نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
توماس، پسر 11 سالهای که در دنیای فانتزی خود زندگی میکند، باید از دانش عظیم هیولایی خود برای مبارزه با معلم انگلیسی جدیدش استفاده کند: زنی شرور که در واقع یک هیولای بچهخوار است...
ماکارنا در خانواده ای متواضع بزرگ شده و تصمیم می گیرد حقوق بخواند و عاشق دایانا، افسر پلیسی می شود که در یک دوره کارآموزی با او آشنا شد و عشق زندگی او شد. به نظر می رسد ماکارنا مسیری را که همیشه می خواست پیدا کرده ، با این حال، پدرش او را به سرعت تغییر می دهد...
کارمن، روزنامه نگار شجاع، بلافاصله پس از مرگ مادرش متوجه می شود که خانه مادربزرگش را به ارث برده است. او تصمیم می گیرد به آنجا نقل مکان کند بدون اینکه بداند رازهای تاریک پنهانی آنجاست ...
وقتی چهار زن در نهایت به سفر جاده ای که در دبیرستان برنامه ریزی کرده بودند می روند، هیچ ایده ای از چیزهایی که گاهی اوقات به معنای واقعی کلمه با آنها برخورد خواهند کرد، ندارند...
وقتی اتفاق غیرمنتظره ای در خانواده الیور 13 ساله رخ می دهد، تنها کاری که او می خواهد انجام دهد این است که از آنجا دور شود. او به این نتیجه می رسد که دلیلی برای نقل مکان وجود ندارد...
یک مرد آمریکایی که نامش در طول فیلم گفته نمیشود وارد میخانه ای در مکزیک میشود.او داستانی از یک مرد قد بلند مکزیکی به نام ال ماریاچی که در جعبه گیتارش اسلحه پنهان کرده بود و میخانه ای که در آن بوده تعریف میکند.در داستان او همه افراد در میخانه به جز خود او توسط آن مرد مکزیکی کشته میشوند و …
این فیلم داستان لو را روایت میکند که دوست دارد وانمود کند که زندگی کاملی دارد، اما واقعیت این است که او حتی نمیتواند سهم خود را از باری که با دو دوست صمیمیاش باز کرده است بپردازد...
این فیلم در مورد یک برنامه ریز عروسی است که قبلا با مردی رابطه داشت و آنها از هم جدا شدند، حالا این مرد از او می خواهد که عروسی خود را با نامزد جدیدش ترتیب دهد...
دو نوجوان 17 ساله به نامهای فلیکس و الیزا در بازی نهنگ آبی با هم آشنا میشوند، عاشق هم میشوند و تصمیم میگیرند تا با هم آخرین چالش بازی را انجام دهند ...
برادر و خواهری که از هم جدا شدهاند در مراسم تشییع جنازه پدرشان دوباره به هم میرسند و تصمیم میگیرند تا رویای کودکی خود را برای رانندگی در سراسر مکزیک با موتورهای قدیمی خود برآورده کنند...
یک قاتل سابقه دار با نام مستعار "یسوعی" که به دنبال شروع یک زندگی جدید است، نمی تواند از گناهان گذشته خود فرار کند. وقتی تنها پسرش توسط یک رئیس کارتل ظالم ربوده می شود، او جایی برای بازگشت ندارد...