در دبیرستان "زا اسکولو"، یک باند مافیایی به رهبری ایووس، تونی را وادار به دزدیدن یک جعبهی مرموز میکند. در نهایت مشخص میشود که ایووس نقشهای دارد که میخواهد آن را در جشن مدرسه عملی کند.
در جنگلهای پنسیلوانیا، پس از مشاهده موجودات پشمالو و بشقابپرندهها، وحشت ایجاد شده است. یک زن و گروهی از شکارچی که به یکی از این موجودات شلیک کردهاند، توسط آنها محاصره و مورد حمله قرار میگیرند. آنها در یک کلبه گیر افتادهاند و برای نجات جان خود میجنگند.
تیم امنیتی رئیسجمهور یک پیام محرمانه دریافت میکنند که خبر از به خطر افتادن ضربانساز قلبی او میدهد. آنها حالا باید برای مقابله با دشمنی نامرئی که تا نیمهشب ۱۰۰ میلیون دلار باج میخواهد، وارد عمل شوند.
رادنی پس از بستری شدن در آسایشگاه درمانی «سِیج»، تحت مراقبت پرستاری بدطینت به نام «لُو» قرار میگیرد. با این حال، انگیزهاش برای بهتر بودن و کمک به خانواده و دوستان جدیدش، او را وامیدارد تا علیه این نگهبان عبوس شورش کند و همین موضوع، برایش مشکلات بیشتری به وجود میآورد.
یک مدل لباس که از قتل بهترین دوستش به شدت شوکه شده، با پیدا کردن یک سرنخ، قدم به دنیای ماورایی و ترسناک یک قاتل مرموز میگذارد و در این مسیر، رازی را کشف میکند که فراتر از حد تصور، خطرناک است.
پس از مرگ غمانگیز مادرشان بر اثر اوردوز، دو خواهر جوان برای جلوگیری از جدایی توسط سیستم بهزیستی، تصمیم میگیرند تا مرگ مادر را پنهان کنند و جسد او را مخفی نگه دارند. اما با نزدیک شدن به کشف رازشان، آنها با یک چالش بزرگ روبرو میشوند: تا چه حد حاضرند برای محافظت از این راز پیش بروند؟
بونی مرد جوانی است که به استفنی دل میبندد و آرزو دارد با او ازدواج کند. اما در این راه با مانعی عجیب و غریب روبهرو میشود: روح مادرِ از دنیا رفتهی استفنی، که از بونی خوشش نمیآید، همواره او را اذیت میکند و در پی جدایی آنهاست. بونی باید راهی برای کنار آمدن با این مشکل ماورایی پیدا کند تا بتواند به رابطهی خود با استفنی ادامه دهد.
داستان درباره ساکی (Saki) یه دختره که به همکلاسیش ماکوتو (Makoto) علاقهشو نشون میده، اما بعد میفهمه ماکوتو در واقع پسره. این موضوع اصلاً روی احساسات ساکی اثر نمیذاره و همچنان دنبال اینه که دل ماکوتو رو ببره. از اون طرف، ریوجی (Ryuji)، دوست قدیمی ماکوتو، هم پیداش میشه و معلومه که اونم دلش پیش ماکوتو گیر کرده.
ورود یک توله سگ به زندگی نانا، پیرمردی بازنشسته و لجوج، باعث میشود که او و آدیما، طراح گرافیک، وارد ماجراهای غیرمنتظرهای شوند. در این میان، نیل، نوه آدیما، به آنها کمک میکند تا نیازهای افراد مسن مجرد را بهتر بشناسند.
شش دوست که برای مهمانی پایان تابستان به یک کلبه در جنگل رفتهاند، درمییابند که تنها نیستند. حضور یک مهمان ناخوانده، آخر هفته آنها را به مبارزهای مرگبار برای بقا تبدیل میکند.
بحری، جوانی است که در روستای مکارساری زندگی میکند. او روزی متوجه میشود که اتفاقات عجیبی در روستا در حال رخ دادن است. بحری از روی کنجکاوی، به دنبال کشف حقیقت میرود تا بفهمد در روستای محل زندگیاش واقعاً چه خبر است.
یک دختر شاغل به صورت ناخواسته مقروض میشود و در ادامه مسیر با یک کلاهبردار روبرو میشود. آنها در دنیایی پر از فریب، به سفری پرمخاطره دست میزنند و در نهایت مسیر زندگی خود را زیر سوال میبرند.
سفر تفریحی پنج دوست به یونان، با بالا گرفتن شک و تردیدها در مورد یکی از همراهانشان که احتمال میدهند یک کلاهبردار مشهور است، به یک داستان پلیسی بامزه و خندهدار تبدیل میشود.
پلیسی به نام هیون جون، پس از اصابت صاعقه، صاحب قدرت خارقالعادهای میشود و متوجه میشود افراد دیگری نیز این تجربه را داشتهاند. او درگیر ماجراهای غیرمنتظره میشود و تلاش میکند تا هم به عنوان پدری با مشکلات خانوادگی و هم به عنوان پلیسی با قدرتهای ویژه در دستگیری یک جنایتکار موفق شود.
چیاو یان که در یک شهر مرزی بزرگ شده بود، بعد از سالها تلاش سخت، به یک بازیگر مشهور تبدیل شد اما تحت فشار زیاد، با احتیاط راه خود را ادامه داد. در همین حین، خواهرش که سالها بود با او ارتباطی نداشت، ناگهان ظاهر شد.
بابِلز هنگام تماشای مکرر یک فیلم، متوجه تغییراتی در رفتار یکی از شخصیتهای آن میشود. این شخصیت در نهایت از دنیای تخیل به واقعیت تبدیل شده و آرزو میکند که به دنیای واقعی فرار کند.