ارباب اودا نوبوناگا در ژاپنی که در آن سرداران رقیب با یکدیگر میجنگند، قصد دارد با به راه انداختن جنگ علیه چندین طایفه، کشور را تحت کنترل خود درآورد. آراکی موراشیگه، یکی از دستنشاندگان او، شورش میکند و بلافاصله ناپدید میشود...
زلزلهای عظیم و متعاقب آن طوفانهای مهیب، توکیو را در معرض خطر نابودی قرار میدهند. سازمان آتشنشانی و امدادگران برای نجات شهر وارد عمل میشوند، اما حادثهای ناگوار در انتظار آنهاست.
مای، دانش آموز مدرسه، از رفتن به مدرسه امتناع می کند. پدر و مادرش جدا از هم زندگی می کنند، بنابراین مادرش او را می فرستد تا پیش مادربزرگش بماند. مادربزرگ او به مای به عنوان جادوگر آموزش می دهد و همچنین به مای ارزش های مهم زندگی را می آموزد...
ماتسوکو، دختری که از شهر کوچکی به توکیو آمده، در تعمیرگاهی مشغول به کار میشود که متعلق به مردی تندخو به نام سوزوکی است. همسر و پسر سوزوکی با ماتسوکو مهربان هستند و او به سرعت با آنها صمیمی میشود.
در سالگرد مرگ مادر برای عکاس مستقر در توکیو یک رویداد اتفاق می افتد ، پسر برای مراسم خاکسپاری به شهر خود بازمی گردد. آنچه در زیر می آید بازگشت به گذشته است که ...
گابو و می یک گرگ سفید و یک گوسفند هستند که دست سرنوشت آن ها را در کنار هم به عنوان دوست قرار داده است. از طرفی، اخلاق های خاص گابو باعث می شود تا لحظات سختی را پشت سر گذاشته و از طرفی دیگر، گله ی می می خواهند تمامی تلاش خود را برای برگرداندن وی بکنند و ...
موموکو، دختری عجیب و به ظاهر بی احساس و شیفته فرانسه قرن هجدهم، با یک دوچرخهسوار دوست میشود و هر دو فراز و نشیب زندگی غیرعادی خود را در یک شهر روستایی ژاپن تجربه میکنند....
در یک آپارتمان کوچک توکیو ، آکیرای دوازده ساله باید از خواهر و برادرهای کوچک خود مراقبت کند ، پس از اینکه مادر آنها آنها را ترک کرد و هیچ نشانه ای از بازگشت نشان نداد.
هاسبه سوسوکه سردبیر یک مجله، آدمی منطقی، سرد و خشک است. وقتی جوان تر بوده به خاطر چاق بودن مسخره می شده اما حالا یک نابغه ی جذاب است که تلاش میکند تا دوباره عشق اولش را ببیند. از طرفی، ساتو آی یک دختر بیکار، شاد، پرانرژی و راستگو است که با دوست صمیمیش زندگی میکند. بعد از ورشکست شدن شرکتش، در جایی استخدام می شود. او قبلا دانش آموز شاگرد اول خوشگلی بوده اما الان یک آدم خجالتی شده. برحسب اتفاق سوسوکه رو ملاقات میکند ولی هویتش را فاش نمیکند ...
آیوکاوا ایتسوکی یک جوان معمار موفق در یک شرکت هست اون توی دوران دانشگاهش تصادف کرده و این تصادف موجب میشه که اون از ویلچر استفاده کنه… تستوگومی کاوانا هم زن جوانی هست که در یک شرکت طراحی داخلی ساختمان کار میکند که با ایتسوکی در یک دبیرستان درس میخوانده این دیدار مجدد خاطرات دختر جوان از اینکه ایتسوکی عشق اولش در مدرسه بود را زنده میکند…