یاتارو تانیگاوا، یک قاتل یک چشم، رئیس یاکوزا، گومیو کیوئومون را با مهارت خود تحت تأثیر قرار می دهد. گومیو تانیگاوا را به عنوان محافظ خود یا یوجیمبو استخدام می کند تا از او در طول درگیری بین قبیله ای محافظت کند...
از دیدگاه ژاپنی ها، این درام جنگی وقایع نبرد اوکیناوا در جنگ جهانی دوم را به تصویر می کشد. یک یورش همه جانبه توسط نیروهای آمریکایی که بیش از 150000 غیرنظامی ژاپنی را به قتل رساند...
یک سامورائی به احساس گناهش در قتل عام یک روستای کوچک چیره می شود. اکنون به عنوان یک رونین او از نقشه گروه سابقش برای اجرای این نقشه در روستایی دیگر باخبر شده و تصمیم می گیرد آنها را متوقف سازد ...
ژاپن، اوايل قرن نوزدهم. »دکتر نايدي« (ميفونه)، مشهور به »ريش قرمز«، پزشک مسئول يک درمانگاه عمومي فقيرانه است. »دکتر نوبورو ياسوموتو« (کاياما)، پزشک يار جديد، به رغم نافرماني هاي اوليه اش از »ريش قرمز«، از جمله به خاطر افراط در نوش خواري و پوشش غير معمولش، سرانجام مي آموزد که يک پزشک خوب بايد فداکاري کند.
پسری می خواهد از دهکده ای در مقابل یک جادوگر محافظت کند.اما اهالی دهکده به او اعتماد نداشته و او مجبور می شود با دختری که گذشته ای تاریک دارد روبرو شود...
پس از سپری کردن سالها در سفر و به وجود آوردن شهرت به عنوان بزرگترین سامورایی ژاپن، "تاکزو" به کیوتو بازمی گردد. "اوستو" منتظرش است اما او برای به چالش کشیدن "کندو" رهبر بهترین آموزشگاه منطقه بازگشته است. برای اثبات شجاعت و مهارت خود او عمدا پا در کمپینی که توسط هوادارن آموزشگاه ترتیب داده شده است می گذارد و...
"گنوسوکه" یکی از ملازمان قبیله،یکی از بزرگان قبیله را برای رسیدن به اصلاحات به قتل می رساند.او توسط دوستان قدیمی خود که هر کدام امید دارند انتقامی را که قبیله می خواهد بدست آورند او را تعقیب می کنند.اما با کمک یک استاد شمشیر زنی به نام "یامانه" او فرصتی برای نجات بدست می آورد...
گروهی آدمکش منتظر هستند تا لردی قدرتمند که نزدیک به سیصد سال بر ژاپن حکومت کرده را به قتل برسانند. آنها به خائنی در میان خود مشکوک شده و در نهایت به “نیرو”، یک سامورائی بدون ارباب می رسند و…
توکیو،اوایل دهه شصت."هیرایاما" کایپتان سابق نیروی دریایی به عنوان مدیر یک کارخانه کار کرده و به همراه دختر بیست و چند ساله اش "میچیکو" و پسرش "کازو" زندگی می کند."میچیکو" زندگی خوبی به همراه پدر و برادر خود دارد اما "هیرایاما" احساس می کند وقت آن رسیده که او به زندگی خود برسد،به همین دلیل برنامه ازدواج او را ترتیب می بیند...
دو دختر دوقلو هنگام تولد از هم جدا می شوند. یکی از آنها در یک خانواده محبت آمیز بزرگ می شود و دیگری نه. آنها بالاخره به طور کاملا تصادفی در یک نمایشگاه شهر همدیگر را ملاقات می کنند. هیچ کس هرگز به آنها در مورد دیگری چیزی نگفته بود، بنابراین آنها شروع به آشنایی با یکدیگر می کنند...
"موراکی" یکی از اعضای یاکوزا پس از تحمل زندان به جرم قتل آزاد می شود.در بازدید از پاتوقهای قدیمی خود با "سائکو" زنی جوان آشنا می شود."موراکی" تبدیل به مربی او می شود و...