مایا و جیمی زوجی هستند که از کابوس شهری خود به آرامش روستایی ایرلند پناه می برند. اما اجنه بدخواه و قاتل در جنگلهای باستانی و باغ جدیدشان کمین کردهاند...
باند "کماندار" دوباره بازگشته اند و این بار نقشه یک سرقت جسورانه در لندن را در سر دارند. آنها برای این کار به دوست قدیمی خود جورج بریگز، که هم اکنون در زندان به سر میبرد نیاز دارند و باید به هر قیمتی شده او را فراری دهند...
دیمین یک پلیس لندنی است که سعی دارد گذشتهاش را فراموش کند. قبل از اینکه به نیروی پلیس بپیوندد، با یک گروه هواداران فوتبال همراه بود و در درگیریهای سراسر کشور شرکت میکرد. حالا که در طرف دیگر قانون ایستاده، با یک تصمیم سخت روبرو است: به گروه قدیمیاش بپیوندد یا از لندن در حال سوختن و شورشگرانِ هرجومرجطلب محافظت کند. برای فیلمی آماده شوید که یک جناسِ فوقالعاده را در خود جای داده است.
داستان فیلم در دهه 70 و شهر لندن جریان دارد، جایی که یک پسر 14 ساله توسط مادرش به گروه موسیقی "کلش/The Clash" معرفی می شود و پس از آن زندگی اش برای همیشه تغییر میکند...
یک نانوای مُسن یهودی سعی میکند کسب و کارش که این روزها افت کرده را سرپا نگه دارد، تا اینکه شاگرد مسلمانش نوعی مواد مخدر وارد خمیر نان میکند و فروش آنها سر به فلک میکشد…
"گورو"، طرفدار سرسخت ستاره ی فیلم های بالیوودی "آریان کانا" می باشد که به بمبئی سفر می کند تا بلکه خداوند آرزوی روز تولدش را برآورده کند. اما زمانی که همه چیز طبق نقشه پیش نمی رود، وسواس "گورو" روی "آریان" از حد و مرز عبور می کند و...
داستان فیلم در مورد ۲ برادر خلافکار به نام های Reggie و Ronnie می باشد که قصد دارند کسب و کار خودرا گسترش دهند اما در این بین یک افسر پلیس برای آن ها مزاحمت ایجاد می کند و …
یک رهبر کنسرت بازنشسته به همراه دخترش و بهترین دوستش در یک روز تعطیل دعوتنامه ای از ملکه الیزابت دوم دریافت میکنند که از انها میخواهد مراسم تولدی برای شاهزاده فیلیپ برگزار کنند...
هنگامی که تروریست ها بوسیله بمب هسته ای، دنیا را تهدید و به وحشت انداختند، تنها امیدواری جهانیان و انسان ها به سرباز جهانی «لوک دورو» است که دنیا را نجات دهد و دوباره فعال شود…
این سریال در هر قسمت از خود با داستان های فوق العاده زیبا و متفاوت سعی دارد اعتراضی نسبت به پیشرفت روز افزون تکنولوژی و اعتیاد مردم به آنرا نشان دهند که بصورت روز افزون در حال پیشترفت در زندگی انسان هاست...
سریال "گروه های لندن" داستان نسخهای از شهر لندن را روایت می کند که در جنگ بین دار و دستههای مختلف نابود شده است. زمانی که رهبر بزرگ به قتل میرسد، مبارزه خونینی بین گروههای مختلفی رخ میدهد تا خلا قدرت را پر کنند و رهبر جدید مشخص شود ..
در شهر کوچک “برودچرچ”، در ساحل “دورست” جسد یه پسربچه پیدا میشه، به اسم “دنی لتیمر”. توی این شهر کوچیک تا حالا جرم به این بزرگی اتفاق نیفتاده بوده، یا دزدی های کوچیک بوده، یا خرید و فروش مواد و یا رانندگی در هنگام مستی. بعد از بررسی های دقیق، متوجه میشن که این پسر به قتل رسیده. بازرس “آلک هاردی” و “الی میلر”، روی این پرونده کار میکنن. آلک هاردی” به تازگی از “سندبروک” اومده اینجا که یه زندگی آرومی رو داشته باشه، ولی درگیر این پرونده میشه. “الی” هم یکی از دوستان “بث”، مادر “دنی”، و در کل دوست خانوادگیِ خانواده ی “لتیمر” هستش. بعد از تحقیقاتی که “آلک” و “الی” انجام میدن، که به رازهای جالبی پی میبرن…
اریک یک افسر زندان است که سعی می کند از افراد متهمش محافظت کند. وقتی یکی از خطرناک ترین زندانیان ضعف او را تشخیص می دهد ، اریک با انتخاب غیرممکن بین اصول و عشق به خانواده روبرو می شود.
داستان در مورد مردی انگلیسی به نام "الکس گوودمن" می باشد که پدرش از مافیـای روسـی بوده است. او در زندگی همواره از سایه های تیره ی گذشته ی خود و خانواده اش در حال فرار است و سعی می کند با نامـزدش "ربکا" زندگی و کاری جدید را شروع کند. قـاتلی که با گذشته ی خانواده ی "الکس" سر و کار داشته، آن ها را پیدا می کند و "الکس" و خانواده اش را تهدید می کند. او مجبور می شود وارد دنیای زیر زمینی خلافکارها شود و از چیزهایی که دوستشان دارد محافظت کند...
"استن لی" که خالق شخصیت های معروفی مانند "مرد آهنین"، "مرد عنکبوتی" و "ایکس من" بوده، این بار یک ابر قهرمان دیگر را به ما معرفی می کند. کسی که قدرت کنترل "شانس" را دارد. ماجرای سریال درباره کارآگاهی است که یک دستبند جادویی پیدا می کند که برای او خوش شانسی به همراه دارد. اما از طرف دیگر ماجرا یک نفر به دنبال پس گرفتن این دستبند است...
همانطور که هلن با مشکلات بارداری روبه رو است باید طی هفته های اینده به زادگاهش بازگردد تا بتواند به بهترین دوست دوران کودکی خود کمک کند،که خود را در وسط....