ماجا، یک هنرپیشه دانمارکی، عاشق لیا، یک دانشگاهی یهودی از لندن میشود. لیا دچار تشنج مرموز می شود و ماجا با او به لندن باز می گردد. در آنجا، او با مادر لیا، چانا، زنی که می تواند اسرار تاریکی را در خود نگه دارد، ملاقات می کند...
هنگامی که راهبه ای در صومعه ای دورافتاده ادعا می کند که حامله شده است، واتیکان نگران از یک پیشگویی باستانی مبنی بر اینکه زنی پسران دوقلو به دنیا خواهد آورد: یکی مسیح و دیگری ضد مسیح ، تیمی از کشیشان را برای تحقیق می فرستد...
لوسیا برای فرار از رهبر یک گروه شیطانی ، به همراه مادربزرگش به یک کابین دورافتاده در جنگل نقل مکان می کند. اگرچه در محیط اطرافش ایمن است، اما او توسط حافظه اش تسخیر شده است و می داند که برای ردیابی او دست از سر هیچ کاری نمی کشد....
داستان حول محور خونآشامها و نزاع آنها برای فرمانروایی میچرخد. انتخاب رهبر برای آنها از اهمیت بالایی برخوردار است، چرا که سرنوشت انسانها به این انتخاب بستگی دارد. اگر خاندان اشتباهی انتخاب شود، بشریت با خطر نابودی مواجه خواهد شد.
پس از خودکشی تکان دهنده یک ستاره جوان پاپ، خواننده پشتیبان او خود را در زندگی موازی می بیند. اما آیا موفقیت او به دست آمده است یا نیروهای غیبی به آن کمک می کنند؟...
هنگامی که والدینش به قتل می رسند، ننکا با ملکه ساحل روبرو می شود که به او پیشنهاد می کند در افشای هویت افرادی که والدینش را کشته اند کمک کند. این موضوع مسیر زندگی او را تغییر می دهد...
زوج تازه ازدواج کرده به خانه رویایی خود نقل مکان می کنند و در آنجا مجموعه ای از نامه های 100 ساله را از یک زن جوان که پس از رها شدن توسط صاحب خانه دست به خودکشی زده است، کشف می کنند...
داستان معماری که سارقانی به خانه ی او دستبرد می زنند و زندگی شاد و منظم او را دستخوش تغیراتی می کنند. اکنون تنها رویای آندری این است که آن کابوس را از حافظه همسرش "اولیا" پاک کند. او که از موفقیت در این کار ناامید شده، به طور اتفاقی...
ایوی، دختری با علاقه به افسانه های دریا، گردنبندی جادویی را پیدا می کند و به طور ناخواسته دیوی مرگبار را آزاد می کند که تهدیدی برای او و عزیزانش است...
"لکسی خندان"، آن بانوی پرشور و انگیزه، به ناگاه از صحنهی زندگی محو شده است. هرچه بیشتر در عمق ماجرای ناپدید شدن او فرو میرویم، حقیقت پنهان شدهای آشکار میشود که از هر داستان تخیلی عجیبتر است.