ابیس آخرین مکان کشف نشده در زمین است. موجودات عجیب و خارقالعاده در آن در رفت و آمدند، و پر از آثار مقدسی است که انسانهای کنونی نمیتوانند آنها را بازسازی کنند. آنهایی که جرئت میکنند تا اعماق را جستجو کنند به اسم مهاجمان غار شناخته میشوند. رویای دختر یتیمی بنام ریکو این است که مانند مادرش یک مهاجم غار شود و رمز و رازهای سیستم غار را حل کند...
فیلم تلفیقی دوم از مجموعه تلویزیونی که قسمت های 9-13 را پوشش می دهد. ریکو و رگ به لایه سوم فرود می آیند، جایی که ریکو اولین تجربه خود را از نفرین دارد. آنها به لایه چهارم فرود می آیند، جایی که بازوی ریکو توسط یک Orbed Piercer زخمی می شود و رگ سعی می کند او را نجات دهد. ناناچی به کمک آنها می آید و بازوی مسموم ریکو را نجات می دهد. در عوض ناناچی از رگ می خواهد که همراه جاودانه اش میتی را بکشد. سپس ناناچی به ریکو و رگ در تلاش آنها برای رسیدن به ته آبیس ملحق می شود.
ساتان، خدای شیاطین است، اما فقط یک چیز هست که او ندارد، و اون ماده ایست که در جهان انسان ها وجود دارد که باعث بیشتر شدن قدرتش می شود!! به همین هدف، او رین را بوجود می آورد، اما این پسر، بچه یک انسان نیز هست، اما ...
فیوژن ماده تیره ی ست که ژاپن را تهدید می کند اما Prettycure او را شکست می دهد و ذراتش در اطراف پخش می شود. مگومی و دوستانش به دنبال فیوژن می گردند. با این حال، یک برخورد سرنوشت ساز ...
Translation is too long to be saved
ژانویه 1999: با آزاکا کوکوتو آشنا شوید. او قصد دارد علیرغم حضور زنی خطرناک به نام شیکی ریوگی، میکیا را به عنوان معشوقه خود جلب کند. فقط یک مشکل وجود دارد - آزاکا خواهر اوست. و یک مشکل بزرگ دیگر - شیکی و آزاکا پس از یک حادثه جدی در آن مدرسه به یک مدرسه جادویی فرستاده می شوند تا حقیقت را کشف کنند و ...
ایزوکو "دکو" میدوریا و دانش آموزان همراهش در کلاس 1-اِی از دبیرستان قهرمانانه یو اِی انتخاب شدن تا در یک برنامه امنیتی در جزیره نابو شرکت داشته باشن. برای کسب تجربه بیشتر و تقویت کردن مهارت هاشون، قهرمانان با خدمات کوچک و کمک به مردم در امور روزمره شروع به فعالیت میکنن.
سگاوا یوتا یه دانشجوی سال اولیه. اون تو بچگی خانوادشو از دست داد و خواهرش یوری بزرگش کرد. یوتا از وقتی که دبیرستان بود و خواهرش با یه مرد میانسال ازدواج کرد ، به تنهایی زندگی میکرده. یه روز یوری به آپارتمان یوتا میاد و ازش درخواست میکنه تا درهنگامی که یوری و شوهرش مسافرتن از سه تا دخترش مراقبت کنه. یوتا با بی میلی قبول میکنه ولی هواپیمای خواهرش ناپدید میشه ! برای اینکه دخترای یوری جداگانه هرکدوم توسط یکی از بستگان بزرگ نشن ، یوتا تصمیم میگیره تا سه تاییشون رو بزرگ کنه. زندگی یه خانواده عجیب تو یه آپارتمان نقلی شروع میشه.
قهرمان ما می فهمد که مدرسه از او می خواهد به یک کلاب ملحق شود و در حین جست و جوی مخالف میلش به تجینا-سنپای بر می خورد که سعی دارد در اتاق کلابش شعبده بازی کند. تجینا-سنپای ترس بسیاری از روی صحنه دارد و حالا که بیننده ای دارد تلاش هایش در یک کلمه خنده دارند.
