داستان در سال 1924 میگذرد و در مرکزش یوری است که به عنوان یک جاسوس 57 نفر را به قتل رسانده و پنهان شده است. او با یک یتیم ملاقات میکند که خانوادهاش توسط قاتلان ناشناخته کشته شده و او کلید یافتن مقدار زیادی پول را دارد که ارتش ژاپن اعلام کرده است گم شده است. اما...
روایت رمان نویس نابغه، شینیچی تسودایس که دست بر قضا برنده جایزه معتبر ادبیات نائوکی می باشد. روزی از روزها او به ویرایشگرش، ناهومی توریکای، اجازه می دهد آخرین رمان او را بخواند و...
یک سامورایی در دوران ادو با ارباب محلی خود درگیر میشود. او به عنوان مجازات مامور میشود که از گربههای شهر ککهایشان را بردارد. اما این کار یک معنای دیگر هم دارد...
کوزو به جلساتی که برای بیوه های تنها که به دنبال ازدواج مجدد هستند میرود. او در این جلسات با سایوکو تاکوچی آشنا می شود و در نهایت با او ازدواج می کند. پس از ازدواجشان،کوزو به طور ناگهانی می میرد که ...
داستان فیلم در مورد یک بازیکن شیگ "شطرنج ژاپنی" است که در زمان مدرسه راهنمایی یک بازیکن حرفه ای شگوری بود. پدر و مادرش و خواهر کوچکترش در زمان تصادف رانندگی درگذشتند..
دولت ژاپن لايحه اي را تصويب مي کند که به موجب آن از تمام شهروندان نمونه ي DNA گرفته شود و در يک بانک اطلاعاتي ذخيره مي شود . اين کار براي شناسايي بهتر هويت در مواقع مورد لزوم مثل شناسايي قاتلين و مجرمان بعد از ارتکاب به جرم است . در يک مورد قتل DNA قاتل با DNA آفريننده اين سيستم تشخيص هويت مطابقت دارد . يک افسر پليس ژاپن که مسئول رسيدگي به پرونده قتل است به تعقيب او مي پردازد و …
سال 2017 است و توموداچی زنده شده بر جهان حکومت می کند. پیشگویی های کتاب جدید همگی به حقیقت پیوسته اند. توموداچی پایان جهان را از طریق انتشار یک ویروس کشنده توسط بیگانگان پیش بینی می کند و از قبل هشدار می دهد که فقط کسانی که به او ایمان دارند زنده می مانند...
دختری نوجوان توله سگی بی خانمان را به فرزندی قبول می کند و اسمش را «جوراب» می گذارد. آنها از آن زمان از یکدیگر مراقبت می کنند، تا اینکه یک روز او فکر می کند جوراب کوچکتر از آن چیزی است که قبلاً فکر می کرد ....
یوکو 35 ساله، مجرد، بیکار است و از روانپزشکش برای مبارزه با افسردگی شیدایی خود دارو دریافت می کند. یوکو که در شهر کاماتا زندگی می کند، زمان خود را بین مردان مختلف دوستان تقسیم می کند که هر کدام ویژگی های خاص خود را دارند...
در روزی که هیروکو قصد چیدن سیب از درخت را داشت، با کوجی آشنا شد. آشنایی آنها در پارک ادامه پیدا کرد و در طی این ملاقاتها، هیروکو متوجه شد که کوجی قادر به صحبت یا شنیدن نیست. او برای درک بهتر کوجی، زبان اشاره ژاپنی را فرا گرفت.