نورمن، مرد جوانی که خیلی عاشق دوست دخترش است، در جشن تولد پدر او که در هتلی برگزار میشود شرکت میکند. اتفاقاً در همان هتل، فرقهای در حال آماده شدن برای تولد خدایی است که آن را میپرستد.
مایک روزنامهنگار جوان وظیفه دارد که یک شب کامل را در یک موزه مومی شبحوار بگذراند. مایک که در ابتدا معتقد بود در داخل مکان تنهاست، در نهایت متوجه میشود که با حضور جراح آدمخوار سادیستی، دکتر ناکس، وحشت زده شده است...
زنی جوان برای خدمت به دو کودک یتیم، فلورا و مایلز، استخدام می شود. با این حال، شور و شوق او برای این کار زمانی کاهش می یابد که او متوجه می شود که خانه آنها راز تاریکی در خود دارد...
«دین کوروسو» (جانی دپ) دلال کتابهای کمیاب است و با تهیه این گونه کتابها برای کلکسیونرهای ثروتمند روزگار میگذراند. یک میلیونر نیویورکی به نام «بوریس بالکان» (لانگلا) از او می خواهد دو نسخه دیگر از کتاب «دروازه نهم به قلمرو پادشاهی سایه ها» را که یکی در پرتغال و دیگری در فرانسه است، بیابد. در افسانه ها آمده که این کتاب با همدستی شیطان نوشته شده و به همین دلیل نویسنده اش زنده زنده در آتش سوزانده شده است. قصد بوریس این است که با مقایسه کتابی که دارد با دونسخه دیگر، نسخه اصلی را تشخیص دهد اما...
در قرن نوزدهم، مردی بدشکل و مورد آزار و اذیت قرار گرفته که "ایگوانا" لقب گرفته بود، از دست مردم محلیِ زورگو فرار میکند، جزیره خودش را پیدا میکند و خود را حاکم مستبد قلمرو جدیدش اعلام میکند. یک مرد و یک زن در آنجا سرگردان میشوند و قربانی طبیعت سادیستی جدید او میگردند.
یک زوج که به تازگی ازدواج کرده اند به خانه عمه مرده زن میروند. طولی نمیکشد که اتفاق های عجیبی رخ میدهد، وقتی مستاجرین و کارکنان عمارت قصد ترک آنجا را ندارند و این دونفر در مخمصهای مرگبار قرار میگیرند...
در پاریس، دو دختر به نامهای آنی و پاسکال در یک کلوپ شبانه، دو پسر را تعقیب میکنند. آنها مسموم میشوند و بیهوش شده، سپس در انبار یک قایق به خود میآیند.
یک اکتشاف قرن نوزدهم به مرکز زمین، شگفتیهای اولیه، هیولاهای ماقبل تاریخ و یک تمدن زیرزمینی را آشکار میکند که ممکن است بزرگترین کشف را به همراه داشته باشد...
هنگامی که دو مدل لباس شنا به عنوان بخشی از یک شیرین کاری تبلیغاتی سرگردان می شوند، توسط پیروان مرده شوالیه های معبد - فرقه ای از راهبان قرون وسطایی که در قرن چهاردهم به دلیل اعمال غیبی خود اعدام شدند، دستگیر می شوند...
یک بیوه سیزده مهمان را دعوت می کند تا در عمارت روستاییش بمانند. او حدس می زند که یکی از آنها شوهرش را کشته است . خیلی زود ، آنها یکی یکی به قتل می رسند و ...