در دهه نود میلادی، در شهر لس آنجلس، یک محافظ شخصی مسئولیت حفاظت از یک خواننده مشهور موسیقی پاپ و دوست پسر ورزشکار او را در برابر یک تعقیبکننده مزاحم بر عهده میگیرد.
پس از آزادی زنی از زندان به جرمی که مرتکب نشده بود، او سفری پرمخاطره برای اثبات بیگناهی خود آغاز میکند. در این مسیر، با فریب و خیانت از سوی نزدیکترین افراد زندگیاش روبرو میشود.
زنی که بیش از حد کار می کند و هرگز برای هیچ کاری وقت ندارد، به طور غیر منتظره ای کار خود را در کریسمس از دست می دهد. برادر آزاده اش او را به چالش می کشد تا شروع به «بله» گفتن به چیزهایی که قبلاً به آنها «نه» گفته بود، کند.
جیمی، صاحب یک آژانس گردشگری، پس از مرگ همسرش که فردی بسیار سخاوتمند بود، با مشکلات روحی روبرو میشود. اما با انجام یک کار خیرخواهانه، روحیه بخشندگی را در کل شهر زنده میکند و خبرنگار محلی نیز این اتفاق زیبا را پوشش میدهد.
گروهی از دانشآموزان دبیرستانی در حین جشن کریسمس در کلبهای در جنگل، توسط یک قاتل روانی که به شخصیتهای فیلمهای ترسناک وسواس دارد، مورد تعقیب قرار میگیرند...
یک روزنامه نگار با الهام از ایده داستانی که به دنبال اعمال تصادفی مهربانی در کریسمس انجام می شود، دوباره با شعله ای قدیمی در شهر خود ارتباط برقرار می کند...
سرنخ تمسخر آمیزی که در جلسه ای برای آرورا باقی می ماند، یک بازی موش و گربه را بین او و یک جنایتکار مرموز آغاز می کند که مرتکب جنایات جدی فزاینده ای می شود که شهر را به لرزه در می آورد.
پس از طرد شدن توسط دوستش ، یک خالق موفق اپلیکیشن دوستیابی ویز فناوری برای فصل تعطیلات به زادگاهش بازمی گردد و پدرش او را وادار می کند تا برای رویداد سالانه خواستگاری ناشناس کریسمس کوپید ثبت نام کند...
لسی (تیلور کول), مجری رادیو، با هدف جمع آوری پول برای حفظ ایستگاه رادیویی خود اجرای یک مسابقه کیک پزی را بر عهده می گیرد. وقتی ستاره کیک پزی از مسابقه انصراف می دهد، او تاجری را که اخیرا ملاقات کرده, جایگزنش می کند...
مدی (جولی گونزالو)، که صاحب یک تجارت کیک کوچک است، از یک بانکدار سرمایهگذاری کمک میگیرد، اما رابطه عاشقانه جدید بین آنها با بازگشت غیرمنتظره عشق اولش، نیت، پیچیده میشود...
Aurora Roe Teagarden، کتابدار و علاقه مند به جنایت واقعی، هرگز از گروهبان کارآگاه جک برنز خوشش نمی آمد. او همچنین هرگز نمی خواست او را مرده ببیند، اما وقتی او به قتل رسید، او نمی تواند جلوی خود را بگیر و درگیر این ماجرا شد...
زمانی که یک مجری در برنامه زنده به صورت تصادفی اعلام می کند که ازکریسمس متنفر است ، به یک شهر کوچک سفر کرده ولی با شروع کریسمس زندگی او تغییر میکند و ...
"آروورا" تصمیم گرفته تا برای کمک به خانه مادرش برود چرا که او در این روزها بسیار مشغول به کار شده است ، "آیدا" خواهرش با فهمیدن این موضوع بوی مرگ و زندگی را به خانه مادرش احساس میکند چرا که خواهرش سابقه ی بسیار بدی دارد ...
وقتی هیچ معجزهای نمیتواند یک خانواده رو به زوال را کنار هم نگه دارد، یک سفر تعطیلات کریسمس صحنهای را برای رخ دادن یک معجزه فراهم میکند. داستانی دلنشین از خانواده درباره عشق، فقدان و کشف دوباره.
داستان سریال الهام گرفته از فیلم “روانی” آلفرد هیچکاک هست که زندگی “نورمن بیتس” و مادرش “نورما” به تصویر کشیده می شود. داستان از آن جا شروع می شود که نورما یک متل در شهر ساحلی می خرد و …
داستان از یک حفاری در مصر شروع می شود و یک شیء که قابلیت انتقال اجسام در فواصل دور در فضا را دارد کشف می شود و انسان ها شروع به فرستادن تیم های مختلف برای جمع آوری اطلاعات و تکنولوژی های جدید می کنند ...
سریالی کمدی، به سبک شرلوک هلمزی و پر از شوخی ها و دیوانگی های خنده دار که می تواند ساعت ها شما را سرگرم کند. اگر دنبال سریالی کمدی و جنایی می گردید این سریال را از دست ندهید.شاون اسپنسر که حافظه ی تصویری، غریضه ی کارآگاهی و دقت بسیار بالایی دارد بعد کمک به پلیس برای حل یک پرونده، متهم به شریک جرم بودن می شود. شاون برای این که به زندان نیفتد و راز خود را برملا نکند ادعا می کند که غیبگو است و با عالم ارواح ارتباط دارد و از این راه اطلاعات خود را به دست می آورد. شاون به همراه بهترین دوستش گاس که فروشنده ی دارو و لوازم پزشکی است، دفتر کارآگاه خصوصی غیبگوی Psych را تاسیس می کند و از آن به بعد در حل پرونده های جنایی به پلیس کمک می کند...