بر اساس رمان برنده جایزه جان مکگاهرن، نویسنده ایرلندی مشهور جهانی، "تا بتوانند به طلوع خورشید رو کنند" یک یادآوری زنده از طبیعت، بشریت و زندگی است که در یک جامعه روستایی ایرلند در دهه 1980 اتفاق میافتد.
داستان درباره یک مامور مخفی است که زندگی پنهانی و منزوی دارد. او به طور تصادفی با زنی بدهکار آشنا میشود و با او دوست میشود. این دوستی، مامور مخفی را از دنیای پنهان خود بیرون میکشد و او را به سمت کمک به این زن سوق میدهد.
داستان حول محور دو خواهر، کلر و جیمی، میچرخد. کلر با رازهایی در گذشته و رابطه پیچیدهای با خواهر معتادش دست و پنجه نرم میکند. با ترک خانه توسط جیمی و نزدیک شدن به روز عروسی کلر، تنشها و مشکلات این دو خواهر به اوج خود میرسد. در نهایت، هر دو خواهر مجبور میشوند با حقایق تلخ و پنهانی روبرو شوند که زندگی آنها را به طور کامل دگرگون میکند.
بنجامین شاینبرگ، پزشک آرژانتینی، پس از وقوع یک انفجار تروریستی در کشورش، تصمیم میگیرد به اسرائیل سفر کند. در این سفر، او در زمان سفر خواهد کرد و به دورههای تاریخی گذشته این کشور خواهد رفت.
بریتنی شیمیت، دختری اهل ویسکانسین، با تغییر سبک زندگیاش، ماجراهای جالبی را تجربه کرده است. او این ماجراها را در یک دفترچه یادداشت کرده و سپس آنها را به یک برنامه کمدی تبدیل کرده است. در این برنامه، بریتنی با طنزی رک و صریح به مسائل مختلفی میپردازد و با صراحت و بیباکی، واقعیت زندگیاش را به نمایش میگذارد.
گروهی از نوجوانان که در حال ساختن یک فیلم سرقت با بودجه بسیار کم هستند، مجبور میشوند یک سرقت واقعی انجام دهند؛ زیرا کارت حافظهای که فیلم آنها در آن ذخیره شده، توسط مدیر بیرحم یک مرکز خرید دزدیده میشود.
داستان زنی جوان است که برای رسیدن به زندگی بهتر با مردی ثروتمند ازدواج میکند اما پس از مدتی عاشق دیگری میشود و در تلهی این ازدواج گرفتار میآید. او برای رهایی از این وضعیت، به فکر قتل همسرش میافتد.
مت رایف، کمدین معروف، در اولین برنامه کمدی نتفلیکس که با حضور مستقیم مخاطبان برگزار میشود، به شهر شارلوت میرود و با شوخیهایش درباره رویاها، لحظات شاد و خندهداری را برای تماشاگران رقم میزند.