«میک تراویس» (مکداول)، کارآموز فروشندگی در یک کمپانی قهوه، راهوچاه حرفهاش را میآموزد و پلههای ترقی را طی میکند. اما بهزودی متهم به جاسوسی میشود و پس از فرار، در راه سرنوشت خود، هر از گاهی به کاری روی میآورد و پستی و بلندیهای بسیاری را پشتسر میگذارد. سرانجام تصممی میگیرد ستاره سینما بشود، اما وقتی در حین امتحان بازیگری، میخواهند لبخند بزند، میبیند که دلیلی برای لبخند زدن ندارد، داستان نیز آرامآرام به انتهای خود نزدیک میشود…
تیم برت (دیوید همینگز)، یک معتاد به مواد مخدرِ ترک کرده، با خالهاش در ایتالیا در حال تعطیلات است. وقتی خالهاش به قتل میرسد، او تلاش میکند تا تحقیق کند. به زودی، تمام زندگی او از کنترل خارج میشود.
ترم جديد يک دبيرستان شبانه روزي خصوصي، جايي در قلب انگلستان، آغاز مي شود. پسرها در خوابگاه مستقر مي شوند. مدير دبيرستان، «آقاي کمپ» (لو) معلم جديدي را معرفي مي کند و ظاهرا همه چيز روال عادي خود را پيدا مي کند...
هنگامی که هرمان تولی 20 ساله ارزشمندترین دارایی پدربزرگش، یک سگ تازی به نام خانم براون را به ارث می برد، او و دوستانش تصمیم می گیرند که ثروت خود را با مسابقه سگ به دست آورند...
داستان حول محور یک کارمند عادی بانک به نام فردی کلگ می چرخد. فردی که تمایل زیادی به جمع آوری پروانه ها دارد، با ربودن یک دانشجوی جوان هنر به نام میراندا گری ناگهان تبدیل به یک تهدید می شود...
«پروفسور هنري هيگينز» (هريسن) با رفيق زبان شناسش، «سرهنگ پيکرينگ» (هايد-وايت) شرط مي بندد که مي تواند دختر گل فروش و عامي لندني، «اليزا دوليتل» (هپبرن)، را به خانمي متشخص بدل سازد که فصيح و بليغ حرف بزند...
یک کارمند جوان تنبل و غیرمسئول (سر تام کورتنی) در استانی شمال انگلستان در دنیای فانتزی خود زندگی می کند و تصمیمات عاطفی نابالغی می گیرد که دوستان و خانواده را از خود دور می کند...
شکارچی خون آشامها، ون هلسینگ، به ترانسیلوانیا بازگشته تا یک خون آشام خوش تیپ و قیافه بنام بارون را نابود کند. او به دست معلم یک مدرسه بنام ماریان درست شده است…
همه چیز در مدرسه گرامر آنجل هیل به خوبی پیش می رود تا اینکه مدیر جدید، آقای فروم، به مدرسه می آید و کلاس ششمی ها را از ساخت موسیقی مورد علاقه خود باز می دارد...
زن جوانی که در تمام مدت زندگی خود مورد سو استفاده ی مردان قرار گرفته ، بالاخره مردی را پیدا می کند که باور دارد این مرد واقعا به او علاقمند است. ولی هنگامی که می فهمد این مرد هم به او خیانت می کند، بسیار عصبانی می شود...
یک جنتلمن انگلیسی وقتی وارث فروشگاه لباس پیشرو لندن در منطقه شیک مایفر میشود، شکسته تر میشود. او به جای اینکه آن را به صورت نقدی بفروشد، برای ثروت و عاشقی وارد تجارت «پارچه» می شود...
چارلز جوان و با استعداد لندن را به قصد آکسفورد ترک می کند. آشنایی او با لرد سباستین زندگی هر دو جوان را تغییر می دهد.در یکروز افتابی سباستین چارلز را با خود به عمارت خانوادگی می برد.ملاقات چارلز با خواهر و مادر کاتولیک چارلز و دوستی با سباستین سرآغاز کشمکشی از عشق ،دوستی، تعهد، عشق ممنوعه ، تقدیر و مذهب می شود.کشمکشی که تا سالها ادامه می یابد…