پس از شکست یک عملیات سرقت، یک دزد حرفهای و یک یتیم که مشکلات زیادی دارد، مجبور میشوند تا شریک ربودهشده خود را از چنگ یک ارباب مواد مخدر بیرحم و قاتل حرفهای و جذابش نجات دهند.
نه غریبه که در تعطیلات کریسمس در فرودگاه گیر افتادهاند، برای سفر جادهای کریسمس به دنور با هم همراه میشوند و در طول سفر با ماجراجوییهای غیرمنتظرهای روبرو میشوند که باعث میشود با یکدیگر آشنا شوند و پیوندهای عمیقی با یکدیگر برقرار کنند...
بعد از یک کتککاری، چشم مار (هنری گلدینگ) به طور اتفاقی همراه تامی (اندرو کوجی) به ژاپن میرود تا تعلیمات نظامی ببیند و عضوی از این خانواده باشد. اما چشم مار در پی یافتن قاتل پدرش است و...
دو دوست صمیمی به نام های بیل و اندی برای جا افتادن در جامعه، تلاش می کنند. بیل تصمیم می گیرد که هردویشان باید عاشق شوند. لذا یک سری ماجراهای چندین ساله را آغاز می کند که نه تنها دوستی، بلکه درک عقلانیت آنها را نیز به چالش می کشد...
سرنخ تمسخر آمیزی که در جلسه ای برای آرورا باقی می ماند، یک بازی موش و گربه را بین او و یک جنایتکار مرموز آغاز می کند که مرتکب جنایات جدی فزاینده ای می شود که شهر را به لرزه در می آورد.
ناتالی ، یک نانوا ، و اریک ، مدیر امور مالی به طور غیر منتظره یک نانوایی معروف را به ارث می برند. آنها سعی می کنند در حین اداره سرمایه گذاری مشترک ، عشق را از تجارت دور کنند...
یک زن بیوه به دنبال درمانگر فیزیوتراپی است که پس از تصادف رانندگی برای درمان پسرش تعیین شده است. او از او دعوت می کند تا در ایام جشن با او در شهر کوچکش بماند ، اما دخترش مشکلاتی را برای این زوج ایجاد می کند...
داستان این فیلم حول محور فرزند بابانوئل میچرخد. زمانی که پدر او تصمیم میگیرد که خودش را بازنشسته کند ، او مجبور میشود که کنترل شغل خانوادگیشان را در دست بگیرد و آن را در مسیر درست پیش ببرد. از طرف دیگر هم در همین حین ، برادرش که قرار بود به جای پدرشان تبدیل به بابانوئل شود ، به خاطر پرواز شب کریسمس دچار مشکل میشود و دیگر اعتماد به نفس خود را از دست میدهد و…
ساشا و مارکوس که در دوران کودکی دوستان یکدیگر بودهاند، دست زمانه آنها را به مدت پانزده سال از یکدیگر جدا میسازد. تا اینکه یک روز ساشا مارکوس را در سان فرانسیسکو ملاقات میکند و علارقم گذشت تمامی این سالها هنوز هم برق امید و حال و هوای دوران کودکی در چشمان هر دوی آنها میدرخشد…
پس از غرق شدن یک کشتی، شخصی میلیاردر بنام "الیور کویین" مفقود میشود و به مدت پنج سال همه فکر میکردند که او مرده است، اما 5 سال بعد در یک جزیرهی دور افتاده او را پیدا می کنند. او به شهر خودش یعنی "استارلینگ سیتی" نزد مادر و خواهر و بهترین دوستش برمیگردد، که بلافاصله آنها متوجه تغییر رفتار "اُلیور" میشوند. "اُلیور" با شخصیت جدیدی که پیدا کرده قصد دارد با تمام بدی ها و خلاف ها درون شهرش مبارزه کند ولی در عین حال شخصیت قدیم خودش رو هم حفظ کند...
هفت سال پس از آن که زمین تبدیل به یک کره ی یخ زده و بایر شده است، بازماندگان انسان ها در یک قطار ساکن شده اند که هرگز متوقف نشده و کره ی زمین را دور می زند.
داستان سریال الهام گرفته از فیلم “روانی” آلفرد هیچکاک هست که زندگی “نورمن بیتس” و مادرش “نورما” به تصویر کشیده می شود. داستان از آن جا شروع می شود که نورما یک متل در شهر ساحلی می خرد و …
زندگی "ایو" آنطور که انتظار داشت پیش نرفته است، او مامور باهوش MI5 است. از طرف دیگر "ویلانل" یک قاتل حرفه ای است که برای به سرانجام رسیدن ماموریتش دست به هر کاری می زند. اکنون "ایو" و "ویلانل" وارد یک جریان موش و گربه بازی می شوند و هر کدام بدنبال شکار دیگری هستند…
داستان سریال در آینده رخ میدهد که ضمیر انسانها دیجیتال شده و قابل ذخیره و انتقال به جسمی دیگر است. یک زندانی در بدنی جدید زنده میشود تا داستان یک قتل پیچیده را حل کند تا بتواند آزادیاش را دوباره به دست آورد
شان کینگ و میشل ماکسول تنها یک محقق خصوصی نیستند بلکه هر دو عوامل سرویس مخفی سابق هستند و دارای مجموعه ای از مهارت های منحصر به فرد هستند و در گرفتن مظنونین و اجرای قانون فعالیت می کنند و …
این سریال که بر اساس کمیک های مارول ساخته شده و بخشی از دنیای سینمایی مجموعه X-Men می باشد، بر روی شخصیت "دیوید هالر" تمرکز دارد که به عنوان یک بیمار اسکیزوفرنی تشخیص داده شده است که تظاهر میکند بیماری روانی دارد، اما واضح است که او چیزی فراتر از انسان است و در حال گسترش و نیرومند کردن قدرت تخیل اش می باشد...
سریال داستان دختری زیبا به نام مدی است که در کلاهبرداری بسیار چیره دست می باشد و به همان اندازه زیبایی اش، خطرناک است. اما زمانی که ازرا، ریچارد و جولز، قربانیان سابقش تصمیم میگیرند رد او را بزنند و انتقامشان را بگیرند، همه چیز پیچیده می شود. در همین زمان مدی که هدف جدیدش را نشانه گرفته، متوجه یک عشق بالقوه میان خود و هدفش می شود...
در سریال جدید و زیبای Mistresses «ساوی» زنی موفق در حرفه شغلی خودش، که در حال مخالفت با شریک حقوقیش و قصد شروع یه زندگی با شوهرش هری رو داره، و خواهر هوس باز و دارای روحیه آزادش هیچی بیشتر از این نمیتونه باشه: مجرد، همیشه دنبال دوستیابی و پارتی و خوشگذرونی و متکی به خواهر، دوست صمیمی مشترکشون «ایپریل» تازه طلاق گرفته و مادر دو بچه ست، و میخواد بعد این تراژدی زندگیشُ رو بازسازی کنه و شروعی دوباره و حرکتی به جلو داشته باشه، با حمایت و راهنمائی نزدیک ترین دوستاش ، و دوستشون «کارن» یه تروپیست موفق که دوباره با دوستاش ارتباط برقرار میکنه وقتی یه رابطه پیچیده بیش از حد عمیق با یکی از بیماراش شروع میکنه…