ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
یک ستاره بسکتبال 18 ساله که به استخدام دانشگاه کورنل درآمده بنظر می آید بیرون از خانه زندگی خوب و کم نقصی دارد اما در خانه او مدام در حال جنگ و دعوا با پدر قمار بازش است. مادر او تلاش میکند خانواده را سرپا نگه دارد، اما...
سیدعلی میرزا پیرمردی است که در خرابههای ارگ طبس زندگی میکند و با کمک مردم، روزگار میگذراند. از جوانی بدلیل اختلاف با خانواده در خرابه های ارگ زندگی میکرد و به شهر طبس نمیآمد و ...
داستان در مورد "ملانی" دختری جوان است که زندگی خوب و خوشی را در کنار مادرش تجربه میکرد تا اینکه در فضای مجازی عاشق پسری میشود که به استخدام گروه تروریسـتی داعـش درآمده و قصد دارد ملانی را نیز قانع کند که این کار جهاد در راه خدا محسوب میشود...
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 12 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
فیلم داستان دختره ده ساله ای به نام "ژوفی" می باشد که به تازگی وارد مدرسه ی جدیدی شده و به گروه آوازه خوانی مدرسه ملحق می شود ، او صدای دلنشینی دارد ولی معلم گروه متوجه این موضوع نشده و اصل داستان شروع می شود...
"هلن" دختری زیبا اما ناشنوا است که برای خانم "وارن" کار می کند."خانم وارن" دو پسر دارد،"آلبرت" و "استیون" که در عمارت او زندگی می کنند.اما وقتی تعدادی قتل در محله اتفاق می افتد او نگران امنیت "هلن" می شود.او از روانپزشک خود "دکتر پری" درخواست می کند او را به مکان امنی ببرد.اما وقتی مرگی درون عمارت او اتفاق می افتد مشخص می شود که "هلن" در خطر است...
اواخر دهه 70 میلادی است و "کنت بیانچی" به همراه مادرش زندگی کرده و آرزو دارد وارد نیروی پلیس شود. وقتی درخواست او رد می شود، مادرش او را برای زندگی با پسر عموی دیوانه اش به لس آنجلس می فرستد و...