داستان درباره ساکی (Saki) یه دختره که به همکلاسیش ماکوتو (Makoto) علاقهشو نشون میده، اما بعد میفهمه ماکوتو در واقع پسره. این موضوع اصلاً روی احساسات ساکی اثر نمیذاره و همچنان دنبال اینه که دل ماکوتو رو ببره. از اون طرف، ریوجی (Ryuji)، دوست قدیمی ماکوتو، هم پیداش میشه و معلومه که اونم دلش پیش ماکوتو گیر کرده.
یوماگی، دانشآموز دبیرستانی، با گائوما، یک آوارهٔ مرموز که مدعی است میتواند کایجوها را کنترل کند، روبهرو میشود. دیری نمیگذرد که یک کایجو حمله میکند و گائوما ربات غولپیکر داینازنون را برای مقابله با آن فرا میخواند. ..
سومین و آخرین قسمت از مجموعه گیون، با عنوان گیون 3، پس از رویدادهای میکس هیراگی به وقوع میپیوندد و بر روابط پیوسته میان شخصیتهای اصلی داستان تمرکز دارد.
ناگی سیشیرو، یک فوتبالیست جوان و بااستعداد، به پروژه بلو لاک دعوت میشود. در این پروژه، او با رقابت شدیدی از سوی بهترین مهاجمان کشور روبهرو میشود و برای رسیدن به هدف خود، یعنی تبدیل شدن به بهترین بازیکن، تلاش میکند.
کاناتا، دانشآموز علاقهمند به موزیک ویدیو، با دیدن اجرای خیابانی معلمی که آرزوهای موسیقیاش را رها کرده، الهام میگیرد و هدف جدیدی در زندگی پیدا میکند.
"هیراگی میکس" روایتی است که پس از وقایع فیلم "گیون" رخ میدهد و عمدتاً بر روی رابطه بین هیراگی کاشیما و شیزو سومی یاگی، دوستان دوران کودکی مافویو، متمرکز است.
بعد از جابورو، نیروهای EFF طرحی برای به دست آوردن اودسا، مقر نیروی حمله زئون را برنامهریزی میکنند. سفینه سفید به بلفاست میرود تا تجهیزات خود را مجدداً تأمین کند. با این حال، سفینه سفید دستورات جدیدی برای رفتن به یک جزیره به نام "جزیره بدون بازگشت " دریافت میکند ...
تاکاگی و نیشیکاتا، دو دانش آموز سال آخر دبیرستان، در آستانه تعطیلات تابستانی، بچه گربه ای به نام هانا را پیدا می کنند و تصمیم می گیرند تا زمان یافتن مادرش، از او مراقبت کنند.
درحالی که انیمه اصلی بر روی گیتاریست گروه ریتسوکا و همکلاسیش مافویو تمرکز داشت، این سینمایی بر روی دو عضو دیگر گروه یعنی هاروکی نوازنده بیس و آکیهیکو درامر گروه تمرکز دارد.
من در یک روز عالی در مدرسه و یک کتاب پیدا کردم که یک دفتر خاطرات بود که همکلاسی من، ساکورا یاماچی، به صورت مخفی نوشته بود. در داخل آن نوشته شده که به علت بیماری پانکراس او روزهای اخر عمرش را میگذراند...
"کایزاکی آراتا"، جوانی 27 ساله است که پس از ترک شغل خود، در پیدا کردن شغل جدید ناکام میماند. در این میان، "یوآکه ریو" از موسسه "ریلایف" با پیشنهادی عجیب به سراغ او میآید. ریو به آراتا دارویی میدهد که او را به یک جوان 17 ساله تبدیل میکند و او را به عنوان سوژه یک آزمایش یک ساله در نظر میگیرد. آراتا با قبول این پیشنهاد، زندگی جدیدی را به عنوان یک دانشآموز دبیرستانی آغاز میکند.
