ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
این مستند که نام دیگر آن Bruce Lee,My Brother نام دارد داستان زندگی بروس لی را از زبان برادرش نقل می کند.و زندگی بروس لی از کودکی تا نوجوانی و جوانی و فراز و نشیب های زندگی این شخصیت بزرگ در قالب این مستند به نمایش درامده است…
یکی از افراد یاکوزا که فردی سادیستی-مازوخیستی بنام «کاکیهارا» است، به دنبال رئیس گم شده اش می گردد، که در این بین به قاتلی روانی بنام «ایچی» بر می خورد و …
چن زن، دانشجوی چینی دانشگاه توکیوی ژاپن، به شهر خود شانگهای برمیگردد و میفهمد که استاد رزمیاش کشته شده و ژاپنیها مرتب هم باشگاهی های او را اذیت میکنند...
در امن ترین شهر اسیا یک فرد ناشناس با اداره پلیش تماس گرفته و از وقوع یک جنایت خبر می دهد در همین حین 5 مامور کارکشته برای این ماموریت بسیج و اماده به خدمت می شوند که ....
گروهبان مایک هو در یک ماموریت شبانه اسلحه خود را از دست می دهد و بیم آن می رود که گروه های تبهکاری از روولور او استفاده کنند و کار به نام گروهبان و اعضای تیمش تمام شود. و از طرفی تیم گروهبان هو هیچ اطمینایی نسبت به دیگر افراد پلیس ندارد و آنها مجبورند خودشان اطلاعات و سوابق گروه های جنایتکار را بدست بیاورند.........
داستان در مورد خانم پلیسی است که اخیرا با یک جمع کننده ی اجناس هنری و علاقمند به هنر آشنا شده است. اما موضوع به اینجا ختم نمی شود. هر چه که پیش می روند خانم پلیس مشکوک می شود و کم کم در می یابد که با یک قاتل و آدم کش بجای یک هنردوست روبرو است...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 11 جایزه و نامزد دریافت 24 جایزه دیگر.
این فیلم داستان واقعی کریس گاردنر سیاه پوست، خرده فروش اسکنر های پزشکی در سال ۱۹۸۱ است که به همراه لیندا و پسر کوچکش کریستوفر در سانفرانسیسکو زندگی بسیار سختی دارند. وضع مالی کریس بسیار بد است. ا و که توانایی پرداخت اجاره خود را ندارد صاحبخانهاش بیرونش کرده و از این رو لیندا نیز او را ترک میکند. کریس که هم باید پدر خوبی باشد و هم خرج کریستوفر را تامین کند دچار مشکل شده است. کریس سعی میکند در شرکتی استخدام شود و از سویی باید کریستوفر را حفظ کند مبارزه سختی برای زندگی کردن پیش روی کریس قرار دارد...
وین دوباره بازگشته و اینبار تصمیم دارد با دوستش یک کنسرت راک ترتیب دهد. در همین حال رئیس دوست دخترش به او نظر دارد و وین باید هرچه سریعتر دوست دخترش را به لس آنجلس منتقل کند...
«وين کامبل» نوجوان (مايرز) و دوستش، «گارت آلگار» (کاروي)، از زيرزمين خانه ي «وين» يک برنامه تلويزيوني کابلي به نام «دنياي وين» پخش مي کنند و در آن افکار شخصي خود را در باب زندگي نوجوانانه يا موسيقي «هوي متال» با مردم در ميان مي گذارند. «بنجامين آليور» (لو)، يک مدير تلويزيوني زرنگ و جاه طلب به طور تصادفي اين برنامه را مي بينيد و جلب آن مي شود...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 6 جایزه دیگر.
« گلادیس آیلوارد » ( برگمن ) ، پیشخدمت خانوادگى « سر فرانسیس جیمیسن » ( اسکوایر ) ، با شنیدن این موضوع که یک زن میسیونر مسیحى انگلیسى به نام « لاسن » ( سیلر ) در کوههاى شمال چین مهمانخانهاى دارد و تلاش مىکند تا بىدینها را به مسیحیت دعوت کند ، تصمیم مىگیرد به او بپیوندد .
«چن چن» به دنبال مرگ مرموز استادش به چین باز می گردد. در آنجا او با ژاپنی های نژاد پرستی مواجه میشود، و بر خلاف دوستانش در مقابل ظلم آنها ساکت نمی ماند و با بهره گیری از تخصصش در هنرهای رزمی، در مورد مرگ استادش تحقیق می کند.