نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
«فرانک ت.هاپکینز»، افسر سواره نظام امریکا، در ملاقاتی در نیویورک، با «عزیز» آشنا می شود که یکی از دستیاران «شیخ ریاض»، عربی ثروتمند است. «شیخ» صحبت قابلیت های «هاپکینز» را شنیده و مایل است که او در «اقیانوس آتش» – مسابقه ی اسب دوانی سالانه ای که شرکت کنندگانش مسافتی سه هزار مایلی را از عربستان تا عراق می پیمایند – شرکت کند…
استرالیا، دهه ی ۱۸۸۰٫ «برادران برنز» به دلیل جنایت و اذیت و آزار مردم از دست قانون فراری هستند. تا این که دو تن از برادرها به نام های «چارلی» (پیرس) و «میکی» (ویلسن) دستگیر می شوند. پلیس بریتانیایی، «سروان استنلی» (وینستون) به «چارلی» پیشنهاد می کند که اگر بتواند برادر سوم، «آرتور» (هیوستن)، را بیابد و بکشد، حاضر است «چارلی» و «میکی» را از مجازات برهاند و
دو دوست توسط مردم شهری کوچک بعنوان کلانتر استخدام می شوند، تا با یک گله دار ثروتمند که آرامش مردم را بهم زده، مقابله کنند. اما کار آنها با رسیدن یک بیوه زن، پیچیده تر میشود.
جنگ میان دو طایفه ی «سرخ ها» و «سفیدها» قرن هاست که ادامه دارد و کشته های زیادی بر جا گذاشته است. هر دو طایفه وقتی از وجود گنجی با ارزش در شهر متروکه ی یودا مطلع می شوند به آن جا نقل مکان می کنند. در چنین اوضاعی، غریبه ای (ایتو) وارد شهر می شود که تیرانداز بسیار ماهری است.….
یک مرد اسرار آمیز از جنگل های باران خیز آرژانتین برای نجات دختر یک کشاورز از دست آدمربایان برمیخیزد. آدمربایان و مزدوران پدر وی را کشته اند و اموالش را تصاحب کردند
در بولیوی برای نگه داری و محافظت از خانه خود در تلاش است و یک پسر بی سرپرست را پیش خود نگه می دارد و از او یک دزد حرفه ای می سازد انها یک باند ئو نفره هستند که به گروهای دیگر …
در قرن نوزدهم ، دو برادر با نام های وایات و ساموئل ، برای اینکه بتوانند خانه شان را از نابودی و خراب شدن نجات دهند ، تبدیل به دو جایزه بگیر شده و راهیِ سفری خطرناک می شوند. اما…
یک گروه از مسافران، یک هفتیرکش و دو قانون گریز به یک شهر دور افتاده میرسند که نور ماه در آنجا قرمز است. حالا آنان توسط جانورانی که فقط در تاریکی شب به هنگام ماه خونین بیرون می آیند شکار میشوند...
داستان فیلم در مورد شخصی به نام "برایان بارنز" است که در بیایان از خواب بیدار می شود در حالی که هیچ چیز رابه خاطر نمی آورد و توسط هشت جنازه احاطه شده و یک ون پر از پول و یک ون پر از کوکائین نیز در کنارش قرار دارند ...
زمانی که شهر کوچکی توسط راهزن ها مورد غارت قرار می گیرد ، شهردار شهر تصمیم می گیرد فردی را استخدام کند تا به این باند نفوذ کند و برنامه های شیطانی آن ها را به هم بریزد که ...