همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Grégoire Colin
نام اصلی : Grégoire Colin
پیشه : کارگردان,بازیگر مرد,نویسنده
تولد : July 25, 1975 در Châtenay-Malabry, Hauts-de-Seine, France
جوایز : برنده 1 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
داستان دربارهٔ جاسوسی لهستانی است که در جنگ جهانی دوم برای بریتانیا فعالیت میکند. هویت این جاسوس بر اثر خیانتی در ورشو فاش میشود و او درگیر یک توطئهٔ پیچیده میشود.
ابراهیم، فوتبالیست جوان ۱۸ ساله، در حال آماده شدن برای امضای اولین قرارداد حرفهایاش در باشگاه لیون است، اما با ورود یک مدیر برنامهی خارجی قدرتمند، او و پسرعمویش مجبور به رقابت با زمان در بازار نقل و انتقالات میشوند.
نور، دختری ۲۷ ساله، به طور غیرقانونی به شهر مارسی مهاجرت کرده است. او در این شهر با دوستانی که زندگیهای حاشیهای دارند، از راه جرمهای کوچک امرار معاش میکند و اوقات خود را با شرکت در مهمانیهای پرشور میگذراند.
زنی مرموز با مردی که دخترش کشته شده و اکنون به دنبال انتقام است، همکاری میکند. آنها با هم اعضای یک سازمان را میربایند و شکنجه میدهند تا بفهمند واقعاً چه اتفاقی افتاده است.
یک گروه دزد آنارشیست به طور اتفاقی با نوجوان منزویای که شیفتهی پهپادهاست روبرو میشوند. آنها این نوجوان را وارد ماجراجوییهای خطرناک خود میکنند و او را در چندین سرقت بزرگ شرکت میدهند.
سه ماه پس از زنده ماندن از یک حمله تروریستی در یک اغذیه فروشی، میا هنوز آسیب دیده است و قادر به یادآوری وقایع آن شب نیست. او در تلاش برای حرکت رو به جلو، خاطراتش را بررسی می کند و قدم هایش را دوباره دنبال می کند..
سوفی علیرغم عدم صلاحیت برای ناشر کتاب کمیک ، در آنجا مشغول به کار می شود. با این حال، امنیت او زمانی که از دوستش ( پدر فرزندی که او حامله است) ، جدا می شود، تهدید می شود...
روایت "لیسا" در پاریس که در گذراندن تعطیلات با شوهرش است، رابطه پرشورش با دوست پسر سابقش دوباره شکل می گیرد. اما این موضوع ممکن است منجر به یک قتل شود...
"لائورا" وسایل خود را جمع کرده تا به خانه معشوق خود نقل مکان کند. او سوار خودرو خود می شود تا شام را با دوستان خود صرف کند اما گرفتار ترافیکی سنگین می شود. او کاملا اعتصابی را که شهر را به آشوب کشیده فراموش کرده بود. اما او احساس خوبی در خودروی خود دارد، تنها جائی که می تواند با خود تنها باشد و...
گیوم فکر می کرد که او در زیر فاجعه وحشتناکی خط کشیده است که باعث مرگ دو نفر از همه بیشتر دوستش شد. ده سال بعد ، جودیت ، که عشقش زندگی او را دوباره ارزشمند کرده است ، ناگهان در خاکسپاری مادرش ناپدید می شود.