سوپرمن قبول می کند که قدرت خود را فدا کند تا با لوئیس لین رابطه برقرار کند، غافل از اینکه سه جنایتکار کریپتونی که او سهوا آزاد کرده در حال فتح زمین هستند...
تامارا و ساشا در طول جنگ از هم جدا شدند. اکنون (۱۹۵۷) ساشا برای پنج روز به مسکو سفر کرده و به طور اتفاقی خانهای را که تامارا قبلاً در آن زندگی میکرد، میشناسد. او هنوز با برادرزادهاش اسلاوا در آنجا زندگی میکند.
یک تانکر گاز توسط گروهی از دزدان دریایی سومالیایی در خلیج عدن مورد حمله قرار میگیرد. نیروی دریایی روسیه یک ناوشکن برای آزادسازی کشتی ربوده شده اعزام میکند.
دلتای دانوب در رومانی یک میراث جهانی یونسکو است. اما زندگی در یک منطقه حفاظتشده طبیعی به چه معناست؟ دیالوگهای باتلاق، مردابهای دلتا را از طریق زندگی روزمره روستاییان در دورهای که هیچ توریستی در آن پرسه نمیزند، به تصویر میکشد.
قتل عام سال ۱۹۴۱ در فانتانا آلبا از تاریخ پاک شد. این فیلم از طریق فیلمها و شهادتها، مبارزه ۲۰۰۰ نفر برای آزادی، یک داستان عشقی ممنوعه و بازماندگانی را که نسلها سکوت کردند، آشکار میکند.
روایت فیلم دربارهٔ یک زوج زن و شوهر به نامهای لودویک و آنااست که زندگی تلخی دارند. لودویک مقام رسمی و ارشد رژیم حاکم کمونیست پراگ است و آنا یک زن خانهدارالکلی. این زوج پس از شرکت در یک ضیافت رسمی مربوط به حزب کمونیست به خانه خود برمیگردند و متوجه میشوند که در خانهشان شکسته شدهاست...
چون مادر «بلید» در زمان بارداري توسط يک خون آشام زخمي شده، بلید که يک نيمه انسان - نيمه خون آشام است، داراي تمام خصوصيات خوب خون آشامان بهمراه بهترين مهارتهاي انساني مي باشد. بلید به شکار خون آشامان می پردازد تا انتقام مادرش را بگيرد. خون آشامان که تصميم دارند بزودي به تمام سازمانهاي مهم انسانها نفوذ کنند، به بلید نياز دارند زيرا او داراي خون ويژه اي است...