داستان فیلم در سال 1918 و در نزدیکی رودخانه «ان» در یک پناهگاه رخ میدهد. چند افسر ارتش بریتانیا، تحت فرمان افسر جوانی به نام «استن هوپ» که از عدم ثبات روانی رنج می برد، در انتظار سرنوشت خود می باشند...
زمانی فرا رسیده که خون آشام ها به طور عمومی رفت آمد میکنند و همه آنها را میشناسند . یک گروه مستند ساز برای ساخت یک برنامه درباره رابطه انسان ها و خون آشام ها با عده ای از خون آشام ها همکاری میکنند . اما چیزی نمیگذرد که متوجه میشوند چیزی بیشتر از آنچه که میدانستند در انتظارشان است .
در آستانه جام جهانی 2014 و المپیک 2016، "هندیهای شهری" ریودوژانیرو برای مقابله با اخراج اجباری خود، با دیگر گروههای به حاشیه رانده شده متحد شدند. جیسون اوهارا شش سال با این جوامع زندگی کرد و ....
داستان تکاندهنده زنی با بیماری قلبی لاعلاج که زندگیاش توسط یک سگ خدماتی دگرگون میشود، و اتفاقی که میافتد وقتی مجبور میشود از همراه وفادار خود که زندگیاش را تغییر داده است، جدا شود.
رابرت وین رایت معامله ای با شیطان کرده است او بعد از بهم زدن معامله ، می میرد و این بدهی به دختر او منتقل می شود. دختر او مورگان، بدون اینکه بداند وارد چرخه ای وحشتناک از مردن و دوباره زنده شدت می شود. هر بار که این چرخه تکرار می شود بخشی ار روح او از بین می رود. او می بایست هر چه زودتر دلیلی برای این اتفاقات عجیب و ترسناک و همچنین راهی برای شکستن این چرخه نیز پیدا کند قبل از ایتکه دیر شود و شیطـان تمام روح او را از آن خود کند …
این مستند درباره یک تغییر ساده در تغذیه است که میتواند سلامت انسانها، حیوانات و سیاره را بهبود بخشد. این تغییر عبارت است از استفاده از چربی به عنوان سوخت اصلی بدن و کاهش مصرف کربوهیدرات...
ریکو مردی 50 ساله است و کارگر کارخانه ای هست که قبلا پدرش در آنجا کار میکرده. سارا زن ریکو آرایشگر هست. ریکو خانواده و دوستان خوبی دارد و به درستی و صداقت با آنها برخورد میکند اما همه چیز همیشه اینقدر خوب نمیماند و...
در خطهی شمالی کشور استرالیا در دههی 1920، یک مزرعهدار پیر با کشتن یک مرد سفیدپوست جان و زندگی خود را به خطر میاندازد و قانون برای دستگیری وی تلاش میکند و…
شش دختر که در امتداد آمازون، نیل، می سی سی پی، رودخانه دانوب، گنگ و یانگ تسه زندگی می کنند، در مورد آب و پایداری یاد می گیرند و از تعليم و تعلقات جدید خود برای محافظت از جوامع و خانه ها استفاده می کنند ...
نام هیون جو زنی است که با دوست دوران دانشگاهش به نام کیم دو یونگ ازدواج کرده است . آن دو زندگی خوب و شادی دارند . کیم دو یونگ که یه معمار نابغه است ، بسیار درگیر شغل خود شده است و همین امر سبب شده تا زندگی اش با نام هیون جو دچار مشکل شود . نام هیون جو بالاخره درخواست طلاق می دهد و در همین زمان عشق اول کیم دو یونگ که زنی است به نام شین داهه سر و کله اش پیدا می شود و …
شخصیت های اصلی داستان که برای ۸ سال باهم دوست بودن یک شب رو باهم می خوابن. درنتیجه این اتفاق، بین عشق و دوستیشون درتقلا هستن.ایون سونگ یک مترجمه که زبان فرانسه رو به کره ای و بالعکس ترجمه می کنه. اون باهمه چیز باشجاعت روبرو میشه اما یه وجهه غیرقابل پیش بینی هم داره. ایون سونگ با کیم رائه وان در کالج دوست میشه…
دستان سریال در مورد والتر هالترایت است که یک شب در جاده با یک زن مرموز که لباس سفید به تن دارد مواجه میشود. او بزودی خودش را غرق در دنیای اسرار آمیز و آزاردهنده میبیند و...
