فیلمی بلند از «ماجراهای تینی تون» که در فاصله پخش فصلهای 2 و 3 به صورت مستقیم برای VHS و LaserDisc منتشر شد، داستان تعطیلات تابستانی شخصیتهای آن را بازگو میکند.
پس از مرگ عموی شگی، او، اسکوبی و اسکریپی به عمارت عمویشان میروند تا ارثیه را دریافت کنند. اما به محض رسیدن، متوجه میشوند که این عمارت توسط روح یک سرباز کنفدراسیون تسخیر شده است. آنها با کمک سه برادر روحگیر که "برادران بو" نامیده میشوند، تلاش میکنند تا هم ارثیه شگی را پیدا کنند و هم از دست این روح فرار کنند...
کارمندان و مشتریان عجیب و غریب و بامزه از فروشگاه موسیقی محبوب Record City در لس آنجلس در طول یک کنسرت رادیویی زنده در پارکینگ که توسط یک دی جی وحشی با لباس نیمه میمون برگزار می شود، عبور می کنند...
بازرس هوکو، کارآگاه بینظمی، در ردیابی تبهکارانی است که ربات تازهای به نام شاتزی را دستگیر کردهاند. با این حال، پس از رویارویی با یک رئیس پلیس انتحاری، او شروع به توهمات تبدیل شدن به تناسخ می کند...
یک سارق بانک که با پای پیاده فرار می کند، کیسه ای پر از پول را به صندوق پستی در مرکز شهر لس آنجلس می اندازد. فقط او قضیه پول ها را نمی داند دو ناظر هستند که به محتوای کیف علاقه زیادی دارند...
بانکی به دلیل ساختن ساختمان جدید و جابه جایی در یک خانه ی سیار کارش را انجام میدهد و به نظر میرسد که هدف ساده او برای دزدها باشد، به عبارت دیگر بهرته که تمام بانک مورد دستبرد قرار بگیره و به جای امن تری منتقل بشه...
فروشنده ای با اشتیاق برای اصلاحات، ایده ای برای فروش به دوستان خود دارد: رویاهای خود را دور بریزید. مستها که در خانه ای در بالای سالن زندگی می کنند، از این ایده ناراضی هستند...
«هوارد بانيستر» (اونيل) - موسيقيدان کم حافظه و يکي از دو فيناليست رقابت براي به دست آوردن بورس تحصيلي بيست هزار دلاري بنياد لارابي - هم راه نامزد خشک و بي روحش، «يونيس برنز» (کان) به هتل بريستول در سن فرانسيسکو مي آيد. اما خيلي زود با «جودي ماکسول» (استرايسند)، زن سرگردان و عجيب و غريبي آشنا مي شود که با ديدن «هوارد»، بلافاصله تصميم مي گيرد زنش بشود......
"مارک" قماربازی متقلب پس از رابطه با همسر رئیس مافیا در نیویورک برای نجات جانش پا به فرار می گذارد.او در پناهگاه مردم فقیر مخفی شده و با "باربارا" زنی ثروتمند آشنا می شود."باربارا" او را به عنوان راننده خود استخدام می کند.در عمارت "ملیندا" برادرزاده "باربارا" به او علاقه مند می شود و...
سریالِ "غرب وحشی" داستانِ دو مامور مخفی "جیمز تی وست" و آرتموس گوردون" می باشد ، آن ها مامور هستند تا از هر خطری که جانه رئیس جمهور را تهدید میکند ، جلوگیری کنند و ...
داستان این سریال در مورد پزشکان ارتش آمریکاست که توی جنگ با کره گرفتار میشن. با توجه به شرایط میبینن که دیگه گرفتار شدن و مجبور میشن خودشون رو یه جوری سرگرم کار کنن و …