در دنیایی که شیاطین از انسان های نامظنون تغذیه میکردند قطعه های شیطان ترسناک و افسانه ایRyoumen Sukuna گم و پراکنده شده بود. شیاطین از این قطعات استفاده میکردند و تا اونجایی که اطلاع داریم به قدرتی دست می یافتند که میتونست دنیا رو نابود کنه. خوشبختانه یک مدرسه اسرار آمیز از جادوگرانJujutsu وجود داره، برای محافظت از وجود احتمالی زندگی از Undead!!! یکی از سال بالایی های مدرسه به اسمyuuji itadori بیشتر روزاشو با عیادت از پدربزرگ بیمارش میگذرونه، با اینکه شبیه نوجوون های عادیه ولی قدرت بدنی بی حد و اندازه ای داره!! همه ی باشگاه های ورزشی میخوان که عضو باشگاهشون ...
به دلیل افسانه ای که توسط Tatsuya Uesugi به جا مانده است، دبیرستان آکادمی Meisei به خاطر تیم قوی بیسبال خود مشهور بود. اما با گذشت 26 سال از افتخارات آنها، این تیم نتوانست رکورد خود را حفظ کند و از آن زمان شهرت خود را از دست داده است. دو برادر ناتنی، سوئیچیرو و توما تاچیبانا، با هدف احیای تیم بیسبال آکادمی میسی که زمانی قدرتمند بود و وارد مسابقات قهرمانی ملی بیسبال دبیرستان می شوند. سوئیچیرو و توما سال دوم مدرسه راهنمایی آکادمی میسی هستند. هر دو پسر بازیکنان بیسبال با استعدادی هستند. سوئیچیرو مهارت بسیار خوبی را به عنوان شکارچی و خمیر از خود نشان داده است. توما با وجود داشتن مهارت خارقالعاده در پرتاب، به دلیل خاصی دیگر زمین بازی نمیکند. هنگامی که این دو وارد دبیرستان می شوند، آنها به عنوان یک باتری جفت می شوند و قصد دارند وارد مسابقات قهرمانی بیسبال دبیرستان ملی شوند!
داستان به Ichigo Momomiya میپردازد، دختری که با قدرت گربه پلنگ Iriomote به میو ایچیگو (توت فرنگی) تبدیل میشود تا زمین را از دست بیگانگان انگلی Chimera Anima نجات دهد.
این داستان در یک خط زمان جدید گاندام رخ می دهد و 300 سال پس از یک حادثه به نام (جنگ فاجعه) که بین زمین و مریخ رخ داد، شروع می شود. انسان ها پس از آن مریخ را تغییر شکل داده اند، اما بسیاری از ساکنان بومی حال حاضر خواستار استقلال از زمین هستند. در اینجا دو قهرمان ما، میکازوکی آگوس و اورگا ایتسوکا، به عنوان بخشی از یک شرکت حفاظت خصوصی به نام CGS، عمل می کنند. اورگا قصد دارد خود را آزاد کند و استقلال مریخ را تأمین کند، اما گروه تروریست Gjallarhorn با نظراتش مخالف است. در همین حین، میکازوکی تصمیم می گیرد که با پایلوت کردن گاندام قدیمی بارباتوس، به دوستش اورگا و به طور کلی به مریخ کمک کند.
میانو روزهای خودش رو در آرامش با خوندن کمیک های عشق پسران و نگرانی درمورد قیافه دخترونه اش میگذرونه - تا این که با سنپایش ساساکی درگیر میشه. ساساکی از هر فرصتی برای نزدیک شدن به میانو استفاده میکنه.
یوکیمورا شینیا و هیمورا ایامه دو دانشمند هستند که میخواهند راز عشق را با تئوری های علمی حل کنند. این دو دانشمند به یک دیگر علاقمندند و میخواهند قادر باشند تا مشکلات عشقیشون رو با اطلاعات تئوریک مشابه حل کنند. با این موقعیت عالی، این دانشمندان تلاش می کنند تا تئوری عشقی که به یک دیگر ابراز می کنند را حل کنند.
