وقتی دختران جوان درون یک فرقه مذهبی ناپدید می شوند، بزرگان قدیمی به یاد یک پیشگویی قدیمی افتاده در حالیکه جوانها فکر می کنند بزرگترها آنها را به قتل می رسانند……
زنی که در شوک از دست دادن والدینش به سر میبرد به مردی مرموز و جذاب وابسته میشود. وقتی که این مرد به طور ناگهانی مفقود میشود زن و دوستانش برای پیدا کردنش به یک آسمان خراش نفرین شده می روند که...
گروهی از دختران دانشجو سال آخر که در یک انجمن دانشجویی گرد هم آمده اند. دخترها محض تفریح اقدام به طراحی و اجرای یک شوخی عملی می کنند اما این شوخی در عمل و به صورت ناخواسته منجر به مرگ یکی از این دخترها می شود...
سارا دیویس نابغه پانزده ساله فوتبال این شانس را دارد که به تیم ملی ایالات متحده بپیوندد، اما او باید در دبیرستان، عاشقانه، ورزش و فشار والدین در حالی که اولویت های خود را تعیین می کند، دستکاری کند...
دختری جوان به همراه خانواده اش و خواهر کوچکترش در شهر کوچکی از تگزاس زندگی می کنند. به تازگی دختر جوان متوجه یک سری حقایق ترسناک در قسمتی از راه آهن متروکه شهر می شود که او را به سمت رمز و رازهایی می برد که در گذشته مردمان شهر آن را تجربه کردند و ...
دو برادر خون آشام به نام های «استفان» و «دیمن»، که دارای زندگی جاودانه هستند، قرن هاست که میلشان برای نوشیدن خون انسان را مخفی کرده و میان مردم زندگی می کنند. آن ها قبل از اینکه اطرافیان متوجه عدم تغییر سن آن ها شوند، از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکنند. اکنون آن دو به شهر ویرجینیا بازگشته اند، همان جایی که به خون آشام تبدیل شدند. استفان پسر شریفی است و خون انسان را به خود ممنوع کرده تا مجبور نباشد کسی را بکشد، اما همواره سعی می کند مراقب اعمال برادر شرورش، دیمن باشد. بعد از آمدن به ویرجینیا، طولی نمی کشد که استفان عاشق یک دختر مدرسه ای بنام «الینا» میشود...