانگاه فقرا راهنمایی می شود که جون بتل (کالینز) آن را اداره می کند ...
در این داستان، دو دوست با چالشهای زیادی برای حفظ دوستی خود روبرو میشوند. آنها باید با اختلافات سیاسی و فرهنگی خود کنار بیایند و با ترس و خشونت جنگ کنار بیایند. در نهایت، آنها تصمیم میگیرند که دوستی خود را حفظ کنند، حتی اگر مجبور باشند در دو طرف جنگ قرار بگیرند. داستان دو دوست، داستانی از عشق، از دست دادن و امید است. این داستان نشان میدهد که حتی در زمانهای سخت، عشق و دوستی میتوانند به ما کمک کنند تا بر چالشها غلبه کنیم.
داستان این سریال در مورد پزشکان ارتش آمریکاست که توی جنگ با کره گرفتار میشن. با توجه به شرایط میبینن که دیگه گرفتار شدن و مجبور میشن خودشون رو یه جوری سرگرم کار کنن و …