ایزایا هیوارد پس از یک دهه به برادوی بازمیگردد، اما در یافتن کارگردان با چالشهایی روبرو میشود. او یک نمایش موزیکال کریسمس را نجات میدهد و عشق، خانواده و دوستی را به عنوان بزرگترین هدایای تعطیلات کشف میکند. او دوباره به خانواده و دوستانش میپیوندد.
در پی یک تراژدی خانوادگی، یک نوجوان بااراده و ناپدری داغدارش داوطلب میشوند تا به یک شرکت فناوری مرموز در ارزیابی سیستم عامل هوش مصنوعی جدیدش کمک کنند.
آلیس، پزشک اورژانس، داوطلب میشود تا در شیفت شب کریسمس در یک بیمارستان روستایی کار کند. در طول یک کریسمس برفی، آلیس و برایان، یک متخصص قلب و عروق درجه یک، به تولد سه نوزاد کمک میکنند و پیوندی پایدار بین آنها شکل میگیرد.
وقتی ماموریتهای تعطیلاتشان خراب میشود، وین فکر میکند که با بابانوئل توی دردسر بزرگی افتاده است، که باعث میشود گنجینهای از اتفاقات شاد گذشته برایش باز شود.
اِما کورونل، همسر ال چاپو، که در هفده سالگی توسط بدنامترین قاچاقچی مواد مخدر مکزیک از پا درآمد، در حالی که با مسئولیتپذیری خودش دست و پنجه نرم میکند، به جنایات شوهرش، ازدواج پرآشوبشان و دوران زندان خود میپردازد.
داستان فیلم حول محور خانواده کوئین و دلوکا میچرخد که دهههاست در همسایگی یکدیگر و در سایه ورزشگاه هایمارک - خانه تیم محبوبشان، بوفالو بیلز - زندگی میکنند.
وقتی جین برای ملاقات پدر بیمارش به خانه برمیگردد، مجبور میشود زندگیاش را دوباره ارزیابی کند و از خود بپرسد که چه میتوانست باشد. گاهی خندهدار، گاهی دلخراش، «دختر چشم آبی» داستانی در حال بلوغ برای گروه سنی چهل و چند سال است.
دو عاشق مقدر شده، با نیروهای ماوراءالطبیعه، پیوندهای خانوادگی و خود طبیعت میجنگند تا از عشق ممنوعه خود در دنیایی عرفانی دفاع کنند، جایی که قدرتها و پیشگوییهای باستانی تهدید میکنند که آنها را از هم جدا نگه دارند.
هنگامی که یک ترول خطرناک جدید از خواب بیدار میشود، نورا، آندریاس و کاپیتان کریس یک بار دیگر وارد عمل میشوند؛ اما این بار، برای شکست دادن آن به یاری بیشتری نیاز خواهند داشت.
این فیلم بینظیر، که ۳۴ نفر از مقامات ارشد دولت ایالات متحده در آن حضور دارند، پنهانکاری ۸۰ ساله در مورد وجود حیات هوشمند غیرانسانی و نیز جنگی مخفیانه میان کشورهای قدرتمند برای مهندسی معکوس فناوریهای با منشأ غیرانسانی را افشا میکند.
یک سرباز سابق یگان «سیل» که از اختلال PTSD رنج میبرد، پس از عاشق شدن و ربوده شدن زن مورد علاقهاش، یک تیم تشکیل میدهد تا او را نجات دهد. او در نهایت درمییابد که آن زن توسط یک دانشمند سوگوار، به صورت بیولوژیکی مهندسی و ساخته شده است.
در میانهی بهبودی دریتون از یک شکست و تردیدهای دالاس در مورد آیندهاش، ستارهی کوارتربک دریتون و دالاس با چالشهایی در رابطهشان روبرو میشوند. پیوند آنها در حالی که با فاصله و تغییرات شخصی دست و پنجه نرم میکنند، تیره و تار میشود.
فیث و کلی، خواهرانی که از هم جدا شدهاند، برای کریسمس در کوههای آلپ فرانسه دوباره به هم میپیوندند و اولین سفر پدربزرگشان را به یاد میآورند. آنها خواهری و عاشقانه را با راهنمای خود، فردریک، گرامی میدارند.
رنه (گابوری سیدیبه) و دخترش ایمانی (کادنس ریس) وقتی رنه شغلش را از دست میدهد، بیخانمان میشوند. پس از یک مصاحبه شغلی، رنه به دلیل جا گذاشتن ایمانی در ماشینشان دستگیر میشود و باید برای پیوستن به دخترش، به دادگاه خانواده مراجعه کند.
اولیویا پیرس، یک مدیر بازاریابی، کافه گربههای عمه بزرگ مرحومش را در نیویورک کشف میکند، که به باور او یک معجزه کریسمس خواهد بود. او به برنامهریزی رویدادهای جمعآوری کمکهای مالی کمک میکند و باعث میشود که قدردان ساکنان گربهسان آن باشد.
آنی لین و دیو ویکس در یک هتل تعطیلاتی با هم آشنا میشوند و عاشق هم میشوند. آنها برای یافتن یکدیگر، با به اشتراک گذاشتن تجربیات و ایجاد تغییرات اساسی در زندگی، سفرهای جداگانهای را آغاز میکنند.
استن اولشفسکی، یک نگهبان امنیتی، نقشه سرقت از خانه سینتیا رند را خنثی میکند. دوستی پرشوری بین آنها شکل میگیرد که با پیامکهای طنز آخر شب شروع میشود. پیوند عمیقتر آنها زندگی هر دو را زیر و رو میکند.