این سریال درباره حوادث و اتفاقاتی است که در میان نیرو های پلیس اتفاق می افتد و شادی، غم، اندوه و دردی که افسران پلیس در حین کار تجربه میکنند رو به تصویر میکشد.
این درام ، داستان شاهزاده ای را نشان میدهد که در میان عشق و نفرت گیر کرده است و برادرش را برای عشقش میکشد ، در این درام زن جوانی که زیبایی بسیاری دارد و در تمام کشور میخواهند به اون دست یابند وارد این مثلث عشق میشود . این زن زیبا ، دختر یک مقام دولتی معتبر است ، او شخصیت علمی پدرش را به ارث برده است؛ او دارای حس قوی و محبت و عدالت است، و همه چیز را با شور و اشتیاق روبرو می کند.
“چا سان هی” خانه دار و “چا دو هه” یه مهماندار هواپیماست این دو خواهر دوقلو هستن و برخلاف ظاهرشون شخصیت کاملا متفاوتی از هم دارن. بعد از اینکه برای “چا دو هه” مشکلی پیش میاد، “چا سان هی” مجبور میشه خودش رو جای خواهرش جا بزنه و تظاهر کنه که یه مهماندار هواپیماست…
دختری به اسم «سایا» در یک معبد به همراه پدرش زندگی می کنه. مثل همه ی بچه های دبیرستانی به دبیرستان می ره و دوستان جالبی داره. از اون جایی که پدر و دختر هیچ رقمه آشپزی بلد نیستن، به نزدیک ترین کافه نزدیک معبد می رن. به طوری که رئیس کافه، آشپز اونا حساب می شه. «سایا» در ظاهر شبیه به بچه های دیگه س، ولی یه تفاوت بزرگ در اون وجود داره. «سایا» قدرت فرا انسانی داره. با کمک شمشیری که از معبد قرض می گیره، به شکار موجودات عجیب و خطرناکی به نام «فرزندان ارشد» می ره. این موجودات از انسان ها تغذیه می کنن و «سایا» شکارچی این موجودات است … در طول روز، «سایا» یک فرد معمولی است، ولی در شب به موجودی قدرتمند تبدیل می شه…
سریال درباره یه خون آشام ـه به اسم پارک جی سانگ (آ جه هیون) که بعنوان دکتر در یک بیمارستان مشغول به کار میکنه یو ری ته (کو های سون) دکتر و وارث همون بیمارستان ـه لی جه ووک (جی جین هی) هم رئیس بیمارستان ـه و در ضمن آدم بده ی سریال هم هست.
شی هیون (وو دو هوان) زندگیش را بر سر بازی خطرناکی که گمراه کردن اون ته هی (جوی) است شرط بسته است. هدفِ شی هیون ۲۰ ساله است و اعتقاد دارد کسانی که تحت تاثیر عشق قرار می گیرند احساساتی هستند. بعد از اینکه ته هی؛ شی هیون را ملاقات می کند دیدگاهش نسبت به عشق تغییر می کند…
بازرس "تیادر بورلو" از گروه جرایم ویژه در شهر "بسزل"، قتل دانشجویی را در شهری شبیه به شهر "بسزل" را بررسی می کند، شهری که به همان شکل هست اما به گونه ای دیگر حس می شود...
