والدین تانیا، که جاسوسان روسی هستند و در آمریکای شمالی زندگی می کنند، چون ماموریتی ندارند، بیشتر وقت خود را به جای انجام ماموریت صرف جاسوسی از دخترشان می کنند.
یک تک تیرانداز با تجربه از گروه عملیات سیاه سعی میکند پس از شکست در ماموریت، از دست سربازان دشمن که برای انتقام جویی به دنبال او هستند، فرار کند. اما او نه تنها با آنها بلکه با چیزی شوم و هولناک که گرسنه و مصمم است، مواجه میشود...
دو یتیم ایرلندی با قطار در سراسر آمریکا سفر میکنند، با افراد بد و خوب روبرو میشوند. آنها یک دوست فوقالعاده پیدا میکنند و در جستجوی خانهای جدید هستند و در این راه با ماجراهای هیجانانگیز و خطرناکی روبرو میشوند.
دو خواهرزاده که از گذشته با هم دلخوریهایی داشتهاند، برای ادای احترام به مادربزرگ فقیدشان به لهستان سفر میکنند. اما در طول این سفر، تنشهای قدیمی که از دل تاریخ پیچیدهی خانوادهشان نشأت گرفته، دوباره شعلهور میشود.
داستان کلاریسا شیلدز، بوکسور مشهور به "تی-رکس" اهل فلینت، میشیگان، داستانی است از تلاش و پشتکار برای رسیدن به یک هدف بزرگ. او با تمرینات سخت و ارادهای پولادین، توانست به افتخار بزرگی دست یابد و به عنوان اولین زن آمریکایی، مدال طلای المپیک را در رشته بوکس از آن خود کند.
رهبران هفت کشور دموکراتیک ثروتمند در حالی که در حال تهیه بیانیهای در مورد یک بحران جهانی هستند در جنگل گم میشوند و در تلاش برای یافتن راه خروج با خطر مواجه میشوند.
یک دانشمند برجسته پس از یک تصادف وحشتناک در ماشینش گرفتار میشود. او در انزوا و در حالی که برای زنده ماندن تلاش میکند، کلید درمان یک بیماری همهگیر که جهان را ویران کرده است، در دست دارد.
در اوایل قرن بیستم، یک بحران زیستمحیطی مرموز، تقریباً ماهیهایی را که بیشتر مردم به آنها اهمیت میدادند در بزرگترین اکوسیستم آب شیرین روی زمین - دریاچههای بزرگ - نابود کرد.
تام گرین، با طنزی شیرین، تجربیاتش از مهاجرت از هالیوود به یک سبک زندگی سادهتر در روستا را به اشتراک میگذارد. او همچنین دیدگاههای طنزآمیزی درباره چالشهای رسانههای اجتماعی مدرن و سایر موضوعات مرتبط ارائه میدهد.
این فیلم به روایت داستانهایی اشاره میکند که در پشت صحنه اجراهای موسیقی، نمایشهای کوتاه و حضورهای کوتاه اما پررنگ هنرمندان در پنجاه سال گذشته پنهان مانده است. این داستانها به نوعی فرهنگ و اخبار را شکل دادهاند و حاوی نکات جالب و شنیدنی هستند.
دانش آموزان مدرسه شبانه روزی به نام های سامانتا و کلارا که نمی توانند برای تعطیلات به خانه بروند، با ورود یک گروه آدمکش درست زمان کریسمس، با خطری مرگبار روبرو می شوند...