سالها پس از وقوع یک فاجعه ناشی از شورش روباتها، تِرا از پناهگاه منزوی خود خارج میشود تا وست، ربات دوستداشتنیاش را با خود ببرد و آنچه از دنیای رو به زوال باقی مانده را نجات دهد.
دختر نوجوانی که ناچار بود اتاقش را با مادربزرگ مبتلا به زوال عقلش سهیم شود، در ابتدا از این موضوع دلگیر بود. اما به تدریج، با کشف اسرار پنهان خانواده و شناخت بهتر گذشته مادربزرگ، احساس نفرت او به عشق تبدیل شد.
داستان این فیلم حول محور گروهی از کارگران حفاری آمریکایی میگردد که در حین انجام عملیات حفاری، به طور اتفاقی با جسد منجمد یک سرباز فرانسوی از دوران جنگهای ناپلئونی برخورد میکنند. بدین ترتیب، یک هیولای انگلی که در بدن این سرباز ساکن شده است، آزاد میشود.
ماجراهای سه دوست صمیمی که به "سوبرمها" معروف است را دنبال می کند و دهههاست با هم طوفانهای زندگی را پشت سر گذاشتهاند، چه در ازدواج و بچهداری، چه در خوشیها و غمها.
داستان "کمپ" دربارهی گروهی از نوجوانهاست که در آخرین سال اردوی تابستانیشان، تجربیات مختلفی رو از دوستی، عشق و خیانت کسب میکنند. این فیلم ترکیبی از صحنههای خندهدار و غمانگیز است .
بر اساس رمان برنده جایزه جان مکگاهرن، نویسنده ایرلندی مشهور جهانی، "تا بتوانند به طلوع خورشید رو کنند" یک یادآوری زنده از طبیعت، بشریت و زندگی است که در یک جامعه روستایی ایرلند در دهه 1980 اتفاق میافتد.
داستان حول محور دو خواهر، کلر و جیمی، میچرخد. کلر با رازهایی در گذشته و رابطه پیچیدهای با خواهر معتادش دست و پنجه نرم میکند. با ترک خانه توسط جیمی و نزدیک شدن به روز عروسی کلر، تنشها و مشکلات این دو خواهر به اوج خود میرسد. در نهایت، هر دو خواهر مجبور میشوند با حقایق تلخ و پنهانی روبرو شوند که زندگی آنها را به طور کامل دگرگون میکند.
بریتنی شیمیت، دختری اهل ویسکانسین، با تغییر سبک زندگیاش، ماجراهای جالبی را تجربه کرده است. او این ماجراها را در یک دفترچه یادداشت کرده و سپس آنها را به یک برنامه کمدی تبدیل کرده است. در این برنامه، بریتنی با طنزی رک و صریح به مسائل مختلفی میپردازد و با صراحت و بیباکی، واقعیت زندگیاش را به نمایش میگذارد.
گروهی از نوجوانان که در حال ساختن یک فیلم سرقت با بودجه بسیار کم هستند، مجبور میشوند یک سرقت واقعی انجام دهند؛ زیرا کارت حافظهای که فیلم آنها در آن ذخیره شده، توسط مدیر بیرحم یک مرکز خرید دزدیده میشود.
مت رایف، کمدین معروف، در اولین برنامه کمدی نتفلیکس که با حضور مستقیم مخاطبان برگزار میشود، به شهر شارلوت میرود و با شوخیهایش درباره رویاها، لحظات شاد و خندهداری را برای تماشاگران رقم میزند.