با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
در دهه 90، ویکتور پلرین ستاره جوان صحنه هنر، از نقاشی هایش ثروت زیادی به دست می آورد و مونترئال را بدون هیچ ردی ترک میکند. سوفی وقایع را مرور میکند و با افرادی زیادی ملاقات میکند که ...
بعد از یک حادثه نادر ، دیده "پاول اشنایدر" نسبت به زندگی به عنوان یک مدیر تغییر می کند ، همسرش او را گول می زند ، پسرهایش او را تحقیر می کنند ، چگونه می توان زیره چنین فشارهایی به زندگی ادامه داد ؟
قرن ها پیش، در مناطق قطبی کانادا، "آتوات" قرار بود که با "اوکی" بدذات، پسر رئیس قبیله ازدواج کند. اما او عاشق "آتانارجوات" خوش طینت است، که در نهایت راهی برای ازدواج با او پیدا می کند و...
یک باز سازی از فیلم قبلی ، داستان دختر یتیمی که اشتباهاً نزدیک خواهر و برادر بزرگترش فرستاده شده، مردم محل زندگی جدیدش را با روحیه و تصورات خود تحت تاثیر قرار می دهد….
برنده 1 جایزه ساعات پربیننده. همچنین 2 جایزه و نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
این فیلم روایتگر داستان 7 نفر است که در کودکی با موجودی شیطانی که به صورت یک دلقک آدمکش ظاهر شد مقابله کردند. حال پس از 30 سال آنها دوباره باز خوانده شده اند تا مجدداً در مقابل همان دلقک شیطانی قرار بگیرند...
زمانی که "جان" متوجه می شود که "کتی" باردار شده ، تصمیم میگرد با وی ازدواج کند ، آن ها به کمبریج سفر کرده و بنابراین"جان" کمک هزینه تحصیلی "کتی" را به عهده میگیرد اما...
چهار کارمندی دفتری با هم شرط می بندند که چه کسی می تواند مدت طولانی از محل کارش خارج نشود. 28 روز از شرط بندی گذشته و شرکت خود را برای جشن بازنشستگی موسس آن آماده می کند که اوضاع از کنترل خارج می شود و...
داستان فیلم در مورد "ادوارد مایبریج"، عکاس حرکتنگار انگلستانی است. وی یکی از پرحاشیه ترین عکاس های تاریخ می باشد. ادوارد لقب پدرخوانده سینما را از آن خود کرد، معشوق همسرش را به قتل رسانید و همچنین حکم قتل موجه را دریافت کرد...
"آنی" به یک شهر شلوغ سفر می کند ، جایی که خود را برای هر اتفاقی در برابره همسرش آماده کرده است ، اما "آنی" هرگز نمی پنداشت که این عشق تبدیل به جنون شود ...
جوان سرخپوست "توماس" عینک بزرگ به چشم زده و داستانهایی را تعریف می کند که هیچکس علاقه ای به شنیدنش ندارد. پدر و مادر او در یک آتشسوزی کشته شده اند و "آرنولد" او را نجات داده است. پس از مرگ "آرنولد" او به همراه پسر او "ویکتور" تصمیم می گیرند بقایای او را به خانه بازگردانند و...