سارا، رقاصِ گوجهفرنگی، و تینا، زنِ روسپی، در لاسوگاس توسطِ یک خرگوشِ غولپیکر و اهریمنی موردِ حمله قرار میگیرند. آنها برایِ نجاتِ جانِ خود، باید با این هیولا روبرو شوند.
یک راکون پس از بلعیدن یک ماده مخدر مصنوعی رها شده، دچار جهش ژنتیکی میشود و به موجودی خشن و خونخوار تبدیل میگردد. این حیوان با حمله به یک جامعه کوهستانی، کمپزدهها، گردشگران و ساکنان را به وحشت انداخته است. هیچکس از حملات وحشیانه این راکون جهشیافته در امان نیست.
هریسون برای غلبه بر عشق سابق خود، ماکو را استخدام می کند، خدمتکار رباتی زیبا که خاطرات گذشته اش دوباره زنده می شود و او را به رفتارهای خشونت آمیز سوق می دهد...
کمرون، پسری درونگرا، بیحد شیفتهی دایان، همکلاسیاش است. اما ورود ویکتوریا، خونآشامِ همسایه، مسیر عشق او را منحرف میکند. کمرون ناگهان خود را در میان ماجرایی مرگبار مییابد...
ترس، روستایی را فرا میگیرد، زیرا قتلها به طرز مرموزی انباشته میشوند. شایلو، یک زن جوان در دل این داستان است و این داستان معمایی با سفری سینمایی پر از تعلیق آشکار میشود...
یک هنرمند جوان در جنگلی وسیع و بکر در غرب ایرلند سرگردان میشود. او پس از یافتن پناهگاهی، به همراه سه غریبه دیگر گرفتار میشود و هر شب توسط موجودات مرموزی مورد تعقیب قرار میگیرند.
پس از جدایی اخیر، شیوری آرزو می کند که هر شب توسط مردی مرموز در آغوش گرفته شود. با این حال، مرد رویایی به چهره ای ترسناک تبدیل می شود و در واقعیت ظاهر می شود...
در خیابانهای تاریک و غمانگیز شهر Ybor، فلوریدا، سامی اسلیک، محقق خونآشام، با خود عهد می بندد که شهر را از شر ساکنان خونخوارش یکبار برای همیشه خلاص کند...
یک گروه فیلمبرداری که در حال فیلمبرداری اولین مستند خود هستند، وظیفه دارند قتل عام سال گذشته هالووین را توسط یک روانی که لباس دلقک پوشیده است، بازسازی کنند...
داستان فیلم شامل چندین داستان کوتاه است که هر کدام یک جنبهی وحشتناک دارند. از زنبورداری که بهطور تصادفی همسرش را میکشد و بدن او را دفن میکند، تا کودکی که با اشتهای سیریناپذیر و فزایندهای غیرانسانی به دنیا میآید، تا کارآگاهی که با تعداد زیادی از پروندههای گمشدهی بچهها مواجه است...
سابل و همسرش برایان در آغاز زندگی مشترکشان با حادثهای تلخ روبهرو میشوند. در جریان ماه عسل، سابل مورد حمله قرار میگیرد و همسرش کشته میشود. سابل که از این اتفاق بسیار ناراحت است، تصمیم میگیرد انتقام بگیرد.
دختر جوانی به نام هدر به دلیل بروز بیماری خانوادگی، مجبور به زندگی محجوب و خودپرستانهای در حومهی شهر کوچکی میشود. اما هنگامی که او عاشق جانی، یک اسکیتباز جذاب و پردردسر میشود، این رابطه با روح و روان هدر درگیر میشود و هدر باید با حفظ این رابطه، با شکستن تابوهای خود، با حیوان درون خود کنترل پذیر باشد...
داستان فیلم درباره یک دانشمند دیوانه است که با استفاده از قطعات بدن افراد مرده، یک موجود عجیب و غریب را به وجود میآورد. این موجود بعداً از کنترل دانشمند خارج میشود و به قتل عام میپردازد...