تولد : October 11, 1942 در Allahabad, United Provinces, British India
جوایز : برنده 41 جایزه و نامزد دریافت 42 جایزه دیگر.
آمیتاب باچان (آمیتاب بچن) (به خط دِوَناگَری: अमिताभ बच्चन)(به انگلیسی: Amitabh Bachchan) (زادهٔ ۱۱ اکتبر ۱۹۴۲ در اللهآباد هند) بازیگر، تهیه کننده، خواننده و مجری تلویزیونی فیلمهای بالیوود در کشور هند است.
این ستاره بالیوودی که در تحت عنوان “Big B” نیز مشهور است بیش از بیست میلیون هوادار در توییتر دارد و در دنیای هنری این کشور مانند پادشاه با او برخورد میشود. باچان نخستین بازیگر هندی است که در موزه لندن جایی برای خود دارد و همچنین در نظرسنجی سال ۱۹۹۹ ملقب به «بازیگر هزاره» شد. او به «پدر سینمای هند» نیز مشهور است.
او از سال ۱۹۶۹ و با فیلم سیاه و سفید «هفت هندی» پا به سینما گذاشت و از آن پس همیشه از مطرحترین چهرههای سینمای هند بودهاست. او تا بحال دوازده بار جایزه فیلم فیر، جایزه اصلی فیلمهای هندی، را از آن خود کردهاست.
پدرش یک شاعر معروف هندی بود. همسر او جایابهادری و پسر او آبیشک نیز از هنرپیشگان سرشناس سینمای هند بهشمار میروند.
آمیتاب باچان در کنار بازیگری در زمینه تهیه کنندگی نیز فعالیت میکند. او هنرپیشگی را درسال ۱۹۶۹ با فیلم سات هندوستانی آغاز کرده و این حرفه را تا به امروز ادامه دادهاست. او یکی از بهترین بازیگران سینمای هند و یکی از گرانقیمتترین ستارگان در این زمینه میباشد. او در سال ۱۹۸۴ دستی نیز در سیاست داشت و به عنوان نماینده پارلمان هند انتخاب شد ولی در سال ۱۹۸۷ این سمت را کنار گذاشت.
نارایان( آمیتا باچان) مدیر یک کالج در هندوستان است که عقاید سرسختی در رابطه با عشق دارد.از نظر او بروز دادن عشق امری است غیر قابل تحمل. در این حین ۳ تن از دانشجویان این کالج دلباخته میگردنند.داستان با ورود معلم موسیقی جدید به این کالج( شاهرخ خان) دست خوش تغییراتی میشود. با مرور زمان نارایان به این موضوع پی میبرد که معلم موسیقی جدید، نامزد دخترش ( آیشواریا رای) بوده که بعدها خودکشی میکند...
مادری یکی از دو قلو هایش را طی حادثه ای از دست می دهد . یکی از بچه ها در کشور همسایه، پاکستان ، رشد می کند و یک مسلمان مؤمن به نام توحید است، در حالی که دیگری به عنوان یک هندو به نام آجی می باشد…
سر خانواده علیرغم میل باطنی پدر با دختر مورد علاقه اش ازدواج می کند و موجب ناراحتی پدر می شود. پدر بخاطر همین موضوع، پسر را از خانه می راند و پسر دچار مشکلاتی در زندگی می شود و …
«راجو» (باچان)، پسر یک راجای خلع ید شده، که به «مرد» معروف است، این لقب را بهعنوان نشانهای از قدرت جسمانی روی سینه خود خالکوبی کرده است. ناپدری و نامادری «راجو»، که او را بزرگ کردهاند، پیش از مرگشان، «راجو» را از هویت واقعیاش آگاه میکنند. «راجو»، که به دخالت بیگانگان غارتگر انگلیسی در سرنوشت خود و پدرش پیبرده است، سر به شورش برمیدارد و به مبارزه برمیخیزد. در این بین، با دختری «آمریتا سینگ» آشنا میشود
پلیسی درستکار به درخواست ربایندگان پسرش جواب منفی می دهد.پسر او نجات پیدا می کند اما زندگی اش برای همیشه به دلیل خواست پدرش مبنی بر قربانی کردن او در مقابل اعتقادات شغلی اش،تغییر می کند...
دیگویجی سینگ به دروغ رامچاندرا را درگیر یک پرونده فساد مالی می کند که منجر به خودکشی رامچاندرا می شود. با این حال، پسرش، رام کومار، قول میدهد که انتقام مرگ پدرش را بگیرد...
"علی شاه" حکمران یکی از آخرین مناطق مستقل هندوستان است.بریتانیا که قصد دارد کشور ثروتمند او را کنترل کند،"ژنرال اوترام" را در یک ماموریت مخفی برای آماده سازی زمینه های الحاق اعزام می کند.با افرایش فشار سیاسی "علی شاه" در قصر خود منزوی شده و به موسیقی روی می آورد و...
سه برادر در کودکی از هم جدا می شوند و توسط خانواده هایی با ادیان مختلف؛ هندو، مسلمان و مسیحی؛ به فرزندخواندگی گرفته می شوند. آنها بزرگ می شوند و به ترتیب تبدیل به یک افسر پلیس، یک خواننده و صاحب یک بار می شوند. آنها دوباره با هم ملاقات می کنند و زندگی آنها درگیر یک داستان باورنکردنی پر از اتفاقات تصادفی و صحنه های عمل شلوغ می شود...
آمیت و پوجا یکدیگر را دوست دارند اما والدین آنها مخالف رابطه آنها هستند. آنها تصمیم می گیرند که طبق خواسته والدین خود ازدواج کنند. بعد از سالها دوباره آنها همدیگر را ملاقات می کنند و اوضاع تغییر می کند...
«تاکور» (کمار)، پليسي بازنشسته که «جبار سينگ» (خان) خانواده اش را قتل عام کرده و دست هاي خودش را بريده است، دو ماجراجو، «ويرو» (دهارمندرا) و «جايديو» (باچان)، را به کار مي گيرد تا تبهکار مخوف را بيابند...
یک مرد بیمار لاعلاج خود را به قتل متهم می کند تا به خانواده اش اجازه دهد پول جایزه را دریافت کنند. پس از یک عملیات موفقیت آمیز، او از بازداشت پلیس فرار می کند و به دنبال قاتل واقعی می گردد...