این فیلم حرفه موفقیت آمیز جکسون و همچنین دوستی و وفاداری منحصر به فرد او به مارتین لوتر کینگ جونیور و سهم نامعلوم او در جنبش حقوق مدنی را دنبال می کند...
سام کوک خواننده، ترانه سرا و کارآفرین آمریکایی در سن 33 سالگی در 11 دسامبر 1964 در متل Hacienda، در 9137 South Figueroa Street، در لس آنجلس، کالیفرنیا درگذشت.
زمانی که جردن ترنر که اپراتور 911 است، تماسی از طرف یک دختر ربوده شده دریافت می کند، متوجه می شود باید با قاتلی از گذشته اش روبه رو شود تا زندگی دختر را نجات دهد و ...
زندگی یک دانشجوی حقوق که از وضع مالی خوبی برخوردار است، زمانی که پرونده یک مادر مجرد جوان طبقه کارگر با یک فرزند بیمار به او محول می شود، به طرز چشمگیری تغییر می کند...
سارا دیویس نابغه پانزده ساله فوتبال این شانس را دارد که به تیم ملی ایالات متحده بپیوندد، اما او باید در دبیرستان، عاشقانه، ورزش و فشار والدین در حالی که اولویت های خود را تعیین می کند، دستکاری کند...
«کنی کارتر» (جکسن) اعضای تیم بسکت بال دبیرستان ریچموند کالیفرنیا را طوری رهبری می کند که قهرمانی ایالتی در دو قدمی شان قرار می گیرد. اما هنگامی که «کارتر» متوجه می شود نمرات درسی بچه ها پایین است، تصمیم می گیرد در استادیوم را بر روی آنان ببندد و در عوض آنان را تا نمرات شان بهتر نشده، در کتابخانه نگه دارد و …
یک کمدی سیاه که درباره سه نسل از یک خانواده می باشد که دور هم جمع می شوند برای خاکسپاری بزرگ خاندان. اما این دیدار منجر به پرده برداری از رازها و روابط پنهان اعضای خانواده می شود...
سامانتا، گزارشگر مخفیانه در موسسه بروکدیل می رود تا داستانی در مورد معتادان مشهور به مواد مخدر را بازگو کند، اما او به زودی متوجه می شود که اسکوپ واقعی بسیار وحشتناک تر است...
سرهنگی که در ستاد مشترک ارتش کار میکند، نقشهای مافوق خود برای استفاده از نیروی نظامی برای برکناری رئیسجمهور منتخب، و جایگزین کردن او با معاون رئیسجمهور بسیار مطیع را کشف میکند...
سال 1969. دو جوان به نامهاي «مارتي» و «کازمو» با نفوذ به سيستم کامپيوتري يک بانک، مقداري پول از حساب حزب جمهوري خواه بيرون مي کشند. «کازمو» را FBI دستگير مي کند، اما «مارتي» با خوش شانسي مي گريزد. بيست سال بعد سر يک جعه ي سياه ـ که حاوي مدرن ترين دستگاه کدشکن کامپيوترهاست ـ «مارتي» (ردفورد) رودرروي «کازمو» (کينگزلي) قرار مي گيرد...
سریال داستان دختری زیبا به نام مدی است که در کلاهبرداری بسیار چیره دست می باشد و به همان اندازه زیبایی اش، خطرناک است. اما زمانی که ازرا، ریچارد و جولز، قربانیان سابقش تصمیم میگیرند رد او را بزنند و انتقامشان را بگیرند، همه چیز پیچیده می شود. در همین زمان مدی که هدف جدیدش را نشانه گرفته، متوجه یک عشق بالقوه میان خود و هدفش می شود...
سریال در مورد یه دکتر یا پزشک خانواده که دفتر کارش توی یه محله پایین و فقیر هست. این دکتر که اسمش “بکر” هست، آدم بد اخلاق و بدعنق و بدقلق و کم صبریه و دائم به همه چی ایراد میگیره و غر میزنه. کلا هم ۲ تا دوست داره یکیشون که یه دختره که یه کافه قدیمی رو اداره میکنه و بکر صبحانه و ناهارش رو اونجا میخوره دوست دیگرش هم یه مرد نابینا هست که بغل همون کافه، دکه روزنامه فروشی داره هرروز صبح بکر به این کافه میره، قهوه میخوره و سیگارش رو میکشه بعد میره سرکار. سریال حوادث اطراف این فرد رو نشون میده و نظریات “بکر” و غر زدنهاش و برخوردش با موضوعات مختلف رو بیان میکنه ...