یک نویسندهی جوان به درخواست یک زن عجیب و غریب، برای او در یک مسابقهی ادبی شرکت میکند. اشتباهی کوچک باعث میشود شایعهای درباره نامزدی او با دختر این زن در خانواده پیچیده شود و همه اعضای خانواده با این شوخی همراه میشوند.
در یک برنامه تلویزیونی محبوب دهه هفتاد میلادی، زنی جوان به نام شرل بردشو، مردی جذاب به نام رودنی آلکالا را به عنوان همسر آینده خود انتخاب میکند. اما او از این واقعیت بیخبر است که آلکالا در واقع یک قاتل سریالی خطرناک است.
زنی که بیش از حد کار می کند و هرگز برای هیچ کاری وقت ندارد، به طور غیر منتظره ای کار خود را در کریسمس از دست می دهد. برادر آزاده اش او را به چالش می کشد تا شروع به «بله» گفتن به چیزهایی که قبلاً به آنها «نه» گفته بود، کند.
ستاره مشهور تلویزیون، مندی گیلمور، به برنامه پربیننده آشپزی خود، "جهانی از غذا"، خداحافظی میگوید و سفری دور دنیا را برای صرف غذا در همه ۱۴۲ رستوران ستارهدار میشلن آغاز میکند.
در راه رسیدن به شغلی جدید به عنوان معلم، لورن در محلی به نام گراندون فالز توقف می کند، جایی که او در هفته های قبل از کریسمس با تراویس مجرد، فرزندخوانده او و بسیاری دیگر از مردم محلی ملاقات می کند و با او دوست می شود...
ناتالی ، یک نانوا ، و اریک ، مدیر امور مالی به طور غیر منتظره یک نانوایی معروف را به ارث می برند. آنها سعی می کنند در حین اداره سرمایه گذاری مشترک ، عشق را از تجارت دور کنند...
کوین، یک نابغه نوجوان در فناوری، متوجه میشود که ایدهاش توسط آلن ولف، تهیهکننده بازیهای ویدیویی به سرقت رفته است. او و دوستش بکا به سانفرانسیسکو می روند و یک سری شیطنت می کنند تا زندگی آلن را بدبخت کنند...
پس از جان سالم به در بردن از یک سوءقصد، یک نویسنده مرموز گوشهگیر متوجه میشود که پرستارش هویت او را دزدیده است، و این او را مجبور میکند برای پس گرفتن فرزندانش دست به اقدامات شدید بزند.
"دانا" رابطه اش با پسره جوانش کمترو کمتر می شود ،لذا تصمیم می گیرد تا برای تحکیم این رابطه به یک کمپینگ با وی برود ، در آنجا به صورت اتفاقی با همسایه خود روبه رو می شود کسی که همچین اتفاقی بین دختر و پدر اتفاق افتاده است تا اینکه ...
اندی (راشل بوستون) که یک هنرمند با ذوق و شوق می باشد ، خانواده ی او قصد دارند تا با پایان سال نو ، مراسم "رژه گل رز" را بر پا کنند، اما پدر اندی بیمارمی شود و ...
زمانی که یک مجری در برنامه زنده به صورت تصادفی اعلام می کند که ازکریسمس متنفر است ، به یک شهر کوچک سفر کرده ولی با شروع کریسمس زندگی او تغییر میکند و ...
پس از غرق شدن یک کشتی، شخصی میلیاردر بنام "الیور کویین" مفقود میشود و به مدت پنج سال همه فکر میکردند که او مرده است، اما 5 سال بعد در یک جزیرهی دور افتاده او را پیدا می کنند. او به شهر خودش یعنی "استارلینگ سیتی" نزد مادر و خواهر و بهترین دوستش برمیگردد، که بلافاصله آنها متوجه تغییر رفتار "اُلیور" میشوند. "اُلیور" با شخصیت جدیدی که پیدا کرده قصد دارد با تمام بدی ها و خلاف ها درون شهرش مبارزه کند ولی در عین حال شخصیت قدیم خودش رو هم حفظ کند...
سریالی کمدی، به سبک شرلوک هلمزی و پر از شوخی ها و دیوانگی های خنده دار که می تواند ساعت ها شما را سرگرم کند. اگر دنبال سریالی کمدی و جنایی می گردید این سریال را از دست ندهید.شاون اسپنسر که حافظه ی تصویری، غریضه ی کارآگاهی و دقت بسیار بالایی دارد بعد کمک به پلیس برای حل یک پرونده، متهم به شریک جرم بودن می شود. شاون برای این که به زندان نیفتد و راز خود را برملا نکند ادعا می کند که غیبگو است و با عالم ارواح ارتباط دارد و از این راه اطلاعات خود را به دست می آورد. شاون به همراه بهترین دوستش گاس که فروشنده ی دارو و لوازم پزشکی است، دفتر کارآگاه خصوصی غیبگوی Psych را تاسیس می کند و از آن به بعد در حل پرونده های جنایی به پلیس کمک می کند...