مرگ : October 10, 1985 (age 70) در Hollywood, Los Angeles, California, USA
جوایز : برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 24 جایزه و نامزد دریافت 17 جایزه دیگر.
جرج اورسن وِلْز (به انگلیسی: Orson Welles) (۶ مه ۱۹۱۵ - ۱۰ اکتبر ۱۹۸۵) کارگردان، فیلمنامهنویس، هنرپیشه و تهیهکنندهٔ فیلم، تئاتر، رادیو و تلویزیون بود. او اولین بار با اجرای رادیویی جنگ دنیاها اثر هربرت جرج ولز در ۳۰ اکتبر ۱۹۳۸ بود که به شهرت رسید. آن هم به این دلیل که عدهای از شنوندگان به تصور اینکه با یک خبر واقعی (از حملهٔ بیگانگان فضایی از مریخ) مواجه شدهاند، وحشت کرده بودند.
در اواسط دههٔ ۱۹۳۰ دواقتباس تئاتری او به نامهای وودو مکبث و روایت نمادگرایانهٔ جولیوس سزار در نیویورک شهرت یافتند. وی در سال ۱۹۴۱ کارگردانی، تهیهکنندگی و بازیگری در فیلم همشهری کین را به عهده گرفت و ضمناً به عنوان نویسنده نیز در آن همکاری داشت. همشهری کین در بیشتر لیستهای سایتهای نقد فیلم، جزو ۱۰۰ فیلم برتر تاریخ سینما محسوب میشود.
بقیهٔ دوران کاری او به دلایل گوناگونی مانند کمبود بودجه، دخالت بیجای استودیوها، چه در اروپا و چه در بازگشت کوتاه مدت او به هالیوود زیاد با موفقیت روبرو نبود. با همهٔ این مشکلات اتلو برندهٔ نخل طلایی جشنوارهٔ کن ۱۹۵۷ گردید و نشانی از شر نیز به جایزهٔ برتر جشنوارهٔ جهانی بروکسل نائل آمد. از دید خود ولز دو فیلم محاکمه و ناقوسهای نیمه شب بهترین فیلمهایش بودند. اگرچه ولز توسط استودیوهای بزرگ به حاشیه رانده میشد، اما او درواقع یک بازیگر پولساز بود.
در سالهای واپسین زندگی، ولز در حالیکه فقط بوسیلهٔ بازیگری، تبلیغات و صداگذاری امرار معاش میکرد با یک استودیوی هالیوودی به علت سرمایهگذاری نکردن بر روی پروژههای فیلم مستقلش وارد منازعه شد. در سال ۱۹۷۵ او سومین نفری بود که پس از جان فورد و جیمز کاگنی، جایزهٔ یک عمر فعالیت را از بنیاد فیلم آمریکا (اِی اِف آی) دریافت میکرد. بیشتر منتقدان پس از مرگ وی بطور عمومی از او تمجید کردهاند. او هم اکنون به عنوان یکی از مهمترین هنرمندان هنرهای دراماتیک قرن بیستم شناخته میشود. او در سال ۲۰۰۲ در نظرسنجی مؤسسه فیلم بریتانیا (بیافآی) که در مورد ده کارگردان برتر سینما انجام شده بود عنوان بهترین کارگردان تمام تاریخ را کسب کرد.
این مستند مقالهای است که برای تلویزیون فیلمبرداری شده که شامل بازتابهای اورسون ولز درباره اتللو نزدیک موویولا، گفتگو با هیلتون ادواردز و مایکل مکلیامور و تکههایی از گفتگو با تماشاگران در بوستون پس از نمایش فیلم...
با روحیه "این یک زندگی شگفت انگیز است" (1946)، یک زن جوان باید رویای خود را رها کند و در زادگاه کوچک خود به عنوان رئیس تجارت ساختمان و وام خانواده اش بماند.
"ناپلئون بناپارت" و ارتشش که با از دست دادن همه چیزهایی که برای بدست آوردنشان تلاش کرده اند روبرو هستند، در نبرد واترلو به ارتش بریتانیا برخورد می کنند و...
ماکائو مستعمره پرتغال، قرن نوزدهم. "آقای کلی" تاجر ثروتمندی و هدف شایعات بسیاری در شهر است. او سالهای زیادی را در چین سپری کرده و اکنون بسیار سالخورده است. او داستانی واقعی که سالها پیش شنیده را بازگو می کند و...
در ژانویه سال 1943، ارتش آلمان که از حملات متحد بالکان ترسیده است دشمنی بزرگی علیه پارتیزانهای یوگسلاوی در جنوب بوسنی آغاز می کند. تنها راه خروج برای پارتیزانها و هزاران پناهنده پلی بر روی رودخانه نرتوا است...
سال ۱۵۲۸، «هنری هشتم» (شا) از ازدواج با بیوه ی برادرش فرزندی ندارد و خواهان طلاق است، اما پاپ چنین اجازه ای نمی دهد. «سر توماس مور» (اسکو فیلد)، در مقام صدراعظمی جانشین «کاردینال» (ولز) می شود و هنری امیدوار است بتواند به کمک او طلاق را عملی کند...
داستان فیلم در مورد یکی از شخصیتهای مکرر ویلیام شکسپیر به نام سر جان فالستاف و رابطهٔ پدر و پسری وی با شاهزاده هال است که باید میان وفاداری به فالستاف یا پدرش هنری چهارم انگلستان یکی را انتخاب کند...