جزیرهای مصنوعی در خلیج توکیو-Kyokutou Houreigai Tokubetsu Chiku (منطقه ویژه خاور دور)، که معمولاً به عنوان 24 ku (بخش 24) شناخته میشود. دوستان دوران کودکی، ران، کوکی و شوتا که در آنجا به دنیا آمده و بزرگ بودند و پیشینههای خانوادگی، سرگرمیها و شخصیتهای متفاوتی داشتند، اما همیشه با هم بودند. با این حال، رابطه آنها به شدت در پی یک حادثه خاص تغییر می کند. در اولین یادبود سالگرد حادثه، سه دوست دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و تلفنهایشان همزمان شروع به زنگ زدن میکند. تماس تلفنی از طرف یک دوست ظاهراً مرده است که از آنها می خواهد 'آینده' را انتخاب کنند. این سه نفر سعی خواهند کرد از بخش 24 مورد علاقه خود و آینده مردم آن به روش خود محافظت کنند.
تاتسویا یوگوشی، دانش آموز دبیرستانی سال اولی، ستاره ی سابق تیم فوتبال پایه راهنمایی که از ورزش بدش میاد، دعوتنامه ای با مضمون پیوستن به باشگاه کابادی به دستش میرسه. اولش همه چیزو به مسخره میگیره اما بعد از دیدن یه مسابقه ی جنون آمیز مشابه ورزشهای رزمی تو یه جلسه تمرین، بهش علاقمند میشه.
وقتی یه تراژدی خونوادگی زندگیش رو زیر و رو میکنه، تورو هوندای دبیرستانی 16 ساله مجبور میشه زندگیش رو به دست بگیره و بره... به یه چادر! بدبختانه خونه جدیدش رو توی یه ملک شخصی متعلق یه قبیله مرموز به اسم سوما سر هم میکنه و خیلی طول نمیکشه که مالکین راز اون رو میفهمن. ولی تورو خیلی زود میفهمه که اون خانواده بهش پیشنهاد سرپرستی دادن و سوماها هم رازهای خودشون رو دارن...
روزی یوموگی اساناکا،دانش اموز سال اول دبیرستان فوجیو کیدای، با مردی به نام گااوما روبرو میشود که ادعا میکند"کاربر کایجو"است. ظاهر شدن ناگهانی یک کایجو مصادف بود با ورود یک رباط عظیم الجسه،به نام داینزنون. یومه مینامی،کویومی یاماناکا،و چیسه اسوکاگاوا،در زمان و مکان اشتباه به سمت مبارزه کایجو کشیده شدند.
تا وقتی که داخل آدما قلب وجود داشته باشه، همیشه هستن کسایی که زجر بکشن. و بعدش یه چیز «عجیب» وارد ذهنشون میشه و باعث وقوع مریضی عجیبی در بدن میشه. این بیماری که بهش «مریضی اسرار آمیز» میگن برای اکثر افراد ناشناختهست. ولی یقینا وجود داره. دکتر و شاگردی وجود دارن که با این مریضی، که حتی پزشکی مدرن نمیتونه علاجی براش پیدا کنه، مبارزه میکنن. اسم اون دکتر رامونهست. اون همیشه آزادانه رفتار میکنه، بد دهنه، و حتی شبیه یه دکترم نیست! اما، وقتی با این بیماری اسرارآمیز رو به رو میشه، قادره که سریع ریشه اون رو پیدا کنه...
تو ذهنم گیر کرده و نمی تونم از سرم بیرونش کنم. صدای مافویو سلاح دیوانه و خطرناکی است. آن روز، ریسوکا اوئنویاما حس کرد که نواختن گیتار و بسکتبال بازی کردن، که قبلا خیلی به آن ها علاقه داشت، خسته کننده شده است. سپس او به مافویو ساتو برخورد، که گیتار شکسته ای را در دست داشت و تصمیم گرفت آن را تعمیر کند. لحظه ای که اوئنیاما تعمیر گیتار را به اتمام رساند، مافویو کاملا به او وابسته شد. ولی بعد از شنیدن صدای مافویو تاثیر عمیقی روی او گذاشت.