فیلیپا جورجیو، امپراتور سابق، به عضویت یک بخش سری از ستارهفلیت درمیآید. این بخش مخفی مسئولیت حفاظت از فدراسیون متحد سیارات را بر عهده دارد. جورجیو در این مأموریت جدید، مجبور میشود با اشتباهات و گناهانی که در گذشته مرتکب شده است، روبهرو شود.
داستان دربارهی مادری و دو پسرش است که در ژاپن به تعطیلات میروند. پسر کوچکترشان تقریباً در دریاچهای غرق میشود و کمی پس از این حادثه، والدین متوجه میشوند که مشکلی در پسرشان وجود دارد.
در آمریکا، یک پنجم کودکان نارساخوان هستند و به دلیل عدم حمایت سیستم آموزشی از آنها، در یادگیری با مشکل مواجه شده و احساس ضعف می کنند، در حالی که این کودکان باهوش و دارای استعدادهای خاصی هستند.
یک قاتل محکوم به اعدام، ادعا میکند که توسط یک نیروی شیطانی تسخیر شده است. دخترش، میشال، زمانی که افرادی که در اطراف او به طرز وحشتناکی میمیرند، شروع به شک کردن میکند که پدرش ممکن است راست میگوید. او باید قبل از اینکه خیلی دیر شود، نفرین عروسک گردان را بشکند...
یک آمریکایی برای یافتن یک تفنگ عتیقه با ارزش به بوتان سفر میکند و در کوههای آرام با یک راهب جوان که توسط معلمش برای درست کردن اوضاع فرستاده شده است، ملاقات میکند.
پنج خواهر و برادر که سالها پیش دست از دزدی برداشته بودند، مجبور میشوند تا از بازنشستگی بیرون بیایند و بزرگترین سرقت زندگیشان را انجام دهند. این کار به قیمت از دست دادن همه چیزهایی تمام میشود که برایشان ارزشمند است.
این داستان، ماجرای یک مرد جوان مبتلا به فراموشی را روایت میکند که در جریان یک شیوع بیماری شبیه به زامبیها، با یک بقاگرای زبر و زبردست متحد میشود تا دوست دخترش را پیدا کند.
فیلم "زندگی با لوکا"، دنبالهای بر سریال "زندگی با درک"، داستان زندگی درک و دخترش اسکایلر را پانزده سال پس از پایان سریال روایت میکند که برای زندگی با عمه کیسی و خانوادهاش آماده میشوند.
زن جوان بومی، در پی دگرگون ساختن مسیر زندگیاش، به شهر محل تولد خود بازمیگردد و درمییابد که خانوادهاش تا چه اندازه دچار اختلال و نابسامانی گشته است.
این فیلم پرده از زندگی پنهان مبلغان جوان کلیسای Latter-day Saint برمیدارد؛ کسانی که برای نخستین بار خانه و کاشانهی خود را ترک کرده و قدم در دشوارترین دوران زندگیشان از جنبههای عاطفی، جسمانی و روانشناختی میگذارند.