نوبوماسا تسوبوی، صاحب یک کارخانه کوچک، متوجه میشود که دخترش یوشیمی به بیماری قلبی مبتلا است و تنها ده سال دیگر زنده خواهد ماند. او و همسرش این خبر را نمیپذیرند و نوبوماسا تصمیم میگیرد با مطالعهی قلبهای مصنوعی، راهی برای نجات دخترش پیدا کند.
کِی اوسانای به همراه همسرش کوزوئه و دخترش روری زندگی آرام و خوشبختی را تجربه میکنند، اما همسر و دخترش در یک تصادف جان خود را از دست میدهند. زندگی کِی ناگهان تغییر میکند. یک روز، مردی به نام آکیهیکو میسومی سراغ کِی می آید و به او میگوید که در روزی که کوزوه و روری درگذشتند، روری که برای کِی کاملاً غریبه بود، قصد دیدن او را داشته است. آکیهیکو درباره یک زن به نام روری ماساکی به او توضیح میدهد...
کنشین هیمورا در برابر یک فروشنده اسلحه مرموز به نام انیشی یوکیشیرو که دنیای تبهکاران چین را کنترل می کند، قرار می گیرد. در این حین، راز "جوجیشو" کنشین هیمورا نیز فاش می شود و...
شینیچیرو به دو دلیل تنهاست. او در جوانی خانواده خود را در یک تصادف از دست داد. او همچنین توانایی غیرمعمول و بیمارگونه ای برای دیدن بدن و بدن افرادی که در شرف مرگ هستند، دارد. ، او یک روز با "آاوی"زیبا در یک مغازه ملاقات می کند...
فیلم درباره نبرد تاریخی سکیگاهارا است. نبردی که در ۲۱ اکتبر ۱۶۰۰ میلادی، بین نیروهای توکوگاوا ایهیاسو به همراهی خاندانهای شرق ژاپن با تویوتومی هیدهیوری و بسیاری از خاندانهای غرب ژاپن رخ داد. این نبرد به پیروزی قطعی ایهیاسو و تشکیل شوگونسالاری توکوگاوا انجامید و…
داستان فیلم در مورد یک بازیکن شیگ "شطرنج ژاپنی" است که در زمان مدرسه راهنمایی یک بازیکن حرفه ای شگوری بود. پدر و مادرش و خواهر کوچکترش در زمان تصادف رانندگی درگذشتند..
مردی پس از ترک کار در راه رفتن به خانه شاهد یک تصادف مرگبار می شود. او به وضوح دیده بود که قربانی کشته شده است، اما لحظاتی بعد فرد کُشته شده بلند می شود و شروع به راه رفتن میکند. آنجاست که او میان واقعیت و توهم آغاز یک آخرالزمان گیر میکند و...
نویسنده مانگا ساتورو فوجینوما با ترس داستان خود را بیان کرد.با اینحال او دارای یک قدرت مافوق طبیعی است که میتوناند از مرگ و فاجعه قبل از وقوع آن جلوگیری کند.او میتوانست زمان را به قبل از وقوع حادثه برگرداند.یک روز او درگیر یک تصادف میشود که در ان قاتل شناخته میشود.او خود را درزمان به عقب برمیگرداند و ناگهان خود را یک معلم مدرسه ابتدایی میبیند یک ماه قبل از ناپدید شدن همکلاسی و همکارش کایو هیندادزوکی.ساتورو تلاشی برای نجات دادن او از مرگ و حل رازهای پشت پرده ناپدید شدن او شروع میکند.
آنا دختر تنهایی است که از خانواده خودش دور شده و به نورفولک فرستاده شده تا با خانواده پیر خانم و آقای پگ زندگی کند. او هیچ دوستی ندارد. یک روز بر روی تپه های شنی دختری بنام مارنی را ملاقات می کند، کسی که ظاهرش با باطنش تفاوت دارد و…
گذشته کنشین به سراغش می آید و باعث خراب شدن رستوران "آکابکو" می شود، جایی که مکان مورد علاقه او برای غذا خوردن بود. در آنجا، او یادداشتی پیدا می کند که روی آن کلمه "Junchu" نوشته شده است...
لوکا به عنوان فرزند شایسته پدرش تصمیم می گیرد تا مادرش را از چنگال "اربو دیوان" نجات دهد ، اما او ابتدا باید فردی برگزیده را پیدا کند که بتواند شمشیر زنیت را به دست آورد و ....
کازو دختری هست که رد یک کافه کار میکند، او اعتقاد دارد یکی از میزهای آن کافه باعث سفر در زمان میشود. در حالی که مسافر می تواند مقصد مورد نظر خود را بر اساس قوانین خاصی انتخاب کند. علاوه بر این، زمان سفر فرد محدود به دوره ای است که قهوه سرد می شود و...