نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
مردی به شهری وارد می شود که برادرش در آنجا کلانتر است. اما برادرش در حقیقت سارقی است که پای کلانتر را شکسته و او را به قصد مرگ رها کرده است. آنها علیه یک بارون محلی با هم متحد می شوند و...
ال توپو به همراه پسری برهنه در بیابان سفر می کند.آنها وارد شهری می شوند که ساکنانش به قتل رسیده اند.او قاتلان را پیدا کرده و رهبر آنها را به قتل می رساند.ال توپو پسرش به در صومعه ای رها کرده و به همراه زنی که رهبر قاتلان به عنوان برده نگه داشته بود می رود.آن زن او را متقاعد می کند که اگر بتواند چهار استاد بزرگ هفتیرکشی را نابود کند تبدیل به بزرگترین هفتیرکش دنیا می شود و…..
یک غریبه هفت تیر کش ( ایستوود ) به شهر کوچکی به نام لاگو می آید و استخدام شده است تا مردم شهر را بر علیه 3 تبهکاری که در راه رسیدن به شهر هستند متحد کند...
"جی.دی کیهیل" سرسخت ترین کلانتر آمریکایی است که تنها نامش لرزه بر اندام تبهکاران می اندازد. به همین دلیل دو پسرش برای جلب توجه او تصمیم می گیرند به یک بانک دستبرد بزنند و...
مردی که در حال فرار از دستان سواره نظام است،تلاش می کند با همراه دو شتر و یک پسر فراری ناپدید شود.وقتی او با زنی بیوه و دختر جوانش آشنا می شود،راه فرارش سخت تر می شود و...
3 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
سال ۱۸۷۴. «بارت» (ليتل)، کارگر سياه پوست راه آهن، به دليل حمله به يک سفيد پوست محکوم به اعدام مي شود. «هدلي لامار» (کورمن)، وکيل دعاوي که درمي يابد خط آهن بايد از وسط شهر «راک بريج» عبور کند، براي تخليه ي شهر و تصاحب زمين هاي آن با فرماندار (بروکس) تباني مي کند تا براي تضعيف روحيه ي مردم شهر، «بارت» را به عنوان کلانتر به آن جا بفرستد...
یک روز، سه کارگر مزرعه با یک قانونشکن زخمی به نام "هری اسپایک" برخورد می کنند. آنها او را به محل زندگی یکی از پسران برده و او را تا بهبود پرستاری می کنند و...
پس از وقوع یک زمین لرزه،سه برادر تکه ای طلای گرانبها که ارزشی معدل هزاران دلار دارد پیدا می کنند.اما ثروت بادآورده آنها مشکلات بسیاری به وجود می آورد تا اینکه آنها تصمیم می گیرند طلا را به دو راهزن بدهند...
«قطاری حامل تجهیزات دارویی و واحد کوچکی از ارتش آمریکا در کوههای راکی حرکت می کند. در میان مسافران فرماندار منطقه، کشیش، پزشک و مارشال ایالات متحده است که یک زندانی را همراه خود دارد. اما هیچ چیز در قطار آنطور که به نظر می آید نیست و.....
"پایک" تبهکاری که گذشته خود را فراموش کرده به کارفرمای ثروتمند و درستکار خود قول می دهد تا هشتاد و شش هزار دلارش را به مزرعه ای در مکزیک برساند. او با قمار بازی حرفه ای برای به پایان رساندن ماموریت خطرناکش متحد می شود و...
: در اوایل قرن بیستم، تعدادی از متهمان هنگام جابجایی موفق به فرار شده اند و یکی از آنان "زک پروو" است که در اواخر قرن نوزدهم به زندان فرستاده شد.او به همراه شش نفر دیگر فرار می کند تا انتقامش از کلانتری که او را دستگیر کرده و مسئول مرگ همسرش است بگیرد...
“تام لوگان” سارق اسب است.”دیوید برکستون” گله داری بزرگ تعداد زیادی اسب و یک دختر زیبا دارد که ارزش ربودن را دارند.اما او به تازگی “لی کلایتون” بدنام را استخدام کرده تا سارق اسبها را یکبار برای همیشه پیدا کند…
تراژدی اعتصاب دو برادر بی رحم که در طول مراسم عروسی خود ، عروس را میربایند . صدمه دیده و عصبانی ، اچ.اچ شروع به گشتن برای پیدا کردن عشق از دست رفته اش میکند و نیز انتقام خود را بگیرد.
برنده 7 جایزه اسکار. همچنین 43 جایزه و نامزد دریافت 37 جایزه دیگر.
کوین کاستنر در نقش یک سرباز آمریکایی بعد از شرکت در جنگ و نشان دادن شجاعت خود جایی را برای سکونت دور از مردم انتخاب میکند، به مرور زمان با سرخپوستها ارتباط برقرار میکند و عامل این ارتباط هم زنی سفیدپوست است که چند سرخ پوست خشن در زمان کودکی پدر و مادرش را به قتل رساندند و حال وضعیت روانی مناسبی ندارد...
میچ رابینز، صاحب یک ایستگاه رادیوئی، که مدتهاست درباره ̎کرلی، رئیس یک کاروان وسترن، کابوسی میبیند، قصد دارد چهلمین سالگرد تولدش را در منزل با همسرش جشن بگیرد. اما برادرش، گلن و دوستش، فیل سرزده مزاحم میشوند. میچ در کلاه کرلی، نقشهای مییابد که ظاهراً نقشهٔ یک گنج در وسط بیابانهاست...
«مایکل بلو بری» از خانواده اش طرد شده است و به همراه عموی خشن اش زندگی می کند. بعد از یک درگیری او در بیابان بی جان رها می شود. آپاچی ها او را پیدا می کنند و ...