اوه سو (لی جونگ هیون) پسر باهوش و خوش تیپِ بیست و چند ساله است. او مهندس شرکت IT، صاحب یک کافی شاب و باریستا است. اوه سو احساسات غیرقابل دیدن مردم را می بیند و با استفاده از گرده جادویی اش نقش خدای عشق را برای مردان و زنان بازی می کند و آنها را به هم می رساند. این گرده جادویی باعث می شود اوه سو عاشق سو یو ری (کیم سو اون) شود. سو یو ری یک افسر پلیس و دختری با شخصیت روشن است که خانواده اش را ساپورت می کند…
چان جه این یه کارآگاه کارکشته و نابغه با ضریب هوشی بالاست. “کیم دان” هم یه کارآگاه تازه کاره که میتونه ارواحُ ببینه. این دونفر برای پیدا کردن دسیسه ، وارد یه شرکت بزرگ و پر قدرت می شوند …
یو سئول اوک رمان های رمزآلود رو دوست داشت و میخواست که کارآگاه بشه، اما بعد ازدواجش همه رویاهاش رو از دست داد. در حال حاضر اون زن خانه دار با یه شوهر دادستانه.اون ها وان سئونگ رو میبینه که یه کارآگاه پرشوریه و تصمیم میگیرن که برای حل موارد همکاری کنن …
داستان از آنجایی شروع می شود که پسر نوجوانی به نام رایان اتوود به همراه برادرش اقدام به سرقت ماشین میکند که بعد ازکمی تعقیب و گریز توسط پلیس دستگیر شده و به زندان می افتد.
مانو یوکیترو محصل سال دوم راهنماییه میباشد . اون پسریست که در پیدا کردن دوست مشکل دارد و دوست پیدا کردن برایش سخت میباشد . او فکر می کند که خودش فقط یک تماشاگر است و تمام اتفاقات رو زانه رو در قسمت یادداشت های دفتر تلفنش ثبت میکند . اون از تنهایی رنج میبرد پس در ذهن خود یک دوست رو خلق میکنه به نام "دیوس ایکس " که ارباب زمان و مکان میباشد . و این دوست جدید یعنی دیوس وقتی کار های روزمره یوکیترو رو میبینه یه تواناییه جدیدی بهش میده و آن هم اینه که حال در دفتر یادداشتش وقایعی رو که در آینده ی نزدیک اتفاق میفته رو هم ثبت میکنه ...
Rei Kiriyama یه پسر ۱۷ ساله ـست که تازگیا زده تو خط تنها زندگی کردن و با پولی که به عنوان یه بازیکن حرفهای شوگی میگیره، امرار معاش میکنه. با وجود این استقلال مالی هنوز به استقلال عاطفی نرسیده و همین مشکل زندگی روزانه ـشُ مداوما تحت تاثیر قرار میده. رابطه ـش با خونواده ـش تیره و تار شده و نمیتونه درست و حسابی با هممدرسهای هاش تعامل داشته باشه.توی همین هیری ویری کارش با شیب ملایم وارد رکود میشه و قوز بالا قور انتظارات با توجه به پنجم شدنش تو دوره راهنمایی ازش بالاست ولی دچار نوساناتی میشه و پیشرفتش متوقف میشه.
در دنیایی که انسان های نیمه حیوان بوجود آمده اند دوئل و به جان هم انداختن آنها تبدیل به تفریحی برای افراد زیادی گشته است. "یوویا"، پسریه که روزی به اصرار دوستان خود برای سوار کردن دختران و خوشگذرونی با اونا همراه میشه ولی از قضا دختری (هیتومی) که اونا سوار می کنند نیمه حیوان از آب در میاد و بجز یوویا تمام رفقای اونو می کشه! هیتومی یک راتلِ که به عنوان نترس ترین حیوان شناخته میشه و بعد از اون بخاطر اتفاقاتی که می افته مجبور میشه برای محافظت از یوویا کنارش بمونه.