ریوجی پسر دبیرستانیست که به سبب چهره ی خشن و ترسناکی که دارد همه از او فرار میکنند و سعی میکنند که رابطه ی نزدیکی با او نداشته باشند .اما واقعیت آن است که ریوجی تنها شمایل یک یاکوزا را از پدرش به ارث برده است و هیچ کار خلافی از او سر نزده است . از طرفی ” تایگا ” دختر ریز نقشی است که بر خلاف ظاهرش فوق العاده خشن و بزن بهادر است . تایگا عاشق دوست ریوجی ، ”یوساکو” است و ریوجی عاشق دوست تایگا ، ” مینوری ” . به طور اتفاقی تایگا با ریوجی برخورد میکند و تصمیم میگیرند که به یکدیگر برای رسیدن به معشوقه یشان کمک کنند
داستان در مدرسه ای جادوگری می گذره؛ جایی که “گلن” به عنوان معلم پاره وقت تدریس می کنه و دانش آموزان را مجبور به مطالعه و خودآموزی می کنه. روزی یکی از دانش آموزان به نام “سیستین” از این کار گلن عصبانی میشه و اون رو به یک دوئل دعوت می کنه! اما این دعوت مصادف میشه با حادثه ای که مدرسه رو تهدید می کنه و در این بین گلن برای محافظت از دانش آموزان خودش تلاش زیادی می کنه و همین جریان رو عوض می کنه.
آسیا، قلمروی انسانها و گهینا، قلمروی شیطانها. از ازل دیواری میان این دو قلمرو وجود داشته تا هیچیک از این دو قلمرو در حوزهی دیگری رسوخ نکنند اما شیاطین که به عناصر مادی دست یازیدند، حال به دنبال دستاندازی به خود جهان مادهاند. اما در میان انسانها، هستند کسانی که توانایی قلعوقمع کردن این شیاطین را دارند! جنگیرها! اوکومیرا رین پسر پادشاه شیاطین بود، هویت خودش را از همه مخفی کرد و تصمیم گرفت در وادی جنگیر شدن قدم بگذاره. آموزشش را در آکادمی صلیب مقدس شروع کرد اما بعد از اتفاقی که آمایمون هم در آن دست داشت هویتش معلوم شد و همکلاسیهای رین که حالا هم از هویت واقعیش و هم از شعلههای آبی فروزانش که گویای ارتباطش با گیهناست میترسیدند، ازش دوری میکردند. در همین اثنی چشم چپ پادشاه ناپاک ربوده شد و تمامی آکادمی صلیب مقدس در حالت آمادهباش بود! حالا با این وضعیت اینبار چه اتفاقاتی منتظر رین و همکلاسیهاش هست؟
هیده یوشی یه دختره عادیه که طی اتفاقی در زمان جا به جا میشه و به زمان حکومت فئودالی ژاپن برمیگرده ، اگرچه این دنیایه که توسط زنها ساخته شده در این حین با لرد اودا نوبوناگا ملاقات میکنه و تصمیم میگیره به اون در پیدا کردن یک زره که نقش به سزایی در متحد کردن مردم داره کمک کنه.
آراگی دانش امور سال سومیه که تو تعطیلات از یک حمله خون آشامی جون سالم بدر می بره ولی این حمله موجب تغییراتی در اون میشه .یک روز وقتی در مدرسه داره از پله ها بالا میره دختری از کلاسشون رو که در حال سقوطه ، از افتادن نجات میده ولی با کمال تعجب متوجه میشه که دختره بدون وزنِ، اسم این دختر هیتاگی است و بخاطر برخورد با خرچنگی مرموز ، بی وزن شده دختر داستان ما که از فاش شدن رازش می ترسه ، آراگی رو تهدید می کنه که در صورت فاش کردن راز بی وزنیش ، دخلش اومده و...